تبلیغات
بچه شمرون - حصارک شمیران و مراد آباد

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

حصارک شمیران و مراد آباد

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه دوازدهم مرداد 1395-06:18 ق.ظ



محله­ ی حصارک در شمال منطقه ­ی 5 شهرداری و شمال شهر تهران قرار دارد. این محله از شمال به دامنه ­های البرز و آبریز کوه­های امام­زاده داوود و کیگا و سولقان می­رسد. در شرق با محله­ ی مرادآباد همسایه است ولی دارای مرز مشخصی نمی­باشد. در غرب، رودخانه­ های وسک و حصارک، این محله را از شهران شمالی جدا می­کنند و در جنوب بلوار سیمون بولیوار در حد فاصل حصارک و جنت ­آباد شمالی قرار گرفته است.

 در جلد اول جغرافیای تاریخی شمیران از دو حصارک یاد شده است، یکی حصارک تجریش و یکی حصارک کن(ستوده، 1371). آقای مرتضی حصارکی دبیر شورایاری و از اهالی قدیمی محله در ادامه معتقدند که محله ­ی حصارک فعلی همان حصارک کن قدیم می­باشد(حصارکی، مهر 1388). در این راستا در جغرافیای تاریخی شمیران راجع به حصارک کن می­توان ملاحه نمود که: حصارک کن متصل به اراضی کن است. از شمال به رشته کوه­های توچال، از جنوب به جاده­ی قدیمی کن به تجریش، از شرق به مرادآباد و از غرب به زمین­های کن[محدود است] و تا تجریش در حدود 18 کیلومتر فاصله دارد. در این ده، غلات، انار، انجیر، گیلاس، هلو، آلبالو، گردو و توت به عمل می­آید و از انواع صیفی، توت فرنگی بهتر و بیشتر عمل می­آورند.

 قنات­های این ده: قنات سر قبرستان، قنات حسینیه و قناتِباغِ نو است و از آب دره­ی دو چناران نیز استفاده می­کنند. دو سهم از نه سهم اراضی و باغات وقف حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و هفت سهم آن متعلق به آقایان و 
خانم­های لاجوردزاده، حاج حسن اردبیلی، حاجیه ساره خانم، ملاهادی و حاجیه توران بلورچی است. یک دانگ و نیم از کل ده متعلق به حاج رحیم طرشتی و یک دانگ و ربع متعلق به آقای مقدم است. در محوطه­ی پشت، قسمت غرب ده، اخیراً کارخانه کنسرو سازی ساخته شده است که سهام آن متعلق به آقایان مینو، رجبعلی بلورچی و طباطبایی است(ستوده، 359:1371).

 اطلاعاتی که در ادامه بدان­ها اشاره خواهد شد، از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله­ ی حصارک در مهرماه 1388 به دست آمده است. شایان ذکر است که در این جلسه آقای مرتضی حصارکی دبیر شورایاری محله این اطلاعات را بیان و مابقی اعضاء آن­ها را تایید ­نمودند.

  در این راستا ایشان در خصوص مکان اصلی شکل­گیری محله معتقد بودند که، مکان اصلی شکل­گیری حصارک، حول یک چشمه قرار داشته است، در واقع اگر بخواهیم ساختمان کالبدی و یا فرآیند شکل­گیری هسته­ی مرکزی روستا را بررسی نماییم به این چشمهخواهیم رسید. علت نام­گذاری منطقه به حصارک نیز آن است که مردم از کوه و دشت این محله به عنوان چراگاه دام­های خود استفاده می­نموده­اند و چشمه­ ی مذکور، آبشخور این حیوانات بوده است. اندک­اندک اطراف این چشمه توسط آن افراد حصارهایی زده شد و دام­های خود را در حصارهایی که بنا نمودند، نگه­داری می­کردند. هر مالدار(دام­دار) یک آغل یا حصار جدا داشت و آنجا حصار حصار شد و به آن منطقه حصارک گفتند. از آن پس کم کم خانواده­ها از مناطق اطراف حصارک به آن­جا آمده و حول این چشمه خانه­ سازی کردند، در واقع قدیمی­ترین مکان حصارک همین خانه­ های اطراف چشمه می­باشد. این چشمه که اکنون خشک گردیده، در حیاط مسجدجامع حصارک واقع گردیده است. در ادامه نیز می­توان گفت اهالی بعد از استقرار در اطراف این چشمه، اقدام به حفر قنات کرده و روستا اندک ­اندک توسعه یافت. مسجد جامع نیز در حال حاضر، در میدان توحید، خیابان توحید قرار دارد. در خصوص قدمت روستا می­توان چنین اظهار داشت که عمر روستا به بیش از 500 سال می­رسد و با توجه به سن درختان قدیمی احتمال دارد که قدمت روستا به 700 سال نیز برسد. گذران زندگی افراد ساکن در این محله که به روستای حصارک معروف بوده از کوه تأمین می­شده است. از اموری مانند جارو سازی، تهیه بته برای سوخت شهری­ها، ذخیره یخ برای تابستان و گوسفندداری و فروش شیرخشت.

 در کل می­توان وجود آب در این محله به صورت چشمه را دلیل اصلی مهاجرت مردم و توسعه­ ی این محله و حتی منطقه به عنوان سکونت­گاه دانست. قنات­هایی که به مرور زمان در این محله حفر گردید و 2 استخری که در این منطقه وجود داشته است و نیز حاصل­خیز بودن زمین­های محله نیز از سوی دیگر موجبات ظهور باغ­داری و رشد محله و منطقه را فراهم آوردند.

  خود را وقف نمود و آن زمین تبدیل به مسجد محله گردید.
 حصارک قدیم مساحت متفاوتی نسبت به امروزش داشته است. در بیانی دیگر می­توان گفت که از حسن­ آباد(آیت ا... کاشانی) و تا بالای چهار باغ جزء حصارک تلقی می­گردیده است.

 از دیگر مالکان بزرگ این منطقه می­توان به خانواده­ ی طرشتی­ها اشاره نمود که باغ­دار و زمین­دار بوده­اند. رجبعلی بلورچی که همین الان هم در حصارک کلی باغ و زمین دارد و فرزندانش مالک آن­ها هستند و دیگرانی چون مقدم، حاج حسن قدس و لاجوردی که از اربابان این منطقه بوده­اند، از دیگر مالکان این محله بوده­اند.

 50 سال پیش در حصارک آقای بلورچی کارخانه­ی ویتا را افتتاح نمودند که بعد از 15 سال به خارج از شهر منتقل گردید. این کارخانه درون باغ آقای بلورچی قرار داشت که ساختمان آن به صورت متروکه همچنان وجود دارد و به آن باغک می­گویند. محصول این کارخانه کمپوت و کنسرو بود که احتمالاً با توجه به باغ­های میوه­ی اطراف، تصمیم به تأسیس کارخانه و تولید این قسم محصولات گرفته شده بود. در بدو تأسیس کارخانه تا سال­هایی که در این مکان قرار داشت، کارگرانش را حصارکی­ها تامین می­نمودند.

ساکنان اولیه اکثراً به صورت خانوار بودند و گوسفندداری، گاوداری و دامپروری عمده­ترین شغل این اهالی تلقی می­گردید و بعد از آن باغداری و کشاورزی شغل برخی دیگر از اهالی را به خود اختصاص می­داد و در نهایت نیز برخی، کارگر بودند.

 ساکنان این محله از اطراف، یعنی کن، کیگا، برقون، طالقان و ... به این مکان آمده بودند. از کدخداهای این محله نیز کدخدا نوروز، کدخدا ابوالقاسم، کدخدا روح ا... قابل ذکر خواهند بود.

 آب و هوای خنک و ییلاقی بودن حصارک نیز موجب شد مالکان بزرگ زمین­ها را خریداری نموده و به شکل­گیری نظام ارباب ـ رعیتی در محله مدد رسانند. مابقی اهالی نیز همان­طور که در بالا اشاره شد، دام­دار بودند، جارو کاشته و خشت می­فروختند.

 در نهایت نیز از افراد تأثیر گذار در تاریخ محله نیز می­توان به آقای مهدوی هادوی دادستان اول انقلاب یاد کرد که از خیرین و کسانی بودند که برای تأمین آب شرب منطقه و دادن وام بلاعوض تلاش بسیار کرده و مبلغ زیادی پرداخت نمودند(حصارکی، مهر 1388).
گویش شمیرانی در حصارک هنوز رایجه.


مراد آباد شمیران

در کتاب گزیده ­ی تاریخ تهران، مرادآباد این­گونه معرفی شده است:

ده کوچکی است با  سکنه 65 نفر . مزرعه­ ی خاک لاری جزء این ده است. کتاب اسامی دهات کشور، مرادآباد را به حساب شهران برده است ولی فرهنگ جغرافیایی ایران به حساب "کن" گذارده(حسینی ­بلاغی، 158:1386). در جلد اول جغرافیای تاریخی شمیران نیز مرز شرقی حصارک، مرادآباد معرفی شده است(ستوده، 1371). هم­چنین در جلد سوم کتاب تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران، نام مرادآباد را با 82 نفر جمعیت در سال 55، در فهرست آبادی­ های محدوده ­ی طرح 25 ساله معرفی می­کند(تکمیل همایون، 1379).

اطلاعاتی که در ادامه بدان­ها اشاره خواهد شد از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله­ ی مرادآباد در آذر ماه سال 1388 نشات گرفته است.

این معتمدین معتقدند که مرادآباد روستایی با 10 یا 15 خانوار ساکن در یک قلعه بوده است. غیر از قلعه­ ی رعیتی یک قلعه­ ی اربابی هم وجود داشت که ارباب و خانواده­ اش در آن زندگی می­نمودند. زندگی مردم از راه دامداری و کشاورزی تأمین می­ شد. در روستا یک جوی آب به نام چشمه­ ی خونی جریان داشت که از چشم ه­ای در فرحزاد به سمت مرادآباد در جریان بود. این جوی با طی مسیری از میان دره­ها، به مرادآباد می­رسید و از ابتدای بهار به مدت 6 ماه از آب آن استفاده می­ گردید. در ادامه و در خصوص همسایه­ ی این محله، یعنی شهرک نفت نیز این سخن قابل بیان خواهد بود که مکان این شهرک را در گذشته تپه­ های "دِسیَت" می­نامیدند. این تپه­ ها نام خود را از باغی به همین نام گرفته بودند(غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).

درباره­ ی حدود این محله نیز می­توان گفت، حدود روستای مرادآباد قدیم به این ترتیب بوده است:

از شمال، قلعه ­ی سلوار در امتداد کوه­های البرز که به آن کوه­های مرادآباد می­ گفتند. از غرب، جاده­ای مال­رو میان مرادآباد و حصارک. در آنجا دره­ای به نام گاهون بود و بعدها مردم به آن "ماشینو" می­گفتند. از جنوب، تا نزدیکی باغ فیض که در گذشته به آن مناطق(بین مرادآباد و باغ­ فیض)، حسین­ آباد و چال­ پونک می­ گفتند و از شرق، تپه ­های دسیت(شهرک نفت فعلی، خیابان البرز) مرز مرادآباد و فرحزاد بود(منصوری و غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).

در مورد این که نخستین ساکنان مرادآباد از کجا به این مکان مهاجرت نموده­ اند دو روایت وجود دارد. روایت اول به نقل از مرحوم، کدخدا احمد مرادآبادی است که ایشان عنوان داشته­ اند که نخستین ساکنان مرادآباد از شمال آمده ­اند (وفایی، آذر 1388) و روایت دوم، که ساکنان اولیه را از اهالی کیگا از روستاهای شمیرانات می­داند(غلامرضا مرادآبادی، آذر 1388).
همان­طور که در بالا نیز بدان اشاره­ای گذرا صورت پذیرفت، روستای قدیمی مرادآباد شامل این بخش­ها می­شده است:

ـ قلعه­ ی رعیتی که 10 یا 15خانوار در آن ساکن بودند. این قلعه از شمال به توتستان اربابی و از جنوب به باغ اربابی و از شرق به خیابان استخر و از غرب به قلعه­ ی اربابی محدود بود.

ـ توتستان، که به علت وجود باغات توت به این نام معروف شده بود.

ـ خیابان استخر، علت نامگذاری این خیابان وجود استخر آب [برای تقسیم نوبت­­­ بندی آب] در کنار آن بود.

ـ تپه­ های عمر در شمال غربی مرادآباد، علت این نامگذاری آن بود که در آنجا "جشن عمرکُشان" برگزار می­شد (غلامرضا مرادآبادی، علیرضا مرادآبادی، سرخه و وفایی، آذر 1388).

ـ همچنین دره­های اربابی، رعیتی، شن کبود، دوزارک، در بسته، دره خورشید، دره سولوار، دره زغال (مرز بین حصارک و مرادآباد را زغال ریخته بودند)، چشمه خونی (مرز چشمه خونی)، دره گون، و... از حدود 50 سال پیش عده­ی محدودی از قلعه خارج شده و خانه­ سازی نموده ­اند و از 30 سال پیش بافت شهری آن شروع به شکل­گیری کرده است(غلامرضا مرادآبادی، علیرضا مرادآبادی، منصوری و وفایی، آذر 1388).

این محله تحولات اثرگذار متعددی را به خود دیده است که بخش بزرگی از آن مربوط به مالکیت زمین­های کشاورزی می­باشد(علیرضا مرادآبادی، آذر 1388). از تحولات دیگر نیز این نکته قابل بیان خواهد بود که تأسیس دانشگاه[دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات] در جوار این محله و در حصارک موجب مصدود شدن جاده­ ی مرادآباد به حصارک شده است و این امر اثرات و تحولات رفتاری متعددی را برای اهالی به همراه داشته است. در شرق مرادآباد نیز مکانی وجود دارد که زمین­های تصرفی قوه­ی قضاییه می­باشد. قوه ­ی قضاییه ضایعات خود را در شمال مرادآباد تخلیه نموده و این امر موجب تخریب چشمه­ ها و آسیب­های زیادی به محیط زیست مرادآباد شده است. مجتمع رفاهی شهرداری که در این محله واقع شده است و می­توانست منشاء تحولات مثبتی در محله باشد، علیرغم مدت زیادی که از احداث آن می­گذرد همچنان غیرفعال باقی مانده است(منصوری، آذر 1388).

منبع:سایت شهرداری تهران

بچه شمرون خانه ای در حصارک  و در شرق میدان دانشگاه خریده و فعلاً هم محله ای حصارکی ها شده است و گاهی میروم تو ده حصارک که هنوز گویش شمیرانی در ان رایج است

 





 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر