تبلیغات
بچه شمرون - مطالب ع.ا نصر

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

مواردی که موقع کشیدن چک باید رعایت کرد

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و سوم دی 1395-06:57 ق.ظ

چک برگشتی
  باید قبل از دادن دسته چک به یک فرد قوانین و فرهنگ استفاده از آن به او بطور کامل آموزش داد. خیلی ها به دلیل ناآگاهی و استفاده ناصحیح از چک به زندان افتاده و مشکلات جدی ای برایشان پیش آمده است. قابل توجه است که بسیاری از متهمان زندانها را افرادی تشکیل می دهد که به سبب ناآگاهی از قانون چک گرفتار شده اند.
*۱- درهنگام نوشتن متن چک سعی کنید خودتان وباقلم خودتان متن چک رابنویسید حتی اگرطرف مقابل شمامورد اعتماد شما باشد هرگزاجازه ندهیددیگران متن چک رابنویسند.
*۲- درقسمت «مبلغ چک» هم تومان رابنویسیدوهم ریال را، مثلا: دومیلیون تومان برابربا بیست میلیون ریال .

*۳- درقسمت «دروجه » سعی کنیدکه وجه رابه اسم شخص بنویسیدوتامی توانید از نوشتن کلمه حامل خودداری کنید.

*۴- بعدازآنکه اسم طرف رانوشتید، برای جلوگیری ازسوء استفاده احتمالی بنویسید که چک «بابت » چه چیزی صادرشده است ، مثلا « آقای علی محمدی بابت خرید یک دستگاه ماشین »

*۵- درداخل شکل مستطیل که بایدمبلغ به عدد نوشته شودسعی کنیدازسمت چپ باکمترین فاصله به حرف « ر» درکلمه « ریال » شروع به نوشتن کرده وپس ازنوشتن مبلغ درجلوی آن تاانتهای مستطیل خط تیره کشیده شود.

*۶- پس از نوشتن عدد مورد نظربرای جلوگیری اززیادنمودن رقم،چشب نواری روی مبلغ چسبانیده شود.

*۷- سعی کنیدمتن چک رابااعصابی آرام بنویسیدواز شتاب زدگی وعجله در نوشتن خودداری کنیدوتاآنجاکه ممکن است بدون قلم خوردگی باشد.

*۸- چنانچه بدون قلم خوردگی چک رانوشتیدوامضاء کردیددربالای شکل مستطیل که رقم رانوشتیداین کلمه را امضاء کنید؛× بدون خط خوردگی × ودوطرف آن راباعلامت ضربدر«×» ببندید و اگر چنانچه در هنگام نوشتن دچارقلم خوردگی شد ولواین که یک حرف یایک عدد باشد پشت چک قید کنید که: مبلغ فلان و تاریخ فلان صحیح است و قلم خوردگی از اینجانب می باشد این جمله رادر پشت چک در گوشه ای قید کنید و امضاءنموده و سپس زیرآن را خط بکشیید.

*۹- در انتخاب امضاء برای چک سعی کنید از امضاء ساده که قابل جعل باشد خودداری کنید وزیرامضاء نام و نام خانوادگی را به همراه تاریخ با خط خودقیدکنید.

*۱۰- پس از صدور چک ته چک رانیزکامل کنید و تاریخ چک و مبلغ چک و این که چک را به چه کسی دادید؛ حتما قید کنید.

*۱۱- از نمونه امضاء خود در قسمت تته چک و برگ چک خودداری کنید تا چنانچه مورد سرقت قرار گرفت جعل نمونه امضاء صورت نگیرد.

*۱۲- همیشه سعی کنید دسته چک را درجای امن قراردهید و ازقرار دادن آن در ماشین و یا ککشوی میز کاری که فاقد قفل است و یاجیب پیراهن خودداری کنید.

*۱۳- چنانچه دسته چک یا یک برگ از وراق چک مفقود یا مورد سرقت قرار گرفت در اسدع وقت به بانک اطلاع دهید و طبق ماده ۱۴ قانون چک ظرف مدت یک هفته به دادسرا مراجعه نموده و ضمن طرح شکایت دستور قضائی را به بانک تحویل دهید. چنانچه دستورقضائی انجام نشود بانک مسئولیتی نخواهد داشت و می تواند وجه چک را پرداخت نموده و یا چک را برگشت بزند.

*۱۴-اگر در متن چک جفل و دستگاری صورت گیرد و یا مورد کلاهبرداری قرار گیرد و یا اختلاف حساب وجود داشته باشد مطابق دستور بند۱۳ عمل کنید.

*۱۵- چنانچه معامله و یا قراردادی باچک صورت گرفت شماره چک و مبلغ چک و تاریخ آن حتما در تن قرار دادقید شود.

*۱۶- از ضمانت باچک نسبت به افرادی که نمی شناسید یااحتمال عدم پرداخت اورا می دهید خودداری کنید.

*۱۷- باتوجه به مشکلات و تراکم کار در بانک و برای جلوگیری از برگشت خوردن چک سعی کنید مبلغ چک را یک روز قبل از موعد آن در بانک تامین نمایید.

*۱۸- چنانچه در تامین وجه چک در موعد مقرر دچار مشکلی شدید حتمابادارنده چک هماهنگی منید و به او اطلاع دهید و از او درخواست مهلت نمایید تابابرگشت خوردن چک و بد حسابی مواجه نشوید.

*۱۹- کسی که چک بلامحل صادرکندعلاوه براینکه دادگاه او را به مبلغ چک محکوم می کند به مجازات حبس و جزای نقدی محکوم خواهد شد : پس با دست خود خودمان را گرفتار نکنیم.

*۲۰- چنانچه چکی را بابت ضمانت یا تخلیه ملکی به طرف مقابل دادید حتما از او رسید اخذ کنید.

*۲۱- اول متن چک رابنویسید و بعد امضاء کنید و از امضاء کردن چک بدون مبلغ و تاریخ جدا خودداری کنید.

منبع: باشگاه سرمایه





قوانین کشیدن چک و سفته

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و سوم دی 1395-06:43 ق.ظ




بیشتر آدم‌های شهرمان هر روز در حال معامله با یکدیگر هستند، یا به هم پول می‌دهند تا کاسبی راه بیافتد یا با سرمایه گذاری در پروژه مشارکت می‌کنند.

این همه معامله در سطح روز که جایی ثبت نمی‌شود، شاید روزانه از هزاران مورد بگذرد و به همین دلیل شرایط را برای وسوسه کلاهبرداری و دزدی ایجاد می‌کند.

اگر از تا به حال از راهرو‌های دادسرها عبور کرده باشید ،‌حتما این جملات " نباید به او اطمینان می‌کردم"، " بدبخت شدم تمام سرمایه ام همین بود" به گوشتان خورده است.

افراد مالباخته به دو گروه تقسیم می‌شوند: 1- کسانی با مدارک کافی مستند منتظر بازداشت متهم و استرداد اموالشان هستند 2- کسانی از روی اعتماد پولشان را به رفیقشان بخشیده‌اند و امیدی به بازگشت پولشان ندارند.

البته افرادی هم هستند که تنها به خاطر ضمانت زندگی‌شان به دردسر‌های بزرگی گرفتار شده و هر شب کابوس‌هایشان بیشتر و روز‌ها خود را نزدیکتر به میله‌های زندان می‌بینند.

در این مطالب به شما دو سند و چالش‌های مهم آن ارائه می‌شود که می‌توانید با بکارگیری از این دو سند جزو گروه اول باشید و سریعتر به امولتان برسید:

شاید کمتر با این سند پیر و فرسوده در ارتباط هستیم ، برای تعهد دیگران و یا خودمان سفته می دهیم و یا پشت سفته دیگران را امضا می کنیم ، بدون آن که بدانیم با این امضا چه تعهدی داریم یا این که در صورتی که از دیگران سفته ای گرفتیم چطور می شود از مزایای قانونی آن بعنوان یک سند تجاری استفاده کرد.(موارد مربوط به سفته که در ادامه می‌خوانید ، توسط ندا پاکنهاد وکیل پایه یک دادگستری تهیه و تنظیم شده است.

**تعریف سفته

طبق ماده 307 سفته یا فته طلب سندی است که به موجب آن امضا کننده تعهد می کند مبلغی در موعد معین و یا هر وقت که حامل یا شخصی که سفته را در اختیار دارد، پولش را طلب کند بپردازد. اگر چه سفته حالا دیگر با ظهور چک ، جایگاه اولیه خود را از دست داده است ، اما هنوز دارای اعتبار و پشتوانه قانونی بالایی است و اگر مطابق قانون تنظیم شده باشد، دارنده آن از مزایای قانونی برخوردار است که اسناد عادی دارای چنان اعتباری نیستند. شاید تنها دلیل رواج بیشتر چک نسبت به سفته ، سهولت در صدور و وصول چک است ، چرا که خیلی راحت می شود با گرفتن یک دسته چک ، هر مبلغی که دوست داشته باشید از یک تومان تا هر چند میلیارد و تریلیارد تومان که می خواهید چک صادر کنید و به دست خلق الله بدهید، اما درباره سفته این طوری نیست و صادر کننده باید برابر با مبلغی که قرار است تعهد بدهد، اوراق سفته را از بانک یا مراکز فروش آن بخرد و روی آنها به تعهد اقدام کند.

**سقفی برای یک سفته 

هر برگ سفته سقف خاصی برای تعهدکردن دارد ، مثلا اگر روی سفته ای نوشته شده باشد تا «یک میلیون ریال» یعنی آن سفته حداکثر برای تعهد 100 هزار تومان دارای اعتبار است و با آن نمی توان به پرداخت مثلا 200 هزار تومان تعهد کرد.

**سفته را چطوری تنظیم کنیم؟

طبق ماده 308 سفته علاوه بر امضا یا مهر باید دارای تاریخ بوده و علاوه بر این ، اطلاعات زیر هم روی آن ثبت شود: مبلغی که باید پرداخت شود، نام و نام خانوادگی گیرنده وجه ، تاریخ پرداخت وجه ، علاوه بر اینها نوشتن نام و نام خانوادگی صادر کننده ، اقامتگاه وی و محل پرداخت سفته نیز ضروری است. در صورتی که سفته برای شخص معینی صادر شود، نام و نام خانوادگی او در سفته آورده می شود، در غیر این صورت به جای نام او نوشته می شود در «وجه حامل». در صورتی که نام خانوادگی یک شخص معین نوشته شود، این شخص طلبکار می شود و در غیر این صورت هر کسی که سفته را در اختیار داشته باشد طلبکار محسوب می شود و می تواند در سر رسید سفته مبلغ آن را طلب کند  البته اگر سفته عندالمطالبه باشد، صادرکننده باید به محض مطالبه مبلغ آن را پرداخت کند.

**سفته ، بدون نام

در تنظیم سفته ، این امکان وجود دارد که بدهکار،سفته ای را که صادر می کند ، بدون ذکر نام طلبکار به وی بدهد که این طوری فرد می تواند یا خودش در سررسید برای گرفتن پول اقدام کند یا این که آن را به دیگری حواله بدهد، عبارت «حواله کرد» در سفته به شخص دارنده این اختیار را می دهد که بتواند سفته را به دیگری منتقل کند، ولی اگر «حواله کرد» خط زده شود، دارنده سفته نمی تواند آن را به دیگری انتقال دهد و تنها خود وی باید برای وصول آن اقدام کند، علاوه بر آن  می تواند با پشت نویسی آن را به شخص دیگری انتقال دهد.

**پشت نویسی سفته

پشت نویسی سفته مانند چک برای انتقال سفته به دیگری یا وصول وجه آن است ، اگر پشت نویسی برای انتقال باشد دارنده جدید سفته دارای تمام حقوق و مزایایی می شود که به آن سند تعلق دارد.انتقال سفته با امضای دارنده آن به عمل می آید، دارنده سفته می تواند برای وصول وجه آن به دیگری وکالت دهد که در این صورت باید وکالت برای وصول قید شود.

**راه هایی برای وصول سفته

برای آن که دارنده سفته بتواند از مزایای قانونی آن برخوردار شود، باید نکات زیر را رعایت کند:

- دارنده سفته باید در سررسید سفته را مطالبه کند. اگر وجه سفته پرداخت شد که خب قضیه تمام است ، ولی در صورت عدم پرداخت ، دارنده سفته باید ظرف 10 روز از تاریخ سر رسید، سفته را واخواست کند. واخواست اعتراض رسمی است به سفته ای که در سررسید آن پرداخت نشده و علیه صادرکننده سفته به عمل می آید. از آنجا که این اعتراض باید رسما به صادرکننده ابلاغ شود، واخواست در برگه های چاپی که از طرف وزارت دادگستری تهیه شده نوشته می شود، علاوه بر این بانک ها نیز واخواست نامه چاپی مخصوص دارند. در واخواست رونوشت کامل سفته نوشته می شود و دستور پرداخت وجه سفته که به وسیله دادگاه انجام میگیرد، آورده می شود.

سفته یا فته طلب سندی است که به موجب آن امضا کننده تعهد می کند مبلغی در موعد معین و یا هر وقت که حامل یا شخصی که سفته را در اختیار دارد، پولش را طلب کند بپردازد. واخواست نامه با استفاده از کاغذ کاربن در 3 نسخه مشابه (یک نسخه اصل و 2 نسخه رونوشت) تنظیم شده و به وسیله واخواست کننده امضا می شود. پس از چسباندن تمبر که مبلغ آن را دادگاه مشخص می کند به دستور دادگاه ، سفته به وسیله مامور اجرا (طبق مقررات مربوط به ابلاغ به صادرکننده سفت)ابلاغ می شود.البته باید توجه داشت که هیچ نوشته ای نمی تواند جایگزین واخواست نامه شود. نسخه اصلی واخواست نامه به واخواست کننده و نسخه سوم در دفتر واخواست دادگاه بایگانی می شود و مامور ابلاغ نسخه دوم واخواست نامه را به ابلاغ شونده یا محل اقامت او می دهد.برای استفاده از مسوولیت تضامنی پشت نویس ها، دارنده سفته باید ظرف یک سال از تاریخ واخواست ، دادخواست خود را به دادگاه تقدیم کند. اگر دارنده سفته به این وظیفه قانونی عمل نکند، دعوی او علیه پشت نویس ها پذیرفته نمی شود. دارنده سفته ای که واخواست شده و در موعد مقرر اقامه دعوی کرده ، می تواند از دادگاه بخواهد که اموال طرف دعوی را پیش از رسیدگی و صدور حکم به نفع او توقیف کند.

در این حالت پس از صدور حکم ، دارنده سفته در وصول طلبش از مال توقیف شده ، به دیگران تقدم دارد. دادگاه نیز به محض تقاضای دارنده سفته ، ممکن است معادل وجه آن از اموال طرف مقابل به عنوان تامین توقیف کند.

در صورت اقامه دعوی علیه صادر کننده و پشت نویس در برگه دادخواست در مقابل ستون مربوط به خوانده می توان نام صادرکننده و پشت نویس یا پشت نویسان را ذکر کرد و در توضیح دادخواست در قسمت شرح دعوی از دادگاه محکومیت خوانده ردیف اول به عنوان صادرکننده و خوانده ردیف دوم به عنوان پشت نویس را به صورت تضامنی درخواست کرد.

**از کی بگیرم؟

در صورتی که سفته ای چند بار پشت نویسی شود یعنی افراد متعددی آن را گرفته و به فرد دیگری منتقل کرده باشند، دارنده آن می تواند به هر کدام از آنها مراجعه کند. کسی که سفته را امضا کرده و پشت نویس ها همگی در مقابل دارنده آن مسوولیت تضامنی دارند، یعنی دارنده سفته در صورت عدم پرداخت ، می تواند به هر کدام از آن ها که بخواهد (به صورت منفرد) یا به دو یا چند یا تمامی آنها (به صورت دسته جمعی) مراجعه کند. همین حق رجوع را هر یک از پشت نویس ها نسبت به صادرکننده سفته و پشت نویس های قبلی خود دارد. بنابراین صادرکننده به علاوه پشت نویس ها، همگی مسوول پرداخت وجه سفته خواهند بود. به این ترتیب انبوهی از مسوولیت ها برای پرداخت مبلغ مندرج در سفته ایجاد می شود. این مسوولیت در اصطلاح مسوولیت تضامنی نامیده می شود.

**دومین سند

با وجود  اهمیت چک در مبادلات امروز نسبت به آن بی توجهی هایی صورت گرفته ودر بسیاری از موارد دیده شده عدم آگاهی از یک ماده یا تبصره آن به دشواری های زیادی برای شهروندان منتهی شده از همین رو وبا هدف آگاهی شما عزیزان متن کامل قانون چک را می آوریم.
ماده ۱: (الحاقی ۱۳۷۲٫۸٫۱۱) انواع چک عبارتند از:

1. چک عادی،‌ چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر می‌کنند و دارنده آن تضمینی جز اعتبار صادرکننده آن ندارد.

2. چک تایید شده، چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر و توسط بانک محال علیه پرداخت وجه آن تایید می‌شود.

3. چک تضمین‌شده، چکی است که توسط بانک به عهده همان بانک به درخواست مشتری صادر و پرداخت وجه آن توسط بانک تضمین می‌شود.

4. چک مسافرتی، چکی است که توسط بانک صادر و وجه آن در هریک از شعب آن بانک توسط نمایندگان و کارگزارن آن پرداخت می‌گردد.

ماده ۲: چک‌‌های صادر عهده بانک‌هایی که طبق قوانین ایران در داخل کشور دایر شده یا می‌شوند همچنین شعب آنها در خارج از کشور در حکم اسناد لازم‌الاجرا است و دارنده چک در صورت مراجعه به بانک و عدم دریافت تمام یا قسمتی از وجه آن

ادامه مطلب


هولوکاست بینوایان! کارتن خوابها را عقیم کنید

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه نهم دی 1395-07:16 ق.ظ


قبر خواب

نجومی‌ها را عقیم کنید!

حسین قدیانی: در مقوله عدالت «دولت اعتدال» ادامه منطقی «دولت سازندگی» است. اگر در دولت رفسنجانی «توسعه» هیچ دستی برای دستگیری از فقرا نداشت، در دولت روحانی نیز چرخ لجوج، بی‌رحم و یک‌دنده‌ توسعه، بیشتر قائل به از بین‌ بردن پابرهنه‌هاست تا احیانا مبارزه با مظاهر فساد و تبعیض! در تفکر حاکم بر چنین دولت‌هایی، «بی‌پولی» در مقام عمل، «جرم» تعریف می‌شود! و آنکه به حیث اقتصادی «فقیر» است، همان بهتر بمیرد! در این تفکر که از سوی مجامع، محافل و رسانه‌های روشنفکری هم حمایت خاص می‌شود، فساد و تبعیض، نه فقط تحمل می‌شود که حتی مورد لطف و عنایت قرار می‌گیرد و مدیری با نجومی‌ترین حقوق ممکن، «امانتدار و ذخیره» لقب می‌گیرد، لیکن نسخه جماعت برای از بین ‌بردن فقر، فی‌الواقع چیزی نیست الا از بین بردن فقرا! در «عدالت علوی» آنچه فقر را ریشه‌کن می‌کند، در وهله اول، مبارزه با فساد و تبعیض است اما دولت‌ها و دولتمردان حامی فساد و تبعیض، در راه مبارزه با فقر، به جای در ورود، دنبال در خروج می‌گردند؛ «اگر می‌خواهی فقر ریشه‌کن شود، چنان زندگی را بر جماعت ندار سخت بگیر که جز گور و قبرستان، مفری و مقصدی برای ایشان متصور نباشد!» این، عین نسخه‌ای است که شهیندخت مولاوردی، آن هم از جایگاه «معاون رئیس‌جمهور» برای «زنان کارتن‌خواب» می‌پیچد: «هنوز دولت برنامه مشخصی در رابطه با عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب ارائه نداده است. قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی شود که به همین منظور، مباحثی هم در جریان است»! جز این نیست که «هنوز دولت برنامه مشخصی...» یعنی آنچه تاکنون به ذهن دولت اعتدال درباره رسیدگی به کارتن‌خوابی زنان رسیده، «عقیم‌کردن» ایشان است! آنچه نوشتم «در ورود و در خروج»، اینجا خودش را نشان می‌دهد! و اینجا که معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده در ادامه می‌افزاید: «باید به‌طور تخصصی و کارشناسی، این طرح بررسی شود و بر اساس رضایت زنان کارتن‌خواب، عقیم ‌شدن صورت بگیرد. قطعا این طرح به‌دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای کشور دارد، نیازمند بررسی کارشناسی است اما مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود»! شگفتا! «قطع‌شدن ریشه‌ها» از منظر معاون رئیس‌جمهور دولت اعتدال، در گرو «عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب» است، نه احیانا مبارزه با فساد و تبعیض! اینجا دولت اصلا به روی مبارک نمی‌آورد که فقر نجومی در جایی، ناشی از ثروت نجومی و حقوق نجومی در جایی دیگر است! پرسش اساسی اینجاست:کدامیک از این زنان محترمه، کارتن‌خواب متولد شده‌اند؟! و آیا چون متاثر از بد روزگار و منتج از فساد و تبعیض در حق حقوق دردانه‌های شاسی‌بلند، کارشان به خوابیدن در کارتن رسیده، باید عقیم‌شدن‌شان بررسی شود؟! و احیانا این مهم نباید بررسی شود که پول و حق و حقوق او، شاید در فیش حقوقی از مردم بهتران، جا خوش کرده باشد؟! براستی! فساد و تبعیض و حقوق‌های نجومی باید «عقیم» شوند یا کسی که از فرط فقر و نداری، کارش به کارتن‌خوابی کشیده؟! واقعا طرف حساب ما کدام دولت با کدام تفکر است که دولتمردش ناظر بر جان‌ باختن شماری از هموطنان عزیزمان در سانحه قطار، بیمه بودن اشخاص متوفی را به رخ می‌کشد و دولتزنش هم که مطالعه فرمودید! و آیا این است همه تکلیف دولت اهل حقوق، با ندار و محروم و گیرم معتاد؟! که چون دستت به دهانت نمی‌رسد و زندگی بر تو سخت گرفته، اساسا حق مادر شدن نداری! اینکه شد «نطفه به گوری» و صدپله بدتر از «زنده به گوری»! دولت اگر بنای بر ریشه‌یابی مسائلی از این دست دارد، بهتر است از کانال مبارزه واقعی با فساد و تبعیض، صفرهای پررنگ فیش مدیران شاسی‌بلند خود را به گور بفرستد، نه آینده زنان بیچاره را! بگذار صریح‌تر بگویم! نامردی که ماهی 200 میلیون از بیت‌المال به جیب می‌زند و آنکه جلوی چشم مردم، از این مصداق مسلم نامردی حمایت می‌کند، ریشه کارتن‌خوابی شمار البته قلیلی از افراد جامعه ما هستند! یکی در روز، میلیاردی مشغول چاپیدن حق ملت است که یکی در شب، با شکم گرسنه، سر بر بالین کارتن می‌گذارد! پس آنچه نیازمند عقیم‌ شدن است، تفکر حاکم بر ذهن حضرات است، نه نسل کسانی که از قضا، ناشی از همین تفکر، مشغول چوب‌خوردن از روزگار است! اعتیاد نامردان به حقوق نجومی و اساسا فساد و تبعیض، سرچشمه بسیاری از ناهنجاری‌هاست! و این وسط، روشنفکرنمایان نامحترم که اتفاقا برخلاف شو و نمایشی که ارائه می‌دهند، اولین ظالم به حق و حقوق حیوانات هستند، نباید هم درد انسان داشته باشند! از دل نمایشگاه «سگ فحش نیست» باید هم روشنفکرنمای مرفه بی‌درد غربزده‌ای بیرون بیاید که همان نسخه دولتزن اعتدالی را این‌ بار با «ضرس قاطع» تجویز کند! «حاشیه‌نشین‌ها را باید عقیم کرد تا تولید مثل نکنند» همه حرف این جماعت منورالفکری است که در دریای شمال، حاضرند برای فیلم‌های پایان باز، دنبال «الی» بگردند اما به حاشیه‌نشین و قشر محروم و ندار که می‌رسد، حکم نطفه به گوری! و همین است شمایل کسانی که «فیلم دروغ» را به «زندگی راست» ترجیح می‌دهند! دنبال کارگردان خروس‌نشان، تا بلندای ایفل هم حاضرند بروند اما در سرزمین خودشان، به همین راحتی حکم مرگ صادر می‌کنند برای نوزادی که هنوز متولد نشده! «کوچک‌مهر»ی ذات این جماعت است! این جماعت، دنباله منطقی همان جمع لجنی هستند که به رئیس‌جمهور آمریکا نامه می‌نویسند مبنی بر تحریم بیشتر ایران! بنازم اما تقسیم کارشان را! داخلی‌های‌شان حکم نطفه به‌گوری صادر می‌کنند و خارج‌نشین‌های‌شان حکم تحریم! بیگانه‌ترین قبیله‌ای که می‌توانند با ملت خود تا کنند، همان جمعند و همین جماعت! آهای جماعت مثلا منورالفکر! کاش می‌شد نمایشگاه «روشنفکر، فحش نیست» هم برپا کرد! اما نه! نمی‌شود! روشنفکر اگر شما باشید، روشنفکری همان ناسزایی است که مرحوم جلال، یقینا دوست می‌داشت فرزند «زن زیادی» خوانده شود، روشنفکر اما خطابش نکنند و جوری ننویسد که «نوبل» بگیرد! و قلمش را دستمایه هیچ فیلم دروغی قرار ندهد. دست حاشیه‌نشین محروم، کثیف هم باشد، شرف دارد. هیهات! ما سنگر پابرهنه‌ها را رها نخواهیم کرد!

 

تحلیل گفتمانی یک پست اینستاگرامی
رضا مشتاقی:  سیما حق‌شناس، همسر نقاش سرشناس، بزرگمهر حسین‌‌پور (همکار نشریات زنجیره‌ای) است. دیروز که همه بهت‌زده عکس‌ها و گزارش منتشر‌شده درباره گورخواب‌های گورستان شهریار بودند و واکنش‌های مختلفی ناشی از تاثر و تاسف نشان می‌دادند، حق‌شناس پستی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد با این متن: «نمی‌شه که اینا تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینا رو سیر کنه... تنها راه‌حل واقعی کنترل جمعیت کارتن‌خواب‌ها و حاشیه‌نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه... اگرچه مغزایی که کار نمی‌کنن برای عقیم کردن سگ و گربه هم احساساتی می‌شن... چون عادت دارن فقط به حقوق موجودی که توانایی درک حقوقش رو نداره یا شعورش رو نداره فکر کنند اما نمی‌تونن به حقوق بچه‌ای فکر کنن که تو این قبر‌ها به دنیا میاد و حق داره تو این وضعیت متولد نشه...».
1- بزرگمهر حسین‌پور مدتی پیش نمایشگاه نقاشی «پدر سگ‌ها» را برگزار کرد. نمایشگاهی با محوریت نقاشی‌هایی از سگ‌ها که کلی از هنرمندان و سلبریتی‌ها هم از این نمایشگاه‌ بازدید کردند و خروجی‌اش هم عکس معروفی بود که با این دست‌نوشته می‌گرفتند: «سگ فحش نیست». در طول نمایشگاه و در بیشتر این عکس‌ها هم سیما حق‌شناس حضور دارد. خیلی هم عالی است، نه؟ یک انسان نگران خشونت کلامی درباره حیوانات است که ممکن است به خشونت فیزیکی هم بینجامد. آنقدر نگران که نمایشگاه برایش به راه می‌اندازد و با مشاهیر عکس می‌گیرد که: «ایها‌الناس! #سگ_فحش_نیست». و بعد درباره بچه‌های حاشیه‌نشینان و کارتن‌خواب‌ها از لفظ «تولیدات» استفاده می‌کند و خواستار عقیم‌سازی اجباری این افراد می‌شود تا اصلا این «تولیدات» پا به عرصه وجود نگذارند. شاید اگر «جدایی نادر از سیمین» دوباره ساخته شود، جا داشته باشد حجت به جای مونولوگ معروفش «فقط بچه‌های شما آدمند، بچه‌های ما توله سگن...» بگوید: «انگار سگ‌های شما از بچه‌های ما آدم‌ترند...».
2- عقیم‌سازی یک انسان، یک مداخله‌ فوق‌العاده شدید در زندگی شخصی فرد است. از سوی دیگر از جمله مسائلی است که با کرامت انسانی یک شخص در تضاد است. کرامت انسانی، ذاتی انسان است و ذاتی شیء هیچ وقت از شیء جدا نمی‌شود، ولو کارتن‌خواب باشد یا معتاد یا حاشیه‌نشین یا محروم. از نظر حقوقی هم با سطح اختیارات دولت در جهت مداخله در حدود آزادی اشخاص پیوند گسترده دارد. خانم حق‌شناس در کدام‌یک از این موارد- فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق یا حقوق عمومی- تحصیل کرده یا اندیشیده‌اند که حکم به عقیم‌سازی مردمان می‌کنند؟ جالب‌تر اینجاست که ایشان از نظر منش اندیشه و سیاست‌ورزی، لیبرال به نظر می‌آیند ولی روشی را توصیه می‌کنند که  بیشتر با تعالیم یک دولت اقتدارگرا و توتالیتر سازگاری دارد. آیا می‌شود نتیجه گرفت ایشان مبنای نظری برای کردار و گفتار خود ندارند و بنای به میل و تمنای دل در مسائل سیاسی و اجتماعی اظهارنظرهای متفاوت و متناقض می‌کنند؟
3- نوشته ایشان نه‌تنها پشتوانه فکری و نظری درستی ندارد، بلکه حتی با عالَم واقعیت نیز بیگانه است. طبق آمار وزیر کشور، ایران هم‌اکنون 11 میلیون حاشیه‌نشین دارد.
طبق دیگر آمار‌های رسمی نیز کشور 100 هزار کارتن‌خواب دارد. نتیجه؟ بنا به نسخه سرکار خانم حق‌شناس باید جبرا و قهرا بیش از 10 میلیون انسان را عقیم و از «تولیدات» محروم کرد.
4- نکته دیگر اینکه از نظر خانم حق‌شناس هر کس با این طرح اندیشیده شده و فکورانه که از این علامه‌ دهر صادر شده مخالفت کند، از زمره افرادی است که «مغز‌شان کار نمی‌کند». حاشیه‌نشینان و کارتن‌خواب‌ها هم توانایی درک حقوق‌شان را ندارند یا فاقد شعور هستند.
5- اگر صفحه‌ خانم حق‌شناس را دنبال کرده باشید البته می‌دانید که ایشان و همسر‌‌شان در ایام انتخابات مجلس از هواداران لیست «امید» بودند و حسابی هم برای این لیست تبلیغ می‌کردند و دیگران را هم به رای دادن به این لیست ترغیب می‌کردند. اشکالی دارد؟ ابدا. هر شخصی- جز اشخاصی که قانونا از این کار محروم شده‌اند- حق دارد برای کاندیدا یا لیست و جریان محبوبش تبلیغ کند ولی اخلاقا صحیح نیست کسی که مبلّغ لیست «امید» بوده است، به میلیون‌ها نفر پیغام بفرستد که «امیدی به بهبود وضعیت‌تان نداشته باشید. قرار نیست چیزی تغییر کند. قرار نیست کسی کاری برای‌تان کند و از این فلاکت و حاشیه‌نشینی و بیچارگی و کارتن‌خوابی- البته گورخوابی- نجات‌تان بدهد و چند سال بعد بتوانید مثل مردمان عادی خانواده تشکیل دهید و بچه‌دار شوید. تا دنیا دنیاست، شما در همین فلاکتی که هستید خواهید بود. امیدی به بهبود نیست. بی‌زحمت عقیم هم شوید که سرمایه‌های ما سهم تولیدات‌تان نشود». من اگر باشم، که از قرار معلوم و به‌زعم خانم حق‌شناس در زمره مغز‌های تعطیل هستم، به جای اجبار کردن این بیچاره‌ها به عقیم شدن، می‌روم و یقه دولت تدبیر و امید را می‌گیرم: «خدا را! کاری بکنید برای این بیچاره‌ها، امیدوارشان کنید... خیلی‌های‌شان از غول اعتیاد خسته‌اند، از حاشیه‌نشینی، از محرومیت... تدبیری به خرج بده و چراغ امید برافروز». من اگر باشم می‌روم سراغ لیست امید- که خدا را شکر همه‌شان هم در تهران رای آوردند- و می‌گویم: «طرحی بریزید. نه از سر ناامیدی که وضع هیچ‌گاه برای این پابرهنه‌ها تغییر نخواهد کرد و چه بهتر که نسل‌شان منقرض شود. طرحی بریزید و نجات‌شان دهید و امیدوارمان کنید».
6- ولی من نیستم خدا را شکر. این بار مسؤولیت به این سنگینی بر دوش من نیست. سلبریتی‌هایی به جای من هستند با کلی طرفدار، فالوئر، عاشق و دلداده که عادت کرده‌اند خودشان را متفاوت از دیگران ببینند که سگ‌های خانگی‌شان از بعضی انسان‌ها برای‌شان عزیز‌تر است. سلبریتی‌هایی که عادت کرده‌اند در حوزه‌ای که سوادش را ندارند ورود کنند و حرف باسوادها را هم نشنوند. ستاره‌ها و فوق‌ستاره‌هایی که از نظر‌شان هر که مخالف حرف‌شان است، اصلا هر که متفاوت از ایشان است، از نعمت مغز بی‌بهره مانده. مرجع‌های جهان مجازی که عادت کرده‌اند بازیگری کنند برای سیاستمداران ولی عادت ندارند مسؤولیت کنش‌گری‌شان در عرصه سیاست را به دوش بکشند. بلد نیستند احساس وظیفه کنند در قبال «به فلان کس و فلان لیست رای بدهید»‌هایی که به هواداران‌شان گفته‌اند. خانم حق‌شناس یک نفر است ولی رفتارش را چون نیک بنگری، در میان سلبریتی‌ها بسیار خواهی دید.
***
پی‌نوشت
 لحظاتی قبل از انتشار این مطلب، آقای بزرگمهر حسین‌پور هم پستی در اینستاگرام‌شان گذاشتند با این متن: «فرمان ایست! به جای حرف‌های سطحی و بدون دانش، باید فکر بکری کرد. این افراد بچه‌هایی با ژن‌های ضعیف خواهند داشت. باید با توضیح ماجرا و محبت و آگاه‌سازی از سرنوشت بچه‌های‌شان، با عقیم‌سازی این کارتن‌خواب‌ها از تولید کارتن‌خواب‌های آینده جلوگیری کرد...».
البته ایشان نیازی ندیده‌اند در این مطلب عمیق و سراسر دانش توضیح دهند چگونه و براساس کدام مطالعات کسانی که فقیر می‌شوند و بعضا معتاد و روی کارتن‌ در خیابان می‌خوابند، ژن‌های‌شان تضعیف می‌شود؟ کسانی هم که این سوال را از ایشان پرسیدند به ناگاه متوجه شده‌اند از سوی ایشان بلاک شده‌اند.
فقط کاش کسی به آقای حسین‌پور و همسر مکرمه‌شان برساند این ایده اصلاح نژاد انسان از طریق حذف ژن‌های ضعیف را- که در مورد داستان شما قطعا صدق نمی‌کند-  سال‌ها پیش هیتلر و دارودسته‌اش هم داشتند و چه عقیم‌سازی و کشتاری از- به‌زعم‌شان- صاحبان ژن‌های ضعیف و عقب‌افتاده‌های ذهنی که نکردند. کاش یکی به ایشان برساند که قبول اشتباه اشکالی ندارد ولی این پافشاری بر اصلاح نژاد انسان که یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ پزشکی است، کار پسندیده و روشنفکرانه‌ای نیست.

نویسنده حسین قدیانی .وطن امروز مورخه9 دی 95





میلاد نبی اکرم مبارک

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه بیست و ششم آذر 1395-05:20 ق.ظ




شهادت تسلیت

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:یکشنبه هفتم آذر 1395-08:50 ب.ظ




سید جیکاک جاسوسی که آخوند شد کی بود

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه چهارم آبان 1395-06:30 ق.ظ


معجزات یک جاسوس باهوش که آخوند مجتهد شد !!!
باورتان می‌شود؟ 100، 110 سال پیش از آن طرف کره زمین با آن سختی و مشقت بیایند و آن همه وسائل و تجهیزات را بار کشتی و لنج و بلم و قاطر کنند تا به اینجا برسند؛ هفته‌ها و شاید هم ماه‌ها در سفر بودند؛ سر قافله‌شان هم «ویلیام» بود؛ آمد همینجا در دره خزینه (درب خزینه) پیاده شد؛ آن موقع حتی یک پیچ گوشتی و آچار هم اینجا وجود نداشت؛ همه چیز را با خودشان از پشت آن دریاها آوردند؛ از لوله‌ها و تجهیزات عجیب و قریب تا اینجینیر (engineer مهندس) و امپلوی (employe کارگر)؛ همه این کارها را کردند تا نفتون، نفتون (نام قدیم مسجد سلیمان) شد.

ﻣﺴﺘﺮ ﺟﯿﮑﺎﮎ ( ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺳﯿﺪ ﺟﯿﮑﺎﮎ ) ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﻭﯾﻠﯿﺎﻡ ﺩﺍﺭﺳﯽ، ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ .

ﻭﯼ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺁﻥ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻧﻔﺖﺧﯿﺰ ﻣﺴﺠﺪﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺳﮑﻨﯽ ﻣﯽﮔﺰﯾﻨﺪ.

ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ ﻓﻨﻮﻥ ﺷﻌﺒﺪﻩﺑﺎﺯﯼ ﻭ ﺣﺮﺑﻪﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺤﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻄﻮﻑ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺷﯿﻌﻪ، ﺟﺎ ﻣﯽﺯﻧﺪ.

ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﻓﻘﻪ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪﺀ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺟﺪ، ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﭘﯿﺶﻧﻤﺎﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ !

ﺍﻭ ﮔﯿﻮﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ ﺟﻔﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺎﯾﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻭﺳﺖ. ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ، ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺁﻫﻨﺮﺑﺎﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﮔﯿﻮﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ، ﮔﯿﻮﻩ ﻫﺎﺟﻔﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ !

ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻣﻦﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : " ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﻧﺠﺲ (ﻧﻔﺖ ) ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ ". ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﻋﺒﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﺛﺮ ﺳﻔﯿﺪﯼ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﮐﯽ ﺑﺮ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻣﻦ ﺍست. ﺩﺭﮐﺘﺎﺑﺶ ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﮑﻪ ﺍﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻞ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﻍ ﺟﻨﻮﺏ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺍﻃﺮﺍﻑ آﻥ ﮐﺎﻏﺬ ﺗﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺛﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻧﻘﺶ ﺑﺒﻨﺪﺩ !
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﺩﺭ مناظرﻩﺍﯼ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺷﯿﻌﻪ، ﻣﺪﻋﯽ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﯾﺶ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﺶ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺍﺯ ﻧﺦ ﻧﺴﻮﺯ، ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻫﻪ ۱۳۲۰ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ، ﻓﺮﻗﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪٔ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ، ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻃﻠﻮﻋﯿﺎﻥ (ﺳﺮﻭﺷﯿﺎﻥ) ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﻗﯿﺖ ﻗﺮﯾﺐﺍﻟﻮﻗﻮﻉ ﻇﻬﻮﺭ حضرت ﻣﻬﺪﯼ (ع) ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ.

از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف است که با آن معجزه می کرد و وقتی آنرا به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلایل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد ، تخریب می کرد !
بعد ها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار می داده است.
در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود
اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا میکرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! از بند قبل علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید . عمامه نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعای سید بودن میکرد ! درضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت !
از اینجا بود که او به "سید جیکاک" معروف شد !!!

به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود
"تو که مهر علی توی دلته
/ نفت ملی سی چنته

"یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی.
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو می کردند.
بیخود نبود که دایی جان میگفت "کار ؛ کار انگلیس است !!!

برای مطالعه بیشترتان:

شیعه انگلیسی


ﻣﻨﺎﺑﻊ:
۱- ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ؛ ﺍﺛﺮ ﺭﺍﻑ ﮔﺎﺭﺛﻮﯾﺖ، ﺗﺮﺟﻤﻪ :
ﻣﻬﺮﺍﺏ ﺍﻣﯿﺮﯼ. ﺗﻬﺮﺍﻥ : ﺳﻬﻨﺪ، ۱۳۷۳
۲ - ﺍﺳﻨﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ( ۱۳۲۰ - ۱۳۲۵ﻩ. ﺵ ) ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ :
ﺯﺭﯾﻦﮐﻠﮏ، ﺑﻬﻨﺎﺯ. ﺗﻬﺮﺍﻥ : ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ۱۳۸۲



عرفه چیست

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:یکشنبه بیست و یکم شهریور 1395-06:46 ق.ظ


عرفه از اعیاد عظیم است اگر چه به اسم عید نامیده نشده و روزی است كه حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر، و در خشمناك ترین اوقات خواهد بود، و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را كه از مردم كمك می نمود شنید، و به او فرمود: وای بر تو آیا از غیر خدا سوال می كنی در این روز و حال آن كه امید می رود در این روز برای بچه های در شكم كه فضل خدا شامل آنها شود و سعید گردند ...

پس در این روز در زیر آسمان روند و اعتراف و اقرار كنند نزد حق تعالی به گناهان خود تا سعادتمند گردند به ثواب عرفات و گناهانشان آمرزیده گردد و مشغول گردند به اعمال و ادعیه عرفه كه از حجج طاهره علیهم السلام روایت شده است؛ برای اطلاع بیشتر به كتاب مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی اعمال روز عرفه مراجعه نمایید.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز میگردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد.

و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)

حضرت آدم (ع) در عرفات:

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ

آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟

ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل بهنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی

به گناه خود اعتراف می كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ

آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتیكه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

حضرت ابراهیم (ع) در عرفات

در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

پیامبر اسلام (ص) در عرفات

و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.

و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:

...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانت های الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی برشما حلال شده اند.

هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیری از اموال مسلمانان بر مسلمان دیگری  حلال نیست مگر این که به طیب خاطر به دست آورده باشد.

خواندن دعای عرفه امام حسین(ع) بسیار نیكو و عالی است. لكن مناجات با خدا تنها به خواندن دعای عرفه نیست. خیلی خوب است كه انسان از معصوم یاد بگیرد كه چگونه با خدا سخن بگوید، و بلكه به همان بیان مناجات كند؛ ولی هنگامی كه نمی شود، كافی است كه در مسیر رفت و برگشت دانشگاه زیر لب با خدا حرف بزنید؛ خیلی صمیمی و ساده. در دل به یاد او باشید و واقعاً از او استغفار كنید و با خود عهد تازه‌ای ببندید و با این كار عرفه را به خوب درك نموده اید.

 منبع:مرکز مشاوره تبیان


برای مطالعه بیشتر و کاملتر بر روی جمله زیر کلیک کنید



عرفه چیست؟ و در عرفه چه باید كرد؟




شهادت جوادالائمه (ع)

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه دوازدهم شهریور 1395-06:29 ق.ظ






محلات شمیران به اختصار

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه دوازدهم مرداد 1395-06:42 ق.ظ

 در زیر تعدادی از محلات شمیران را به اختصار معرفی می کنم:

اوین: اراضی اوین از شمال به کوه توچال، از جنوب به نهر ونک و قلعه ارمنی و از مغرب به دره نظرگاه که آن طرف باغ دره است و از مشرق به اراضی محمودیه و ولنجک محدود می شود.دارای باغهای متعدد، علف چین ها، نهرها، آب انبارها و... است.

درکه: دهکده درکه داخل دره درکه، در غرب رودخانه بنا شده است. اراضی درکه از جنوب به اراضی اوین، ار غرب به اراضی محمدآباد و فرح زاد محدود می شود.دارای علف چین های مختلف، آبشار، باغ، امامزاده و ... است.

ولنجک دهکده ای در شرق اوین است. از جنوب به اراضی محمدیه و مقداری از اراضی اوین، و از شمال به آبریز کوه توچال، از غرب به زمینهای اوین و از شرق به زمینهای اسدآباد محدود می شود.
آب این دهکده از رودخانه مختصری که در غرب است و آب قنات تامین می شود. قنات علی آباد در زیر ولنجک است.

احتسابیه:در شمال حدیقه و مشرق فیروزآباد شازده مشتی (شاهزاده مشهدی) است. دره احتسابیه جزء خاک سوهانک است. این دره را محلیها "خرگوش نو" (بکسر شین) می خوانند.

حیدرآباد احتسابیه:قنات و اراضی بالای "دره خرگوش نو" را گویند که متعلق به حیدرخان پیشکار احتساب الملک بود.

گَل کهریز:دره دیگری از اراضی سوهانک را که معروف به "گل کهریز" بود محمدباقر خان اعتمادالسلطنه خردیداری و آباد کرد.

سَرِنو:سرنو از مزارع و باغهای احتسابیه است

اختیاریه = حسین آباد،:اختیاریه در گوشه شمال شرقی سلطنت آباد است. اراضی آن جزء اراضی دروس بود و حسین آباد خوانده می شد.

 اراج در مشرق فرمانیه :اراج در شرق فرمانیه قرارگرفته و از شمال به جاده تجریش به قوچک و از جنوب به اراضی سلطنت آباد و حسین آباد و از شرق به رودخانه دارآباد (شاه آباد) و از غرب به خیابان نیاوران - سلطنت آباد محدود می شود.

ارغوانیه = داودیه ،داودیه در شمال تهران و در جنوب غربی قلهک واقع شده که باغ ییلاقی میرزا داودخان پسر آقاخان نوری بوده است. به مناسبت درختهای ارغوانی که در خیابانهایش کاشته شده بود ارغوانیه نام داشته است

ارفعیه = لارک ،ارفعیه ده کوچکی است در شش کیلومتری شرقی امامزاده صالح که نام قدیم آن لارک بوده است. اراضی لارک از غرب متصل به اراضی حصارملا (اقدسیه) است. پس از اینکه تیمسار ارفع لارک را خرید و مرکز گاوداری کرد، آن را ارفعیه خواند.

 ازگل (در شمال غربی قلعه سردار و مغرب سرخه حصارک)این دهکده بر سر راه قوچک میان اراج و قلعه سردار است.اراضی آن از قنات ده و حق آبه ای که از رودخانه دارآباد دارد آبیاری می شود.

 اسدآباد در شرق ولنجک: حدود اسدآباد: از طرف شمال به آبریزکوه، از طرف جنوب به اراضی محمدیه، از طرف غرب به ولنجک و از طرف شرق به اراضی و سامان تجریش.

اقدسیه (در شمال اراج و جنوب دارآباد): اراضی اقدسیه از شمال به دارآباد (شاه آباد) و ارجنوب به اراج و از مشرق به لارک و از مغرب به جوزدرختک است.

اکبرآباد (متصل به رستم آباد):اکبرآباد در پنج کیلومتری جنوب شرقی امامزاده صالح و متصل به رستم آباد بود. این قریه در دامنه قرارداشت، سردسیر و آبش از قنات بود

امامزاده قاسم (در دامنه کوه سرچال کوچک): این دهکده قبلاً به نام "دزج علیا" خوانده می شد. محله ها و گذرهای معروف آن عبارتند از: 1- باغ پشت 2- کوچه قنات 3- گذر جنی 4- کوچه امامزاده 5- گذر پایین 6- گذر رودخانه 7- کوچه باغ

حدود: حد شمالی املاک کوه و مراتع تابستانی – حد جنوبی جاده تجریش به دزاشیب- حد شرقی دره جنی و حد غربی دماغه غربی گلابدره بود.

آب کوه :آب کوه امامزاده قاسم، آب گلاب دره و آب دربند است. دارای ساختمانهای عمومی و قدیم و حدود 16 قنات کوچک و بزرگ است

باقلی زار: باقلی زار در مشرق دارآباد (شاه آباد) است. قناتی کوچک کم آب دارد که در تپه های شمالی آن کنده اند و استخری نیز در این محل ساخته شده که آب قنات به علت کمی در آن جمع می شود تا به کار آبیاری بیاید. این مزرعه رعیت نشین ندارد.

پس قلعه (در شمال غربی دربند):پس قلعه از خوش آب و هواترین دهکده های شمیران است. رودخانه پس قلعه که آب فراوان دارد در لطافت هوای آنجا مؤثر است.

دژ شمیران در کوه های پس قلعه :فاصله میان دربند و پس قلعه را از دو راه می توان رفت. یکی راه کنار رودخانه که راهی تابستانی است، دیگر راه بالا که بهار و زمستان از آن آمد و شد می شود..
تجریش (مرکز بخش شمیران):تجریش در چندین سال پیش طجرشت خوانده می شد.دارای چندین قنات (حدود 32 رشته) – چندین باغ  و امامزاده بوده است

جعفرآباد:از سرپل تجریش جاده ای سربالاست که منتهی به کاخ سعدآباد می شود. دوطرف این جاده خانه هایی است که با اراضی اطراف آنها به نام "جعفرآباد" خوانده می شود

جماران (در شمال دزاشیب و جنوب شرقی امامزاده قاسم):جماران قریه ایست از قرای شمیران طهران، در دامنه کوه البرز بالاتر از حصار بوعلی که حالا به کامرانیه معروف است واقع است

چیذر = چیزر = شیزر(در مشرق تجریش و شمال غربی رستم آباد):آبادی چیذر در دامن تپه ای به همین نام بنا شده است. این ده در شرق قیطریه، شمال جماران، غرب املاک رستم آباد و جنوب اراضی دروس قرار دارد

حدیقه = رحمت آباد= وجیهیه:حدیقه ده کوچکی است در نه کیلومتری امامزاده صالح کنار راه شوسه قلهک به لشگرک. این باغ در اراضی سوهانک و زیردست احتسابیه و شمال غربی حصارک افتاده است. یک رشته قنات دارد و عمارتی داخل آن است

حصار = حصار جعفر:در شمال شرقی اقدسیه و جنوب غربی شازده مشتی، زیردست باقلی زار باغی با دیوار چینه ای با قنات کوچکی که آب آن کفاف باغ را هم نمی کرد.

 حصار بوعلی :این آبادی در جنوب گرده وی قدیم (دهکده نیاوران امروز) و مغرب باغ صاحبقرانیه است و حدود املاک آن از شرق به اراضی نیاوران و ملک آباد، از جنوب به سامان رستم آباد و اختیاریه یا رشته تپه شغالان و ار غرب به کامرانیه و از شمال به نیاوران است.

 حصار همایون و باغ عزیز خان:در جنوب حصار بوعلی به نام "حصار همایون" برمی خوریم که زمینهای آن جزء حصار بوعلی شده است.

 حصارک تجریش :قریه حصارک در دو کیلومتری شرقی امامزاده صالح تجریش است. حدود آن : از شمال به رشته توچال، از جنوب به جماران، از مشرق به منظریه و از مغرب به دره جنی.


 جن دره = دره جنی حصارک:این دره بسیار جای بدی است. اگر آبی از آنجا می گذرد لکن تنگ و خطرناک است، چرا که متصل سنگ می ریزد.

 دارآباد = شاه آباد:دهکده دارآباد در شمال اقدسیه (حصار ملا) است. قنات دارآباد دارای دو سنگ آب از دو فرسخی شهر از شمال وارد تهران می شود.

 دربند:دربند یکی از دهکده های قدیمی شمیران و در شمال باغ سعدآباد است. از محلات قدیمی آن مغ محله (مرغ محله) است که در ابتدای راه سربالایی است که به پس قلعه می رود- کنار محله، کلاغ پر و سربند نیز از محلات قدیمی آن است. دربند در شمال تجریش است. از شمال به رشته کوه توچال و پس قلعه و ازجنوب به جعفرآباد و از مشرق به امامزاده قاسم و از مغرب به بازوی کوه توچال محدود است.رودخانه دربند شامل دره های فرعی است : دره اوسون و دره آبشار و ....

 سعدآباد:مساحت باغ سعدآباد که جزء اراضی دربند است یک میلیون مترمربع و درازای آن از شمال به جنوب در امتداد رودخانه دربند است.

 

دزاشیب = دزآشوب: در یک کیلومتری مشرق تجریش است. از شمال به اراضی امامزاده قاسم، ازجنوب به تپه گور، از مشرق به جاده شمیران-تهران و از مغرب به اراضی چیذر و فرمانیه محدود می شود.
دارای قنات های مختلف، باغهای مجدالدوله - حاج بهاء لشگر و ... است.

رحمان آباد:باغ و قلعه رحمان آباد بر طرف چپ جاده نیاوران به دارآباد قرار داشت. رحمان آباد در شمال کاشانک قنات کوچکی دارد و در دره بالای قلعه استخری بزرگ ساخته اند که آب قنات در آن جمع می شود.

 رستم آباد :دهکده رستم آباد در چهار کیلومتری جنوب شرقی امامزاده صالح و سه کیلومتری شرق قلهک است. آبش از دورشته قنات است و در بهار از رودخانه دارآباد استفاده می کنند.
دارای باغها، عمارتهای مختلف و گورستان است.

 زرگنده :دهکده زرگنده در سه کیلومتری جنوب امامزاده صالح و متصل به قلهک و کنار جاده قدیم شمیران است. آب آن از سه رشته قنات است و در بهار از رودخانه دربند حقابه دارد.

سوهانک :دهکده سوهانک در ده کیلومتری شرقی امامزاده صالح تجریش و یک کیلومتری شمال جاده لشگرک است. در دامنه کوه قرار دارد و آبش از چهار رشته قنات است.
حدود و مشخصات سوهانک : از جنوب به جاده تجریش – قوچک، از شمال به رشته توچال، از شرق به شاه آباد و از غرب به گردنه قوچک محدود می شود.دارای دره ها، باغها و عمارتهای مختلف است.

علی آباد (در شرق اوین):اراضی مزرعه علی آباد جزء اراضی اوین است. از شمال متصل به اراضی ولنجک و اوین، از جنوب به جاده تجریش – اوین، از غرب به اراضی و سامان اوین و از شرق به رودخانه خشک ولنجک محدود می شود.

قیطریه (در جنوب دزآشیب و مغرب چیذر):ده کوچکی است از توابع شمیران. دوبنا از عهد قاجاریه در این دهکده است. حدود آن: از شمال به دزاشیب، از جنوب به دروس، از غرب به تپه قیطریه و اراضی تجریش و ازشرق به چیذر و رستم آباد محدود می شود.
دارای یک باغ بزرگ مشجر قدیمی است که در شمال آن مظهر قناتی است

کاشانک:کاشانک در مشرق نیاوران و مغرب جوز درختک است.
حدود کاشانک : از شمال به رشته کوههای توچال، از جنوب به کوی صاحبقرانیه، از مغرب به نیاوران و از مشرق به اقدسیه محدود می شود.
چند رشته قنات دارد از جمله قنات استخر، قنات جوز درختک، قنات رحمان آباد و ...
از محلهای معروف کاشانک : آجودانیه، رحمان آباد، باغ چال، صحرایی، جوز درختک و سرتپه است

کامرانیه :کامرانیه از شمال به منظریه، از جنوب به فرمانیه، از مشرق به نیاوران و از مغرب به جوستان محدود می شود.
کامرانیه ابتدا متعلق به میرزا سعید خان وزیر امور خارجه بود سپس کامران میرزا از او خریداری کرد و مقداری از اراضی چیذر و جماران و گرده وی و حصاربوعلی را بدان افزود.

محمود آباد (در جنوب جاده تجریش به اوین):حدود آن : از شرق به اراضی تجریش، از غرب به رودخانه خشک ولنجک، از شمال به جاده تجریش – اوین و از جنوب به اراضی اوین.

منظریه (در مغرب جمال آباد و مشرق حصارک):حدود و مشخصات آن: شمالاً به کوه توچال، شرقاً به جمال آباد و اراضی نیاوران، جنوباً به جاده تجریش - نیاوران و غرباً به حصارک و جماران. چاههای قنات سرخ حصار و قنات حاجی نیاوران و چاههای قنات ده حصار بوعلی و مجرای خشکه کار کامرانیه و چاههای قنات سنگی و قنات بزرگ کامرانیه در این ملک واقع شده اند. منظریه دارای یک رشته قنات است که مادر چاه آن در شمال دره انگلا کنده شده است.

نیاوران = گرده وی: نیاوران از شمال به جمال آباد و سرخه حصار، از مغرب به حصارک تجریش و جماران، از جنوب به حصاربوعلی و از طرف مشرق به کاشانک محدود می شود.

و همچنین شمیران دارای محلاتی چون منشادیه،محمودیه،فیروزآباد،شادآباد،دروس،شاه آباد،حصار همایون،حصار بوعلی،حصار جعفر و تیغستان میباشد که در فهرست شمیران به آنها اشاره کرده ام





حصارک شمیران و مراد آباد

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه دوازدهم مرداد 1395-06:18 ق.ظ



محله­ ی حصارک در شمال منطقه ­ی 5 شهرداری و شمال شهر تهران قرار دارد. این محله از شمال به دامنه ­های البرز و آبریز کوه­های امام­زاده داوود و کیگا و سولقان می­رسد. در شرق با محله­ ی مرادآباد همسایه است ولی دارای مرز مشخصی نمی­باشد. در غرب، رودخانه­ های وسک و حصارک، این محله را از شهران شمالی جدا می­کنند و در جنوب بلوار سیمون بولیوار در حد فاصل حصارک و جنت ­آباد شمالی قرار گرفته است.

 در جلد اول جغرافیای تاریخی شمیران از دو حصارک یاد شده است، یکی حصارک تجریش و یکی حصارک کن(ستوده، 1371). آقای مرتضی حصارکی دبیر شورایاری و از اهالی قدیمی محله در ادامه معتقدند که محله ­ی حصارک فعلی همان حصارک کن قدیم می­باشد(حصارکی، مهر 1388). در این راستا در جغرافیای تاریخی شمیران راجع به حصارک کن می­توان ملاحه نمود که: حصارک کن متصل به اراضی کن است. از شمال به رشته کوه­های توچال، از جنوب به جاده­ی قدیمی کن به تجریش، از شرق به مرادآباد و از غرب به زمین­های کن[محدود است] و تا تجریش در حدود 18 کیلومتر فاصله دارد. در این ده، غلات، انار، انجیر، گیلاس، هلو، آلبالو، گردو و توت به عمل می­آید و از انواع صیفی، توت فرنگی بهتر و بیشتر عمل می­آورند.

 قنات­های این ده: قنات سر قبرستان، قنات حسینیه و قناتِباغِ نو است و از آب دره­ی دو چناران نیز استفاده می­کنند. دو سهم از نه سهم اراضی و باغات وقف حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و هفت سهم آن متعلق به آقایان و 
خانم­های لاجوردزاده، حاج حسن اردبیلی، حاجیه ساره خانم، ملاهادی و حاجیه توران بلورچی است. یک دانگ و نیم از کل ده متعلق به حاج رحیم طرشتی و یک دانگ و ربع متعلق به آقای مقدم است. در محوطه­ی پشت، قسمت غرب ده، اخیراً کارخانه کنسرو سازی ساخته شده است که سهام آن متعلق به آقایان مینو، رجبعلی بلورچی و طباطبایی است(ستوده، 359:1371).

 اطلاعاتی که در ادامه بدان­ها اشاره خواهد شد، از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله­ ی حصارک در مهرماه 1388 به دست آمده است. شایان ذکر است که در این جلسه آقای مرتضی حصارکی دبیر شورایاری محله این اطلاعات را بیان و مابقی اعضاء آن­ها را تایید ­نمودند.

  در این راستا ایشان در خصوص مکان اصلی شکل­گیری محله معتقد بودند که، مکان اصلی شکل­گیری حصارک، حول یک چشمه قرار داشته است، در واقع اگر بخواهیم ساختمان کالبدی و یا فرآیند شکل­گیری هسته­ی مرکزی روستا را بررسی نماییم به این چشمهخواهیم رسید. علت نام­گذاری منطقه به حصارک نیز آن است که مردم از کوه و دشت این محله به عنوان چراگاه دام­های خود استفاده می­نموده­اند و چشمه­ ی مذکور، آبشخور این حیوانات بوده است. اندک­اندک اطراف این چشمه توسط آن افراد حصارهایی زده شد و دام­های خود را در حصارهایی که بنا نمودند، نگه­داری می­کردند. هر مالدار(دام­دار) یک آغل یا حصار جدا داشت و آنجا حصار حصار شد و به آن منطقه حصارک گفتند. از آن پس کم کم خانواده­ها از مناطق اطراف حصارک به آن­جا آمده و حول این چشمه خانه­ سازی کردند، در واقع قدیمی­ترین مکان حصارک همین خانه­ های اطراف چشمه می­باشد. این چشمه که اکنون خشک گردیده، در حیاط مسجدجامع حصارک واقع گردیده است. در ادامه نیز می­توان گفت اهالی بعد از استقرار در اطراف این چشمه، اقدام به حفر قنات کرده و روستا اندک ­اندک توسعه یافت. مسجد جامع نیز در حال حاضر، در میدان توحید، خیابان توحید قرار دارد. در خصوص قدمت روستا می­توان چنین اظهار داشت که عمر روستا به بیش از 500 سال می­رسد و با توجه به سن درختان قدیمی احتمال دارد که قدمت روستا به 700 سال نیز برسد. گذران زندگی افراد ساکن در این محله که به روستای حصارک معروف بوده از کوه تأمین می­شده است. از اموری مانند جارو سازی، تهیه بته برای سوخت شهری­ها، ذخیره یخ برای تابستان و گوسفندداری و فروش شیرخشت.

 در کل می­توان وجود آب در این محله به صورت چشمه را دلیل اصلی مهاجرت مردم و توسعه­ ی این محله و حتی منطقه به عنوان سکونت­گاه دانست. قنات­هایی که به مرور زمان در این محله حفر گردید و 2 استخری که در این منطقه وجود داشته است و نیز حاصل­خیز بودن زمین­های محله نیز از سوی دیگر موجبات ظهور باغ­داری و رشد محله و منطقه را فراهم آوردند.

