تبلیغات
بچه شمرون - چهارشنبه سوری چیست

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

چهارشنبه سوری چیست

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-06:21 ق.ظ

چهارشنبه سوری
جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است كه مانند بیشتر جشن های ایرانی كه به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است .

 در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و كبیسه پدید آورده و تاریخ كهن را درست و منظم كرده است (1).
بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای كهن و باستانی در تاریخ این آب و خاك دارد ، و پر هجو نیست اگر بگوییم از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

ازین رو شاید از آنچه كه بایسته این مناسبت تاریخی بوده كمتر به آن توجه شده !
بر ماست كه دست كم در مورد بعضی نكات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم.
جشن سوری تنها یك جشن ساده نیست ، جشن سوری یك یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاك است .

جشن سوری یا چهار شنبه سوری

در كتاب تاریخ بخارا(2) اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان سامانی در نیمه اول سده چهارم هجری این جشن را برگزار می كند كه موجب آتش سوزی در قصر او نیز می شود . :

«..... و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان ، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوری چنانكه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند . پاره ای آتش به جست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت .....»

آنچه از این بخش برداشت می شود این است كه بطور یقین این جشن در 350 هجری و در ماه شوال كه مصادف با پایان سال شمسی بوده توسط یكی از شاهان سامانی در بخارا و جوی مولیان برگزار شده است و آنجا كه نگارنده به «عادت قدیم است» اشاره میكند مشخص میشود كه این جشن از سالها و بلكه سده های پیش در ایران رایج بوده است.اما هیچ اشاره ای به روز آن نشده ، یعنی شب چهار شنبه سوری .

امروزه ما مردم ایران هر ساله به شكل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را برگزار می كنیم ، در جای جای ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار می شود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد .

در شهر های بزرگ به نظر می رسد كه رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان تبدیل شده یك فستیوال جدید است كه هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! ( البته باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های كوچك و روستا ها پیوند هایی بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهیم كرد ) .

تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده است .

آنچه مسلم است این است كه ممكن نیست در ایران باستان جشن سوری در یك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار می شده چرا كه تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است . روز شماری كه ما امروزه از آن استفاده میكنیم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتی كه هر بخش یك روز است و در كل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از ورود تازیان(اعراب) به ایران و از روزشمار آنان برداشت شده است.

پیش از آن ماه های ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم می شده كه به هر یك پنجه می گفتند ،مثل تقسیمی كه در مصر باستان و بابل رایج بوده است(3) .
تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده( سی روز بی كم و كاست و نه سی و یك روز ) و در سال كبیسه پنج روز با الهام از پنج نام گاثاها 4به سال اضافه می كردند ، این پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزدیه ، خمسه مسترقه ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهیزك و پنجه وِه می گفتند .

بر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمی توانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار نبوده !

خصوصیات شب چهار شنبه

در روزشماری اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مباركی شمرده می شود ، یكی از دلایلی كه به نظر می رسد بعد ها جشن سوری به شب چهار شنبه منتقل شد همین است ، یعنی سعی می شده شب چهار شنبه را كه نحس و نا چهارشنبه سوری چیستمبارك بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خرید و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند به دلیل نحسی چهار شنبه هر معامله و كسبی كه در آن شب و روز نیز انجام شود نا مبارك خواهد بود ، جاحظ در تالیف خود به چهار شنبه یا یوم الرباع اشاره میكند و میگوید :
« وَ الاِربَعاء یَوم ضنك و نَحس »(5)

همچنین منوچهری دامغانی نیز در یكی از اشعار خود به نحسی این روز اشاره كرده و گفته : چهار شنبه كه روز بلاست باده بخور
بسا تكین می خور تا به عافیت گذرد

چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقویم تازی دارای خصوصیات منحوس بود.( مثل روز 13 فروردین )

شاید به همین جهت بوده كه مردم سعی داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پایكوبی بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدین شكل از نحسی آن در امان باشند ! و جشن سوری بهترین بهانه برای برگزاری این فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سیزده فروردین انجام میدهند ، با این تفاوت كه جشن سوری دارای پیشینه بسیار غنی تاریخی و اعتقادی میباشد .
پس شاید بعد ها به همین دلیل جشن سوری را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .

ارتباط با قیام مختار

 یكی دیگر از حدس هایی كه برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه میتوان زد ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب است كه به خون خواهی شهدای كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر یزید  شهید شده بودند، قیام می كند .
گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنكه از زندان آزاد می شود ، به خون خواهی شهدای كربلا بر می خیزد (6).

آنگاه برای آنكه مخالف را از موافق تشخیص دهد و بر كفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .

یكی از حدس ها نیز این است كه شاید به این دلیل بوده كه از آن پس مردم ایران كه دوستدار اهل بیت رسول اكرم (ص) و حضرت سید الشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، كه در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند .

یك عقیده كهن ایرانی

اعتقاد مردم باستان فروهر ها (7) به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی و آسمانی خود به شهر و دیار خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی می کنند . تا پیش از روز بیست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، یعنی شب بیست وششم فروهر ها فرود می آیند .

در این روزها بازماندگان لباس نو تهیه می كنند و در اتاق ها به ویژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شیرینی و میوه و سبزی و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب های خوشبو در سفره می نهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف می كنند به‌آن امید كه چون روان درگذشتگان به میان آنان آمدند شاد و راضی باشند و به بازماندگان دعا و بركت عنایت كنند .

در این شبها مردم بر سر بامها برای راهنمایی روان درگذشتگانشان آتش روشن میكردند تا در فروغ و روشنای آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنایی وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنین رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن میكردند خوراك های ویژه ای نیز قرار دهند .

دلیل توجه به فروغ و روشن كردن‌ آتش

نگویی كه آتش پرستان بَدند
 پرستندگان پاك یزدان بُدند                        
                           "فردوسی"

فروغ به معنی نور و روشنایی است ، بر اساس تعلیمات زرتشت از آتش (8) كه یكی از مخلوقات اهورا مزدا میباشد نیز نشات می گیرد .بر خلاف یك تصور نا بجا تقدیس آتش نه به دلیل پرستش آن كه در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزدا میباشد و نقشی كنایه ای دارد .

در زمان ایران باستان و همچنین پیروان امروزی آیین بهی(زردشتی) از آنجا كه برای اهورا خالق مطلق گیتی سمت و سویی جغرافیایی و مادی قائل نیستند هر جا كه فروغی دیده شود آن را نشانه ای صوری از وجود روشنایی و حقیقت و وجود اهورا مزدا می دانند ، از این روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز می گذارند .

در تعلیمات آیین بهی انگره مینو ( از دو بخش انگره + مینو تشكیل میشود انگره به معنی فشرده و خلل رسانی است و مینو از «من» می آید كه در زبان سنسكریت به معنی دانش است ) سبب بدی و زشتی و پلیدی در تاریكیست و در نقطه مقابل آن سپنتا مینو * ( از دو بخش سپنتا + مینو تشكیل شده در اینجا سپنتا به معنای سود رسانی و مینو هم معنی قبل است ) قرار دارد كه سبب خیر و خوبی و نیكیست و در روشنایی و فروغ جاودان قرار دارد .

همچنین آتش در زمان باستان دارای خاصیت ضد عفونی و در واقع از بین برنده بیماری و بدی بوده كه اینها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مینو تولید میشدند .
از این جهت و دلایل دیگر برای تقدیس آتش است كه در آیین باستانی ایران آتش تقدیس میشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار میشده و می شود .
 
البته دلیل دیگری نیز وجود دارد و آن آتشی است كه زرتشت با خود به همراه داشته و بی دود بوده ، بحث در مورد آن آتش از حوصله این نوشت خارج است ، برای مطالعه بیشتر رجوع شود به كتاب فروغ زردشتی .(9)

سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه كوچك (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) (10)یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان ( شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز كبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) (11)قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است )(12) كه پنج روز كبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

و یا در آخرین شب سال قرار دارد كه جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند كه بر اساس زندگی جوامع دامدار و كشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )(13)
البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

( گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: میدیوزرم – Midyuzarm- 2: میدیوشم – Midyushcm 3: پیتی شهیم - Pityshahim 4 : ایاترم – Ayathcrm 5: میدیارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :
1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه
2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه
3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه
4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه
5 : از ده تا چهار ده دی ماه
6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

گوشه ای از سنن مختلف ایرانی كه رو به فراموشی هستند


یكی از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوری و

سایر مراسم زرتشتیان، فراهم آوردن آجیل مشكل گشاست. زرتشتیان به این آجیل هفت مغزینه لرك می‌گویند.

لُرك آجیل مشكل گشا :یكی از مراسم بسیار مورد توجه شب چهارشنبه سوری ، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشكل گشا می باشد . این آجیل وجهی تمثیلی دارد . هر كس كه مشكل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می نماید . ب
ی گمان در شكل اولیه ، این تقدیم و اهدایی بوده جهت فروهر ها كه بر سفره مینهادند تا موجب خشنودی شان شود .

لُرك همان آجیل گهنبار هاست كه معمولا از هفت نوع میوه خشك است شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، كشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجیر و خرمای خشك كه در مراسم آفرینگان ها ، گهنبار ها ، جشن خوانی ، جشن نوزادی ، در مراسم سدره و كشتی بندی*( سدره : پیراهن سفید و پنبه ای است كه بر تن میكنند ، كشتی : طنابی است كه از پشم بافته شده و آن را با ترتیب خاصی به كمر می بندند ، زرتشتیان از این دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده میكنند ) و دیگر اعیاد به مدعوین داده می شود . (15)
برخی آیین‌های سوری
سال نو - کوزه نوایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد. آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری
در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

فال گوشی
فال‌گوشی و گره‌گشایییکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

 قاشق‌زنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.

شال انداختن
شال‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.


در اعتقادات عامه مردم مسلمان است كه شب جمعه آخر سال یا شب چهار شنبه یا آخرین شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان باید زیارت شوند و آنكه در این شب ها بیدار و منتظر و بر بام خانه های خود در آمده تا كه بازماندگان به نام آنان نذور و خیرات دهند و هم چنین مرسوم است در چنین شبهایی در گورستان ها بر سر قبر عزیزان شمع یا چراغ بیفروزند .

همه این ها و بسیاری دیگر یاد آور مراسم مردم ایران قدیم است كه برای فروهران در ده روز پایان سال كه ایام فروردگان است انجام می دادند و امروزه كم و بیش نیز زرتشتیان انجام می دهند . (16‌)
رسوم شب چهار شنبه سوری در‌آذربایجان: میان بعضی طوایف و ایل ها در آذربایجان ، رسوم دست نخورده تر و سالم تر باقی مانده چنانكه شب چهار شنبه سوری از نوروز مهمتر و مورد توجه تر بوده و با تشریفات فراوان برگزار می شود و رسوم و آدابی كه انجام می دهند ، یاد آور جشن فرودگان است . به نظر می رسد كه ایام فروردگان شب سوری و چهار شنبه سوری حالیه از نوروز عهد قدیم نیز با توجه و اقبال بیشتری رو به رو بوده :
« میان مردم ایل خلیكانلو ( ایل حلالی ) در آذربایجان غربی در شب اول اسفند عید خضر نبی معروف است . پیدایش این عید به سبب پایان زمستان است كه معتقدند از تلف شدن احشام جلو گیری می گردد . در این شب دوشیزگان و بانوان و جوانان ده به رقص چوبی مشغول و در هر ده یك نفر خود را به طور عجیبی آراسته مانند حاجی فیروز عید نوروز در رقص شركت می كند ... به عید نوروز چنان اهمیت نمی دهند ، ولی برای چهار شنبه سوری بیش از عید نوروز اهمیت قایلند . در این شب بهترین غذا ها را طبخ و آتش بازی بر پا می شود و تا نیمه شب ادامه دارد ... .

مردم ایل قره پاپاق به عید نوروز خیلی اهمیت می دهند و ماه اسفند را ماه عید گویند .
 چهار شنبه اول اسفند را دروغگو ، دوم را راستگو ، سوم را سیاه و چهارم را " اجرا " گویند .
 روز چهار شنبه اول جوانان روی بام یا تپه رفته و آتش افروخته نشانه روی و تیر اندازی می كنند . در چهار شنبه سوم كسانی كه در طول سال خانواده یا بستگان آنها فوت نموده با طبق های میوه و شیرینی سر خاك رفته و پس از فاتحه خوانی شیرینی و میوه را به مستمندان می دهند .

در روز چهار شنبه سوری ، یعنی چهار شنبه آخر ، اهالی لباس نو می پوشند و با هلهله و شادی به آتش افروزی می پردازند و به دید و باز دید می روند .

صبح روز چهار شنبه آخر ، پیش از طلوع آفتاب زن و بچه كنار رودخانه رفته از آب چهار شنبه استفاده نموده و كوزه خود را پر كرده برای سال نو تیمناٌ نگه می دارند»(17)

پیشتر ها و البته هنوز در‌آذربایجان و بخصوص ارومیه رسم كجاوه اندازی رایج بوده . شب چهار شنبه سوری بر بام خانه ها می روند و كجاوه ای را كه زینت كرده اند و بر آن طاق شال كشیده و آیینه بندی كرده اند با طنابی از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گویند :"بكش كه حق مرادت را بدهد "كسی كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شیرینی و آجیل شور و شیرین و میوه خشك بریزد و پس از آن كه چیزی در آن ریختند با طناب آن را بالا می كشند و به خانه دیگر می روند .

مخصوصا جوانان تازه داماد كه هنوز عروس را به خانه نیاورده اند موظفند چنین كجاوه ای را به بام خانه عروس ببرند و اگر نتوانند از بام بالا روند ، باید پشت در خانه بروند و پنهان شوند كه كسی نبیند و كجاوه را به طریقی به پشت اطاق برسانند تا چیزی دریافت كنند .( 18)

در تبریز آتش افروزی وگره گشایی از عناصر اصلی چهار شنبه سوری هستند.

آجیل چهار شنبه سوری و خشكبار ، از مهمترین عناصر و سنن این جشن در تبریز است . اگر دوست و میهمان تازه واردی در این شب داشته باشند ، از رسوم است كه خوانچه ای آجیل و خشكبار برای او بفرستند .

 دیگر ویژه گی های رسوم مردم تبریز آن است كه از بام خانه ها به سر عابران آب می پاشند . این سنت از آداب كهن ایرانی است و در زمان ساسانیان معمول بوده است كه در جشن نوروز به یكدیگر آب می پاشیدند . و هنوز در میان ارمنی ها و زرتشتی ها چنین رسمی باقی است .

در میدان ارك تبریز هم توپی بود چون توپ مروارید تهران و شیراز كه زنان و دختران برای حاجت خواهی بدان متوسل می شدند .

در شب چهار شنبه سوری ، تیر اندازی در تبریز از رسوم بسیار متداول بود .( 19)
رسوم شب چهار شنبه سوری در تهران و اطراف آن : این رسم در روستا های نزدیك تهران معمول بوده(همانند آذربایجان) و شاید هنوز نیز اجرا شود ، بدین شكل كه جوانان به ویژه پسر های جوانی كه نامزد دارند از روی بام خانه دختر ، شال های خود را فرو می اندازند و صاحب خانه شیرینی و گاه پیراهن و غیره ..... در آن میپیچد و گره میزند . كسانی كه شال یا كجاوه می اندازند همیشه نا مرئی هستند و نبایستی شناخته شوند . (20)

در میدان ارگ تهران توپ كهن سالی بود كه مدت صد سال بر فراز صفه ای* ( جای سایه دار غرفه مانند ) جا گرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید .

 شب های چهار شنبه سوری زنان و دخترانی كه حاجتی داشتند مخصوصا آن دخترانی كه در آرزوی شوهر بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن می گذشتند و در بر آورده شدن آرزوی خود شك نداشتند و بچه های شیر خوار را كه به اصطلاح نحسی می كردند یا ریسه می رفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقار خانه میگذراندند . این توپ را توپ مروارید می نامیدند و افسانه های گونا گون درباره آن می گفتند (21)

مردم تهران در چندین سال پیش كه از سر در نقار خانه بالا می رفتند ، كوزه ای آب ندیده با خود بالا می بردند و از آنجا به زمین می افكندند و می شكستند و كسانی كه بدان جا دست رسی نداشتند ، از بام خویش كوزه را به زمین می افكندند . این كار در بسیاری از شهر های ایران هنوز معمول است و در سده های سوم و چهار هجری ، در بغداد نیز رایج بود . عقیده بر آن است كه بلا ها و قضا های بد را در كوزه متراكم كرده اند و چون بشكنند آن قضا و بلا دفع شود . (22)

كردستان : در پایان وا پسین روز اسفند ماه ، یعنی در هنگام فرو نشستن آفتاب ، كردها خود را آماده افروختن آتش میكنند ..... در بالای بام ها و فراز كوهها ، آتش نوروز را با شكوه هر چه بیشتر می افروزند ( در حالی كه اصل و بنیاد و علت آتش افروزی را كه مربوط به نوروز نیست فراموش كردند ) و شادی می كنند ، پسران و دختران گروه گروه در پیرامون آتش می ایستند و پایكوبی و شادی می كنند .

......روستائیان در شب جشن ، گندم و نخود و كنجد و شاهدانه را توی ساج برشته میكنند و آنها را با دیگر میوه های خشك كه گردو و پسته و ..... در هم می آمیزند و بدین شكل آجیل جشن را فراهم می كنند ( همان آجیل لرك یا هفت مغز ) ..... ، هم چنین در شب چهار شنبه سوری در آوند ( ظرف )های ویژه ای نگه میدارند. تا اگر كسی از خانواده شان بیمار شود ، از آن آب بدو بدهند ، چون باور دارند بیمار اگر از آب شب چهار شنبه سوری بنوشد بهبود می یابد . ... زنان نازا در‌آن شب به پشت بام ها می روند و هر یك كلید ( یا قفل ) بسته ای را با خود می برند و از روزنه خانه ای به سخن های مردم‌آن گوش میدهند . هر گاه از خوشی ها گفت و گو كنند ، می گوید : ای كلید به نیاز درونیم باز شو و خود كلید ( قفل ) را باز میكند و آنگاه با دلی خوش باز می گردد . 23

خراسان : مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزدیك غروب‌ آفتاب ، هر خانواده یا گروهی ، هفت یا سه بوته خار روشن می كنند . سپس پیر و جوان و كوچك و بزرگ از روی آتش می پرند و برای دفع شرور و زیان ، این شعر را می خوانند :

زردی ما از تو سر خی تو از ما

در برخی روستا ها ، هنگام پریدن از روی آتش ، این شعر را می خوانند :

آلا به در ، بلا به در دزد و حیز از دِها به در

در توضیح شعر دوم ، آلا ala همان آل است كه زنی موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست كه بینی اش از گِل و كارش دزدیدن جگر زنان زائوست .! دِها deha به آدم دزد و چشم دریده گویند .
با خواندن این ترانه ها و پریدن از روی آتش آل ها و دزد ها و زیانكاران را از روستا و خانه های خود می رانند .
دیگر رسوم شب چهار شنبه: همچنین دیگر رسوم شب چهار شنبه از قبیل : كوزه شكنی ، فال گوش ، گره گشایی ، بخت گشایی دفع چشم زخم و بخت گشایی كندر و خوشبو ، قلیا ( زاج سیاه را گویند ، و زاج خود از نمك های طبیعی است ، بی بو و بی مزه ) سودن ، آش بیمار ، فال گرفتن با بلونی ( كوزه دهانه گشاد ، شبیه شیشه های مربا ) ، در اكثر شهر ها و شهرستان های ایران كم و بیش و با اختلافاتی انجام میشود .
مثلا در مورد بخت گشایی سنت تقریبا یكیست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخی در قریه مورگان است ، در تهران و شیراز و تبریز توپ مروارید در همدان شیر سنگی و ...(24)

شیراز : آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ایستادن ، اسپند سوختن ، نمك گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانیدن همراه با اوراد * ( دعا ها و ذكر ها ، جمع ورد ) مخصوصی است كه زنان می خوانند . قلمرو چهار شنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ كهنه ای است مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند ( البته در گذشته دور كه اینك در شیراز و تهران هر دو این رسم منسوخ شده است ). (25)

در سروستان (كه در حدود نود و دو كیلومتری شرق شیراز قرار دارد ) نیز مراسم چهار شنبه سوری تشریفات خاصی دارد :
«در غروب آخرین چهار شنبه سال ، مراسمی بسیار ساده بر پا میشود . به این ترتیب كه توی كوچه ها ، میدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن های خار و گَوَن آماده را با شعله آتش می افروزند و همه با سرور و شادی از كوچك و بزرگ از روی آن می پرند و با هر پرشی این شعر را می خوانند :
هاجنگ شیر ، ها جنگِ شیر / بالا بی شین ، خود شیر اومد رسید .
و یا : سرخی تو از من زردی من از تو »(26)

ضحاک

....میگویند ضحاك ( یا اژدهاك از شاهان ماد ) شخصی را بنام اورامانیل مامور كرده بود كه هر روز دو جوان خوبرو را بكشد و از مغز آنان برای مار های دوش وی خوراك فراهم آورد و هر روز دو جوان خوبرو به او سپرده میشد . اورامانیل با تدبیر یكی از آن دو را كشته و دیگری را پشت كوه ها پنهان می كرد .
 وقتی فریدون به شاهی رسید علت این كار را از او پرسید و پاسخ شنید كه میخواستم یكی از‌آنان را از مرگ نجات دهم . فریدون مشعل دارانی به مشعل های افروخته به كوه گسیل میدارد و جوانان پنهان شده را باز یافته ، با سرور و شادی به شهر می آورند . از آن روز به بعد مردم به یاد رفتن آن جوانان آتش می افروزند ! »

                                                                 

توضیحات ، منابع و مآخذ:

1 : تقویم و تاریخ ایران / ذبیح منصوری
2: ‌تاریخ بخارا – تالیف ابوبكر محمد بن جعفر نرشخی ( 286- 348) به عربی است كه به سال 522 ابونصر احمد بن محمد البقاوی بخشی از آن را به فارسی برگردان كرده و به سال 574 محمد بن زفر بن عمر منتخب و ویراسته ای از آن بخش فراهم آورد . شارل شفر این گزیده را در مجموعه گزیده های فارسی به سال 1883 چاپ و در پاریس منتشر كرد .
3: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش پنجم / پنجه ، روزهای فروردگان ص 211
4: گاثا ها: سروده های خود زرتشت كه چه از نظر مذهبی و چه از نظر تاریخی دارای اهمیت بالایی میباشند
5: المحاسن و الاضداد ، ص 277
6:در این نبرد ایرانیان كوفه ، بصره و الجزایر بیاری او و سردار شجاعش مالك اشتر بر میخیزند ، و سبب پیروزی او میگردند ولی مختار در دعوی دوستی با آل علی صادق نبوده بهمین علت پس از چندی ادعا میكند كه به او وحی نازل می شود ، چون نتوانست دلیلی بر گفته خود بیاورد اعتقاد مردم باوسست شد و بالاخره در مقابل سپاه عدل الملك شكست خورد . – تاریخ تحولات اجتماعی ، مرتضی راوندی ، جلد دوم فصل هفدهم ص 289 تهران
7: فروهر : در آیین زرتشتی ذره ای از ذرات نور اهورا – مزدا كه در وجود هر كس بودیعه نهاده شده و كار او نور افشانی و نشان دادن راه راست به روان است و پس از مردن تن راه بالا را میپیماید و به منبع اصلی خود می پیوندد و فقط روان است كه از جهت كارهای نیك یا بد كه مرتكب شده پاداش میبیند . فروهر ها سالی یكبار بزمین فرود می آیند و آن در جشن فروردیگان است كه زرتشتیان مراسمی به یاد روانهای درگذشتگانشان برگزار میكنند . فرهنگ فارسی دكتر عمید جلد دوم ص 1535
8: از آكاشا Akasha است ، آكاشا لفظی است سنسكریت – زبانی كه كتب ودا نیز به آن زبان نوشته شدند و در اصل زبانیست آریایی كه زبان ایران باستان با‌ان پیوند های بسیاری دارد - و به دو معنی درخش و جایی كه در مقام بالا از ابتدا ی آفرینش نقش حال و اعمال و اوضاع زمانه و كائنات و آمد و شد ها در ان صورت می بندد .
9: برگرفته از كتاب فروغ مزدیسنی ، تالیف ارباب كیخسرو شاهرخ ، تهران – 1380
10: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش پنجم / پنجه ، روزهای فروردگان ص 211
11: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش پنجم / جشن فرودگان و پنجه ص 203
12: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش چهارم / گاهنبار ها ، فصول شش گانه سال ص 177
13: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش دوم / سال و ماه و روز شمار آن ص 79
14: - گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش چهارم / گاهنبار ها فصول شش گانه سال ص 181
15: فرهنگ بهدینان ، گرد آوری جمشید سروشیان ، تهران 1335 ، ص 147_ 146
16: _ گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / اهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237
17: ایرانشهر – جلد اول ، بخش هفتم – ص 230-229و 235
18: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / آهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237 همینطور بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 258_259
19: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 259
20: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / آهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237
21: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 بخشش ششم / مراسم چهار شنبه سوری / ص 253_ 254
22: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری / ص 254_255
23: نوروز در میان كرد ها ، نوشته دكتر صدیق صفی زاده ، تهران 1350 خورشیدی ، ص 17_16و 27_28
24: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخشش ششم
25: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به كوشش هاشم رضی ، تهران 1382 – بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 257
26: فرهنگ مردم سروستان ، تالیف صادق همایونی ، تهران ، 1371 ، ص 409
27: فرهنگ مردم سروستان ، تالیف صادق همایونی ، تهران ، 1371
برای مطالعه بیشتر:

حوادث چهارشنبه سوزی


هنگام بروز سوانح چهارشنبه سوری چكنیم

منبع: عصر ایران و اینترنت




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.