شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

جون بن حوی غلام امام حسین (ع) در كربلا

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه بیست و سوم آبان 1393-04:46 ب.ظ

www.anasr121.mihanblog.com بچه شمرون


جون كسی بود كه..... امیرالمؤمنین علیه السلام او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی كه ابوذر را به ربذه تبعید كردند این غلام برای كمك به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت كرد و در خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مكه و از مكه به كربلا آمد.

هنگامی كه جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست، حضرت فرمودند: 

در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی! اكنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

جون خود را بر قدم های مبارك امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی كه شما در راحتی و آسایش بودید من كاسه لیس شما بودم، و حال كه به بلا گرفتار هستید شما را رها كنم؟

جون با خود فكر كرد: من كجا و این خاندان كجا؟! لذا عرضه داشت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا ابا عبدالله لطف فرمایید مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می گفت و می گریست به حدی كه امام حسین گریه كردند و اجازه دادند.

با آنكه جون پیرمردی 90 ساله بود ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند او به كنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، كه صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یك را به زبانی ساكت كرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناك روی به آن قوم ناپاك كرد، او جنگ نمایانی كرد تا آنكه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد كردند هنگامی كه به روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفتند و بلند بلند گریستند و دست مبارك بر سر و صورت جون كشیدند و فرمودند: «اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد»

«بار الها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت محشورش نما.»
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابوذر غفاری را پیدا كردند در حال كه صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن كردند.

از بركت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید چنانكه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا كردند صورتش منور و بویش معطر بود.




BHW
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1396 06:52 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! By the way,
how can we communicate?
یکشنبه هجدهم مهر 1395 07:30 ب.ظ
با تشکر از شما لطفا چرا جون غلام سیاه چهره امام حسین پس از ده روز جنازه اش دفن شد؟ممنون
poutin.ir
چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 06:09 ب.ظ
سلام همسنگر عزیز
ضمن عرض تشکر از مطالب جدیدتون که انصافا جالب بود
از شما بعید بود این حرفها دوست گرامی بجهت مشکلی که تو مدیریت داشتیم این مشکل پیش آمده بود که با تذکر جنابعالی رفع شد(به پیوندهای روزانه سری بزنید)
در ثانی اگر دوست داشتید دوباره ما را لینک کنید اگر هم نه نه ولی خیلی از وبهایی که ما لینک کرده ایم اصلا ما را لینک نکرده اند و ما فقط برای نشر معارف و حقایق لینکشان کرده ایم
باز هم عذرخواهیم یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic