شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

چرا باید راه امام حسین(ع) را زنده نگهداریم

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:یکشنبه دهم شهریور 1398-09:17 ق.ظ




از زمانی که بیاد دارم نوکری اقا ابا عبدالله را کرده ام چه در بابلسر که بهمین دلیل دستگیر و زندانی شدم توسط ضد اطلاعات شاه و چه تذکری را که دیروز بمن دادند و تمسخر دوست و اشنا که: ول کن این اخوند ها را ...جمش کنید این بساط را.... و ..و..و..لذا برخود دیدم چند کلامی با دوستان از زبان خود و دیگری بیان کنم....... و بگویم حساب امام حسین و اسلام با مسلمانی کسانیکه شما و من را از اسلام بری کرده است جداست ...هر عیب که هست از نوع دین داری و مسلمانی است و تحریفات و دروغ بستن به واقعه کربلا و نوع عزاداری رفتار خلاف اسلام جمعی از مسولین مملکتی که بعضاٌ دم از خدا میزنند اما به خواسته کروه ودلشون عمل میکنند و نه از دم و دستگاه و راه سرخ امام و اسلام ناب جدش رسول الله(ص)................

آنچه پس از 50 سال بر خاندان پیامبر در کربلا گذشته، برخاسته از جهل افراد به شأن پیامبر و خاندان جلیل او نبوده است و از این رو امام حسین علیه‌السلام مامور می‌شود واقعیتی که به جنگ حقیقت آمده را برملا کند. امام در روز سوم محرم از راسخ نبودن دین و ارزش‌های آن در بین مردم زمانه‌اش سخن گفته است. او آنان را «عبید الدنیا» و دین آنان را «لقلقه زبان‌شان» خوانده است به گونه‌ای که در روز حادثه، دینداران بسی اندک می‌باشند.
امام حسین علیه‌السلام در روز نهم محرم خطاب به مردمی که با برپا کردن سروصدا، مانع رسیدن کلام امام به خود و مردم می‌شوند راز این دین‌گریزی و دنیاگرایی را فاش کرده و می‌فرماید «وای بر شما من شما را به یک راه راست دعوت می‌کنم و شما از آن سر باز می‌زنید چرا که شکم‌های شما از مال حرام پر شده و دل‌های شما را شقاوت گرفته است...
در واقع واقعه کربلا از جنبه‌ ظاهری پیروزی دنیاپرستی بر دین‌پرستی بود. بالاخره سکه‌های سرخ ابن‌زیاد توانست کوفیانی که با دل خود با امام حسین بیعت کرده بودند را به رزمگاه پسر هند و پسر مرجانه بفرستد. آنگونه که- بنا به نقل‌های معتبر- در روز شنبه چهارم محرم 61 هجری، شمربن ذی‌الجوشن با 4000 کوفی، حصین بن‌ نمیر با 4 هزار کوفی، مضایر بن ‌رهیه با سه هزار کوفی و یزید‌بن‌ رکاب و نصربن‌حرسه نیز هر کدام با دو هزار کوفی به جنگ امام در کربلا آمدند و همین کوفه بود که چند هفته پیش از آن 1200 نامه ملتمسانه به امام در مکه فرستاده بودند. واقعه کربلا نشان داد مدیریت اقتصادی جامعه اهمیت ویژه‌ای دارد و مناسبات غیرشرعی در بازار مسلمین کار را به فاجعه‌ای همه‌جانبه- سیاسی، اعتقادی، امنیتی و....- می‌کشاند و دین و دنیای مردم را تباه می‌کند، در اینجا یک نکته جالب وجود دارد. آنان‌که از نعمات ناشی از فتوحات ایران و روم «به‌طور ویژه» برخوردار شدند، همه جامعه نبودند و حتما در کنار مغیره ‌ابن شعبه‌ها و سعد بن ابی وقاص‌ها، هزاران مردم بیچاره‌ای بودند که دستشان به هیچ چیز نمی‌رسید و فاصله زیادی‌ با برخورداران داشتند اما در روز حادثه این‌ها هم نیامدند چرا؟ 
آیا این‌ها هم گرفتار پیامدهای ناشی از لقمه‌های حرام بودند؟ مسلما خیر اما این‌ها چرا نیامدند؟ واقعیت این است که این گروه نیاز به فرماندهانی پاکدست داشتند و کسانی باید جلوداری آنان را برعهده می‌گرفتند. در دوران بیست ساله معاویه ابن‌ابی‌سفیان نامداران عرب یا مانند سعدبن ‌ابی وقاص با دینار سرخ خریده شدند و یا مانند حجرابن عدی به قربانگاه رفتند. آنان که مانده بودند در فضای رعب‌انگیز آن روز عملا متوقف مانده و به این وضع عادت کرده بودند. براساس  یک روایت در روز دوشنبه ششم محرم، حبیب‌ ابن مظاهر علیه الرحمه با اجازه امام حسین‌ علیه‌السلام به طایفه بنی‌اسد وارد شد و پس از یک نطق شورانگیز، 90 نفر از آنان را به سمت اردوگاه امام حسین علیه‌السلام به حرکت درآورد اما آنان به محض مواجه شدن با گروهی از لشکریان ابن‌سعد پراکنده شده و هیچ‌کدامشان به اردوگاه امام نرسیدند وقتی حبیب ماجرا را برای امام شرح داد ایشان فرمودند انالله و اناالیه راجعون.
امام حسین علیه‌السلام مامور بود تا این اختناق اموی را بشکند تا حکایت اسلام و مسلمانی آن‌گونه که معاویه و اطرافیان او می‌خواستند نوشته نشود. امام حسین در ماجرای کربلا و عاشورا به ظاهر نتوانست بر یزید و کوفیان طماع غلبه کند اما توانست خط سرخ‌رنگی در تاریخ بکشد و امت را به آن رهنمون شود. آنچه امام حسین علیه‌السلام به آن مامور بود با آنچه ائمه پس از او به آن مامور بودند از نظر نوع دستور تفاوت می‌کرد هر چند ماهیت همه دستورها یکی بود و البته بعضی این را درک نکردند و منشا پیدایی نحله‌هایی در شیعه و سنی شدند. ائمه پس از امام حسین علیه‌‌السلام، همه مامور به استقامت و مقاومت بودند که تا آخر استقامت ورزیدند و همه آن بزرگواران، یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند تا اینکه حکایت امام غائب ارواحنا له ‌الفداه پیش آمد ماموریت آنان زنده نگه‌داشتن کار بس بزرگی بود که ابی‌عبدالله‌الحسین علیه‌السلام با عظمت تمام طی کرده بودند و لذا روضه امام حسین و گریستن مومنین بر او از سوی ائمه ترویج شد و در واقع به بخشی از دین تبدیل شد به گونه‌ای که بنا به فتوای فقها، تنها گریستن بر امام حسین است که باعث باطل شدن نماز نمی‌شود. پرچم امام حسین ‌علیه‌السلام در دست‌های ائمه علیهم‌السلام چرخید و مقاومت در برابر شرک و انحراف و نفاق ترویج شد تا اگر زمانی شیعیان واقعی قدرتی به‌هم زدند بتوانند کار امام حسین علیه‌السلام‌ را تکرار کرده و با تاسی به آن حضرت راه پیروزی امت را بگشایند و این حکایت باقی ماند و باقی‌ خواهد ماند.
حال دوستان و رفقای عزیز .شما را نمیدانم جزو کدام دسته اید اما اگر ادعای مخالف زبانی و عملی با دم و دستگاه عزاداری و راه امام دارید  بدانید همان گونه که امام حسین(ع) فرمودند :انالله و اناالیه راجعون.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو