شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

مختار ثقفی و قیام توابین - بخش اول

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392-08:30 ق.ظ


مختار ثقفی

مختار بن ابی عبیدة  ثقفی از قبیله ثقیف؛ كـه قبیله مشهـور و گسترده‌ای از هـوازن، از اعراب منطقه طائف اسـت، می‌باشد. كنیه‌اش ابواسحاق؛‌ و لقـبش كـیـسـان بود كه كیسان به معنای زیرك و تیزهوش است

پـدر مـخـتـار ابـوعـبـیـده ثـقـفـی است كه در اوایـل خـلافـت عـمـر از طـائف بـه مـدیـنـه آمـد و در آنجـا سـاكن شد. وی یكی از سـرداران بـزرگ جـنـگ بـا ارتـش ‍ كـسـری(ایـران) در زمـان عمر بود. ماجرای رشـادت این دلیرمرد در واقعه یوم الجسر در جنگ با ارتش ایران در منطقه بصره معروف است.

مـادر مـخـتـار دومـه بنت وهب است كه از زنـان بـا شخصیت بـود. او در زمان خلافت امیر المؤمنین علی (ع) با آن حضرت در عراق بود و بعد از شهادت حضرت در بصره ساكن شد . در زمانی كه امام حسن مجتبی (ع)در ساباط مداین جراحت برداشت و در خانه سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار كه فرماندار مدائن بود ، آورده شد به نزد عمو رفت و از امام (ع)پاسداری كرد .

بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن كـه مـسـلم بـن عـقیل وارد كوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد،

بلاذری می‌نویسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود. اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به كوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، كـه مرد مقتدر و با نفوذ شیـعـه در كوفه بـود، نقل مكان كند.

مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و اطراف كوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حركت كرد.

ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در كوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد، بـا جمعی از افراد و یارانش به سمت كوفه حركت كرد. اما در این هنگام ، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد كـرد و در پـی یـك گـفت و گوی لفظی ،مختار به حمایت عمرو بن حریث نزد ابن زیاد رفت. وقـتـی چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانی كه به یاری پسر عقیل شتافتی؟ "مختار قسم یاد كرد كه من در شهر نبودم .

ابن زیاد كه عصبانی بود، عصای خود را محكم به صورت مختار كوبید، به طوری كه از نـاحیه یك چشم صدمه دید. عمروبن حریث برخاست و از مختار دفاع كرد و شهادت داد كه او در ماجرا نبوده است. ابن زیاد كمی آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را می‌زدم." و دستور داد مختار را به زندان افكندند.

مختار ثقفی

بدین ترتیب، مختار راهى زندان مى شود . او در زندان با شیعیانى همچون "میثم تمار" ملاقات مى كند . میثم تمار در زندان به او خبرى از آینده مى دهد: "تو از این زندان نجات مى یابى و به خونخواهى امام حسین (ع) قیام مى كنى و این جبارى كه ما در زندان او هستیم (یعنى ابن زیاد) به دست تو كشته خواهد شد و تو با همین پاهایت صورت و گونه هاى او را لگدمال خواهى كرد! مختار همچنان در زندان بود تا امام حسین(ع)به شهادت رسید.

آزادی مختار از زندان

مختار، زائدة بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، فرستاد و به او گفت: كهماجرا را به شوهر خواهرش( عمر بن عبدالله) بگوید و او از یزید برایش تقاضای عفو كند.

شوهر خواهرش نامه‌ای برای یزید فرستاد و برای مختار، كه دامادش بود، تقاضای بخشش كرد. یزید هم بلافاصله، نامه‌ای به ابن زیاد نوشت كه به محض رسیدن این نامه، مختار را از حبس آزاد كند.

 

مختار، كه در یك قدمی مرگ بود، با نامه یزید نجات یافت و ابن زیاد او را خواست و به او گـوشـزد كـرد: اگر نامه امیرالمؤمنین(یزید)!! نبود، تو را می‌كشتم. حالا برو و در كوفه نمان. مختار به ابن زیاد گفت: بسیار خوب، من برای انجام عمره به مكه می‌روم و با این بهانه به نزد ابن زبیر آمد.

مختار به ناچار به حجاز رفت؛ زیرا آنجا از سلطه بنی امیه آزاد بود و به نزد عبدالله بن زبیر، كه خود را حاكم و خلیفه می‌پنداشت، رفت.

ابن غرق می‌گوید: در بین راه عراق به طرف حجاز، مختار را دیدم كه یك چشمش ناقص شده بـود. عـلت را از او پـرسـیدم. گفت: "چیزی نیست، این زنازاده با عصایش چشم مرا مـعـیـوب نمود." و تاكید كرد(خداوند مرا بكشد، اگر او را نكشم). مختار همچنین به ابن غرق گفت: "هرگاه شنیدی كه من قیام كرده‌ام، بـه مردم بگو: مختار به خونخواهی مقتـول سرزمین كربلا و فرزند پیامبر خدا (ص) -حسین بن علی(ع)- قیام كرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسین را از دم شمشیر خواهم گذراند."

 

قیام توابین

 

با خبر مرگ یزید عبدالله بن زبیر در مكه شروع به گرفتن بیعت به نام خودش نمود تمام كشورهای اسلامی آن روز جز مصر و شام با او بیعت نمودند.

 

قیام "توّابین " به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و تنی چند از بزرگان كوفه شكل گرفت. آنان كسانی بودند كه به حضرت امام حسین (ع)نامه دعوت به كوفه نوشته بودند، اما با حركت و ورود امام به عراق، سكوت كرده و به یاری امام اقدام نكردند.

پس از شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل بیت آن حضرت، وجدان‌های خفته این افراد بیدار شده و خود را در خسران عجیبی دیدند و برای كفّاره گناه خود، دست به قیام زده در برابر ابن‌زیاد و سپاه او به مبارزه برخاستند.

گرچه قیام توابین به ثمر نرسید، ولی برای بیداری امت اسلامی، جرقه قابل توجهی بود و زمینه و جرأت و جسارت قیام در برابر حكومت دیكتاتوری اموی را به خوبی فراهم كرد.


 برای خواندن بقیه سرگذ شت  بر روی همین جمله کلیک نمائید





 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو