امامزاده قاسم در منطقه‌ای است در شمال تجریش که در دامنه رشته کوه البرز و در ارتفاع ۱۷۰۰ متری قرار دارد.

امامزاده قاسم در شهر تهران و در شمال منطقه شمیران و در روستای قدیمی «دژ علیا» واقع است. بنای اصلی امامزاده برجی هشت ضلعی است که هر ضلع آن از داخل ۲/۲۵ متر عرض دارد و از آجر ساخته شده‌است. این بقعه امروزه دارای صحن، ایوان، رواق و گنبد کاشیکاری است. اصل بنای بقعه را از قرن هفتم هجری دانسته‌اند. در زمان شاه تهماسب صفوی صندوقی با تاریخ ۹۶۳ هـ. ق بر روی مرقد نهاده شد.www.anasr121.mihanblog.com بچه شمرون

ساختمان اصلی بقعه در زمان فتحعلی شاه قاجار توسعه یافت و ایوان بزرگ فعلی در طرف قبله بنا شد. بیرون بقعه و در گوشه جنوب غربی بنای قدیم، هنوز طاق نماها و رومی‌های عهد صفویه مشهود است. گنبد بیرونی بنا پیازی شکل است و ساقه آن با پوششی از کاشی خشتی با نقوش هندسی و خطوط کوفی بنایی تزیین شده‌است. صندوق امامزاده در سال ۹۶۳ هـ. ق در سی و سومین سال پادشاهی شاه تهماسب صفوی روی مرقد نصب شد.

گورستان امامزاده قاسم در زمین‌های پیرامون بنا به شکل پلکانی قرار گرفته و مقابر خانوادگی خانواده‌های قدیمی و سرشناس تهران را در خود جای داده‌است.

پیشینه امامزاده قاسم

نقل قول‌های فراوانی وجود دارد که غالبا عامیانه و فاقد سندیت است، مثلا برخی می‌گویند این امامزاده همان قاسم بن الحسن معروف است که در جریان کربلا به شهادت می‌رسند و سر ایشان را برای عبرت مردم به اطراف شهر ری می‌فرستند، و بعد داستان افسانه‌ای و اهانت بار چوگان بازی با این سر و واسطه شدن یک زن شمیرانی برای بازپس گیری سر و بالأخره دفن سر در محل فعلی توسط یکی از فرزندان عمار یاسر که ساکن رودبار قصران بوده‌است.

طبق معتبرترین نظرات این امامزاده، جناب قاسم بن حسن بن زید بن حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد که دختر او به نام خدیجه به همسری حضرت عبدالعظیم حسنی در می‌آید. این امامزاده که مثل بسیاری دیگر از سادات و علویان تحت تعقیب مأموران بنی امیه و بنی عباس قرار داشته‌است، به سمت کوههای البرز که مأمن مناسبی بود عزیمت می‌کنند و پس از وفات یا شهادت، در منطقه بالادژ (که بعدها به نام ایشان، امامزداه قاسم نامیده شد) مدفون می‌شوند.www.anasr121.mihanblog.com بچه شمرون

خوشبختانه با افزایش سطح آگاهی عمومی، طرح مطالب خرافی درباره واقعه عاشورا به حداقل رسیده است، به نحوی که بسیاری از مردم هنگام مواجهه با روضه‌ها و مصیبت‌هایی که خوانده می‌شود در سند و صحت آن دقت می‌کنند.
اما با همه این دقت‌ها باز هم هستند مداحانی که برای بازارگرمی و به اصطلاح گرم‌کردن مجالس خود، به روایت‌های شاذ و مقاتل متأخر و بدون اعتبار متوسل می‌شوند و نتیجه آن بیان مطالب خرافی نظیر برپایی مجلس عروسی حضرت قاسم(ع)، حجله‌بندی و حنابندان و کوبیدن سر به کجاوه توسط زینب(س) است.

حضرت قاسم(ع) در روز عاشورا ازدواج نکرد
حجت‌الاسلام ملک‌پور برای بیان و معرفی مطالب خرافی که در مقاتل آمده و امروز از آنها در مجالس عزاداری امام حسین(ع) یاد می‌شود، سخنان خود را این‎گونه آغاز می‌کند: خوشبختانه با افزایش آگاهی مردم، مطرح کردن مطالب خرافی به حداقل خود رسیده است و در جامعه خیلی‌ها به دنبال این هستند که حرف‌هایی که می‌زنند و روضه‌هایی که می‌خوانند، همه صحیح و معتبر باشد. حتی در جلساتی که با برخی مداحان شهر قم داشتیم، اشعار و روضه‌های خود را تصحیح می‌کردند؛ اما باز هر از ‌گاهی این مشکل دیده می‌شود که از جمله مطالب خرافی در باره واقعه عاشورا، گرفتن مجلس عروسی حضرت قاسم(ع)، حجله‌بندی کردن و حنابندان است که هنوز هم در برخی از مجالس به خصوص زنانه وجود دارد. این مطالب خرافی از جمله مواردی است که شهید مطهری آن را به شدت رد می‌کند.

کتاب «اسرار الشهادة» مملو از انحرافات و مطالب خرافه است
وی ادامه می‌دهد: اباعبدالله(ع) تنها دو دختر دَم‌بخت به نام‌های «فاطمه» و «سکینه» داشت. برخی از دختری به نام «زینب» یاد کرده‌اند و برخی هم به «رقیه» اشاره کرده‌اند که سن آنها کم بود. دختران امام حسین(ع) را برخی 4 تن، برخی 3 تن و برخی 2 تن بیان کرده‌اند که تنها 2 دختر بزرگ داشت که آنها را به عقد پسران امام حسن(ع) درآورده بود.
حجت الاسلام ملک‌پور می‌افزاید: «فاطمه» همسر «حسن مثنی» بود که شوهرش در واقعه کربلا زخمی می‌شود و تا مرز شهادت پیش می‌رود؛ ولی زنده می‌ماند. داماد دیگر امام حسین(ع)، «عبدالله‎بن حسن» بود که «سکینه» را به عقد او درآورده بودند. البته در واقعه عاشورا دو «عبدالله‎بن حسن‌» حضور داشتند. یکی «عبدالله» یازده ساله که در کربلا و در لحظات آخر در آغوش عمویش امام حسین(ع) به شهادت رسید و دیگری یک «عبدالله» دیگر که از نظر سنی بزرگ‌تر بوده که عقد «سکینه» را قبل از واقعه کربلا برای وی می‌خوانند و در جریان کربلا به شهادت می‌رسد. پس دختر دیگری برای ازدواج با قاسم باقی نمی‌ماند.
این محقق در ادامه با اظهار تأسف از مطالب منتشر شده در مقاتل ضعیف می‌گوید: متأسفانه در کتاب «اسرار الشهادة» به طرز فجیعی داستان حضرت قاسم(ع) بیان می‌شود. این کتاب می‌نویسد که عروسی حضرت قاسم(ع) و یکی از دختران امام حسین(ع) در روز عاشورا اتفاق می‌افتد که اصلاً زمان مناسب برای این کار نیست. در این کتاب این جریان تحریفی این‎گونه بیان شده است که در حین انجام مراسم عروسی، قاسم(ع) صدای رجز می‌شنود و به میدان می‌رود و جنگ می‌کند و بعد بازمی‌گردد و شخص دیگری رجز می‌خواند و بار دیگر که قاسم عزم میدان می‌کند، دختر به حالت گلایه می‌گوید: پس دیدار ما چه می‌شود؟ و قاسم(ع) می‌گوید که: دیدار ما به قیامت! بعد دختر می‌گوید که: از کجا تو را بشناسم؟ قاسم(ع) آستین لباسش را پاره می‌کند و می‌گوید: از این آستین پاره. بعد در جنگ شهید می‌شود. سرها را که برای ابن‌زیاد می‌بردند، یک وزیر ایرانی درخواست می‌کند که یک سر هم به ما بدهید تا ما هم شادی کنیم. سر قاسم(ع) را به او می‌دهند. وزیر آن را به ایران می‌آورد و مدت‌ها با این سر چوگان‌ بازی می‌کردند.
حجت الاسلام ملک‌پور با اظهار تأسف دوباره ادامه می‌دهد: کتاب «اسرار الشهادة» در ادامه در ده‌ها صفحه بحث می‌کند که استخوان این بزرگان به این دلیل و آن دلیل محکم است و سر مشکلی پیدا نمی‌کرد. پس از مدتی یکی از زنان که از نواده‌های «عمار یاسر» بود، شبی در خواب حضرت زهرا(س) را می‌بیند که به او می‌فرماید:‌ «این سر فرزند من است و چرا با آن این رفتار را می‌کنید.» پیرزن صبح به پسرش می‌گوید که: حاضری سرت را به جای این سر بدهی؟ پسر موافقت می‌کند. پیرزن سر پسرش را می‌برد و آن را به جای سر قاسم(ع) برای بازی چوگان وزیر ایرانی و اطرافیانش می‌دهد. آنها سر را می‌برند تا چوگان بازی کنند؛ اما سر می‌ترکد. دوباره بازمی‌گردند و سر اصلی را می‌برند.
وی می‌افزاید: در ادامه این نقل کذب تاریخی آمده که بالاخره تعدادی از کردها می‌آیند و این سر را می‌گیرند و بعد آن را در شمیران تهران دفن می‌کنند که به امامزاده شاهزاده قاسم(ع) معروف می‌شود و متأسفانه هنوز هم هست.

امامزاده قاسم دربند و بی‌بی‌زبیده شهرری جعلی است
حجت الاسلام ملک‌پور تأکید می‌کند: نویسنده این مقتل ضعیف؛ چون امام حسین(ع) تنها دو دختر شوهردار به نام‌های «فاطمه» و «سکینه» داشت، یک دختر خیالی برای امام حسین(ع) به نام «زبیده» درست می‌کنند که در هیچ‌‎یک از منابع تاریخی این نام وجود ندارد. نه در منابع معتبر و نه حتی در منابع ضعیف. «اسرار الشهادة»می‌گوید که «زبیده» با «شهربانو» بعد از واقعه کربلا به ایران می‌آید که «شهربانو» اصلاً در کربلا نبوده و هنگام تولد امام زین‌العابدین(ع) به شهادت رسید ـ چون زن اگر هنگام زایمان از دنیا برود، شهید است ـ به هر حال این «زبیده» خیالی با این «شهربانو» که در کربلا نبوده به ایران می‌آید. الآن هم در شهرری قبری به نام «زبیده خاتون» وجود دارد که مدعی‌اند همسر قاسم(ع) است.
وی می‌گوید: حالا اگر دقت کنید، می‌بینید که «دربندی» نویسنده «اسرار الشهادة» از اهالی «دربند شمیران» بوده و می‌خواسته امامزاده قاسم(ع) و زبیده خاتون را درست کند و بعد وقتی سؤال می‌شود که: این روایت را از کجا نقل کرده‌ای؟ می‌گوید که: از یک کتاب فارسی قدیمی که چون ورق‌های اول آن پاره شده است، نویسنده آن مشخص نیست! آیا می‌شود به این گفته استناد کرد؟ وقتی شهید مطهری(ع) این مطلب را می‌بیند برآشفته می‌شود و خیلی محکم جریان عروسی قاسم(ع) را رد می‌کند. این نه با عقل و نه با نقل‌های معتبر همخوانی ندارد.

تاریخچه بقعه

مورخین اولین بقعه درست و حسابی که بر مزار این امامزاده ساخته شده را به عضدالدوله دیلمی در سال ۳۷۰ هجری قمری نسبت می‌دهند. بعدها این بقعه گسترش پیدا می‌کند.

در زمان شاه طهماسب اول صفوی ایوانی در مشرق بقعه اضافه می‌شود و یک صندوق چوبی روی قبر امامزاده قرار می‌گیرد و گویا زیر صندوق فعلی قرار دارد.

در زمان فتحعلی شاه قاجار این بقعه توسعه پیدا کرد و ایوانی رو به جنوب ساخته شد و ایوان شرقی تبدیل به رواق حرم شد. سپس گنبد کاشی کاری شده‌ای نیز بر فراز بارگاه احداث کردند و مرمت‌هایی نیز به دستور ناصرالدین شاه قاجار انجام گرفت..

www.anasr121.mihanblog.com بچه شمرون