  خود را وقف نمود و آن زمین تبدیل به مسجد محله گردید.
 حصارک قدیم مساحت متفاوتی نسبت به امروزش داشته است. در بیانی دیگر می­توان گفت که از حسن­ آباد(آیت ا... کاشانی) و تا بالای چهار باغ جزء حصارک تلقی می­گردیده است.

 از دیگر مالکان بزرگ این منطقه می­توان به خانواده­ ی طرشتی­ها اشاره نمود که باغ­دار و زمین­دار بوده­اند. رجبعلی بلورچی که همین الان هم در حصارک کلی باغ و زمین دارد و فرزندانش مالک آن­ها هستند و دیگرانی چون مقدم، حاج حسن قدس و لاجوردی که از اربابان این منطقه بوده­اند، از دیگر مالکان این محله بوده­اند.

 50 سال پیش در حصارک آقای بلورچی کارخانه­ی ویتا را افتتاح نمودند که بعد از 15 سال به خارج از شهر منتقل گردید. این کارخانه درون باغ آقای بلورچی قرار داشت که ساختمان آن به صورت متروکه همچنان وجود دارد و به آن باغک می­گویند. محصول این کارخانه کمپوت و کنسرو بود که احتمالاً با توجه به باغ­های میوه­ی اطراف، تصمیم به تأسیس کارخانه و تولید این قسم محصولات گرفته شده بود. در بدو تأسیس کارخانه تا سال­هایی که در این مکان قرار داشت، کارگرانش را حصارکی­ها تامین می­نمودند.

ساکنان اولیه اکثراً به صورت خانوار بودند و گوسفندداری، گاوداری و دامپروری عمده­ترین شغل این اهالی تلقی می­گردید و بعد از آن باغداری و کشاورزی شغل برخی دیگر از اهالی را به خود اختصاص می­داد و در نهایت نیز برخی، کارگر بودند.

 ساکنان این محله از اطراف، یعنی کن، کیگا، برقون، طالقان و ... به این مکان آمده بودند. از کدخداهای این محله نیز کدخدا نوروز، کدخدا ابوالقاسم، کدخدا روح ا... قابل ذکر خواهند بود.

 آب و هوای خنک و ییلاقی بودن حصارک نیز موجب شد مالکان بزرگ زمین­ها را خریداری نموده و به شکل­گیری نظام ارباب ـ رعیتی در محله مدد رسانند. مابقی اهالی نیز همان­طور که در بالا اشاره شد، دام­دار بودند، جارو کاشته و خشت می­فروختند.

 در نهایت نیز از افراد تأثیر گذار در تاریخ محله نیز می­توان به آقای مهدوی هادوی دادستان اول انقلاب یاد کرد که از خیرین و کسانی بودند که برای تأمین آب شرب منطقه و دادن وام بلاعوض تلاش بسیار کرده و مبلغ زیادی پرداخت نمودند(حصارکی، مهر 1388).
گویش شمیرانی در حصارک هنوز رایجه.


مراد آباد شمیران

در کتاب گزیده ­ی تاریخ تهران، مرادآباد این­گونه معرفی شده است:

ده کوچکی است با  سکنه 65 نفر . مزرعه­ ی خاک لاری جزء این ده است. کتاب اسامی دهات کشور، مرادآباد را به حساب شهران برده است ولی فرهنگ جغرافیایی ایران به حساب "کن" گذارده(حسینی ­بلاغی، 158:1386). در جلد اول جغرافیای تاریخی شمیران نیز مرز شرقی حصارک، مرادآباد معرفی شده است(ستوده، 1371). هم­چنین در جلد سوم کتاب تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران، نام مرادآباد را با 82 نفر جمعیت در سال 55، در فهرست آبادی­ های محدوده ­ی طرح 25 ساله معرفی می­کند(تکمیل همایون، 1379).

اطلاعاتی که در ادامه بدان­ها اشاره خواهد شد از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله­ ی مرادآباد در آذر ماه سال 1388 نشات گرفته است.

این معتمدین معتقدند که مرادآباد روستایی با 10 یا 15 خانوار ساکن در یک قلعه بوده است. غیر از قلعه­ ی رعیتی یک قلعه­ ی اربابی هم وجود داشت که ارباب و خانواده­ اش در آن زندگی می­نمودند. زندگی مردم از راه دامداری و کشاورزی تأمین می­ شد. در روستا یک جوی آب به نام چشمه­ ی خونی جریان داشت که از چشم ه­ای در فرحزاد به سمت مرادآباد در جریان بود. این جوی با طی مسیری از میان دره­ها، به مرادآباد می­رسید و از ابتدای بهار به مدت 6 ماه از آب آن استفاده می­ گردید. در ادامه و در خصوص همسایه­ ی این محله، یعنی شهرک نفت نیز این سخن قابل بیان خواهد بود که مکان این شهرک را در گذشته تپه­ های "دِسیَت" می­نامیدند. این تپه­ ها نام خود را از باغی به همین نام گرفته بودند(غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).

درباره­ ی حدود این محله نیز می­توان گفت، حدود روستای مرادآباد قدیم به این ترتیب بوده است:

از شمال، قلعه ­ی سلوار در امتداد کوه­های البرز که به آن کوه­های مرادآباد می­ گفتند. از غرب، جاده­ای مال­رو میان مرادآباد و حصارک. در آنجا دره­ای به نام گاهون بود و بعدها مردم به آن "ماشینو" می­گفتند. از جنوب، تا نزدیکی باغ فیض که در گذشته به آن مناطق(بین مرادآباد و باغ­ فیض)، حسین­ آباد و چال­ پونک می­ گفتند و از شرق، تپه ­های دسیت(شهرک نفت فعلی، خیابان البرز) مرز مرادآباد و فرحزاد بود(منصوری و غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).

در مورد این که نخستین ساکنان مرادآباد از کجا به این مکان مهاجرت نموده­ اند دو روایت وجود دارد. روایت اول به نقل از مرحوم، کدخدا احمد مرادآبادی است که ایشان عنوان داشته­ اند که نخستین ساکنان مرادآباد از شمال آمده ­اند (وفایی، آذر 1388) و روایت دوم، که ساکنان اولیه را از اهالی کیگا از روستاهای شمیرانات می­داند(غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).
همان­طور که در بالا نیز بدان اشاره­ای گذرا صورت پذیرفت، روستای قدیمی مرادآباد شامل این بخش­ها می­شده است:

ـ قلعه­ ی رعیتی که 10 یا 15خانوار در آن ساکن بودند. این قلعه از شمال به توتستان اربابی و از جنوب به باغ اربابی و از شرق به خیابان استخر و از غرب به قلعه­ ی اربابی محدود بود.

ـ توتستان، که به علت وجود باغات توت به این نام معروف شده بود.

ـ خیابان استخر، علت نامگذاری این خیابان وجود استخر آب [برای تقسیم نوبت­­­ بندی آب] در کنار آن بود.

ـ تپه­ های عمر در شمال غربی مرادآباد، علت این نامگذاری آن بود که در آنجا "جشن عمرکُشان" برگزار می­شد (غلامرضا مرادآبادی، علیرضا مرادآبادی، سرخه و وفایی، آذر 1388).

ـ همچنین دره­های اربابی، رعیتی، شن کبود، دوزارک، در بسته، دره خورشید، دره سولوار، دره زغال (مرز بین حصارک و مرادآباد را زغال ریخته بودند)، چشمه خونی (مرز چشمه خونی)، دره گون، و... از حدود 50 سال پیش عده­ی محدودی از قلعه خارج شده و خانه­ سازی نموده ­اند و از 30 سال پیش بافت شهری آن شروع به شکل­گیری کرده است(غلامرضا مرادآبادی، علیرضا مرادآبادی، منصوری و وفایی، آذر 1388).

این محله تحولات اثرگذار متعددی را به خود دیده است که بخش بزرگی از آن مربوط به مالکیت زمین­های کشاورزی می­باشد(علیرضا مرادآبادی، آذر 1388). از تحولات دیگر نیز این نکته قابل بیان خواهد بود که تأسیس دانشگاه[دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات] در جوار این محله و در حصارک موجب مصدود شدن جاده­ ی مرادآباد به حصارک شده است و این امر اثرات و تحولات رفتاری متعددی را برای اهالی به همراه داشته است. در شرق مرادآباد نیز مکانی وجود دارد که زمین­های تصرفی قوه­ی قضاییه می­باشد. قوه ­ی قضاییه ضایعات خود را در شمال مرادآباد تخلیه نموده و این امر موجب تخریب چشمه­ ها و آسیب­های زیادی به محیط زیست مرادآباد شده است. مجتمع رفاهی شهرداری که در این محله واقع شده است و می­توانست منشاء تحولات مثبتی در محله باشد، علیرغم مدت زیادی که از احداث آن می­گذرد همچنان غیرفعال باقی مانده است(منصوری، آذر 1388).

منبع:سایت شهرداری تهران

بچه شمرون خانه ای در حصارک  و در شرق میدان دانشگاه خریده و فعلاً هم محله ای حصارکی ها شده است و گاهی میروم تو ده حصارک که هنوز گویش شمیرانی در ان رایج است

 







  • تعداد صفحات :176
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...