تبلیغات
بچه شمرون

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

صلوات

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391-07:12 ق.ظ


لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست ها و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید





نقد فیلم رستاخیز

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پنجم مرداد 1394-07:11 ب.ظ

بچه شمرون

به گزارش پایگاه جامع تبلیغ ذی طوی، فیلم «رستاخیز» با حضور تهیه کننده فیلم  و جمعی از کارشناسان معاونت تبلیغ و آموزش‌های کاربردی به‌صورت خصوصی اکران گردید و پس‌ازآن طی یک جلسه کارشناسی موردبحث و بررسی قرار گرفت. برخی ازاشکالات این فیلم عبارتند از:

1-  با توجه به اینکه حادثه عاشورا ازنظر شیعیان یکی از مهم‌ترین فرازهای تاریخ اسلام محسوب می‌شود، این فیلم به‌هیچ‌وجه نتوانسته حتی بخشی از این واقعه مهم را به نمایش بگذارد؛ بلکه فقط تکه‌برداری های ناشیانه ای از این حادثه بزرگ تاریخی دارد.

2-  فیلم رستاخیز، به دلیل ساختار به‌هم‌ریخته آن، نه در خارج از کشور می‌تواند تصویر مناسبی از حادثه عاشورا نشان دهد و نه در داخل می‌تواند پیش برنده و ارتقاء بخش ذهن مخاطبان باشد؛ بلکه به نظر می‌رسد چهره موجود از امام حسین علیه السلام ویاران باوفایش را در ذهن مخاطبان تخریب می‌کند.

3-   ازنظر تأثیرگذاری در حوزه معنوی، عاطفی، حماسی و عقلانی بسیار ضعیف است.

4-  در مقدمه فیلم آمده: «معاویه برخلاف پیامبر و خلفا برای خود جانشین تعیین کرد»، این جمله به معنای ردیه برعلیه واقعه غدیر خم و انتخاب امیرالمؤمنین علیه السلام توسط رسول الله (( صلی الله علیه و آله و سلم)) است!

5-  در مقدمه فیلم آمده: «معاویه به آرای مردم تمکین نکرد و فرزندش را به خلافت برگزید»، آیا به‌راستی رأی‌گیری انجام‌شده بود؟!

6-  امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت، هرچند از زبان مخالفین، به‌عنوان فتنه‌گر معرفی می‌شوند که این مسئله در شرایط فعلی این ذهنیت را به مخاطب می‌دهد که می‌شود فردی مانند امام حسین علیه السلام، فتنه‌گر معرفی گردد درحالی‌که به سپاهیان دشمن حتی یکبار هم توصیف فتنه‌گر القاء نمی‌شوند.

7-  نشان دادن چهره ابالفضل العباس علیه السلام به‌گونه‌ای که موجب وهن این شخصیت بزرگ دینی در ذهن مخاطبان می‌گردد.

8-   انتخاب یک خواننده با چهره‌ای آرایش‌شده و هنرمندی منفی در فتنه 88 برای نقش حضرت عباس علیه السلام.

9-   در این فیلم تحریف تاریخ عاشورا به‌وفور صورت گرفته است که به‌عنوان نمونه موارد ذیل بیان می‌گردد:

الف: حضرت مسلم علیه السلام پس از دستگیری در چاه نشان داده می‌شود.
ب: چهره‌ی حضرت مسلم ابن عقیل علیهالسلام در این فیلم چهره‌ای کریه به تصویر کشیده شده است. 
ج: بعضی از مطالب ارائه‌شده در گفتگوی حضرت عباس علیه السلام با شمر وهمچنین گفتگوی آن حضرت با حضرت زینب سلام الله علیها غیرواقعی است.
د: حمله به خیام حرم قبل از شهادت امام حسین علیه السلام نشان داده‌شده است.
ه:  در نبردهای تن‌به‌تن، بیشتر یاران امام حسین علیه السلام به شهادت می‌رسند؛ نه سپاهیان دشمن.
ی: حرّ بن یزید ریاحی در اواسط جنگ به شهادت می‌رسد؛ نه در اوایل آن و همچنین به‌دست ایشان کسی از سپاه دشمن کشته نمی‌شود.
ن:  بکیر بن حرّ تا لحظه حمله به خیمه‌ها و بعد از شهادت همه بنی‌هاشم حتی ابالفضل العباس زنده و بعد شهید می‌شود.
    درصحنه‌ای از فیلم، قرآنی در دست حضرت است که بر روی آن نوشته‌شده: القرآن کریم!!!
    در این فیلم شخصیتی بانام حرمله وجود ندارد!
    هیچیک از پیام‌های اصلی سید الشهداء علیه السلام مانند هیهات منا الذله در فیلم وجود ندارند.
  نقش بسیاری از شخصیت های بارز و تأثیرگذار حادثه عاشورا مثل حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت علی اکبر علیه السلام مطرح نمی‌شود و یا تأثیر آنها بسیار کمرنگ است. ولی افرادی مثل به کیر بن حرّ نقش اصلی فیلم را بازی می‌کنند.
  در این فیلم برخلاف مقاتل و تاریخ صحیح شیعی حضرت علی اصغر علیه السلام در قالب یک کودک 3-2 ساله به تصویر کشیده شده است!!!
  وقتی از امام حسین علیه السلام سؤال می‌شود که چرا جنگ می‌کنید نه تنها جوابی مطرح نمی‌شود؛ بلکه حضرت ابالفضل علیه السلام صحنه را به هم می‌زند و هیچ پاسخی ارائه نمی‌شود.

10- کلیسا، دین مسیحیت و آموزه های آن به عنوان مظهر آرامش، امنیت و عواطف انسانی به مخاطب معرفی می‌شود.

11- چهره پردازی از معاندین در این فیلم شیک و تمیز و شاداب و حتی گاهی تمیزتر و شادابتر از یاران امام حسین علیه السلام است.

12- این فیلم با نمایش مکرر بدن های لخت مردان درصحنه های مختلف، موجب ترویج برهنگی است.

همچنین درفیلم رستاخیزاشکالات فنی فراوانی وجود دارد که از پرداختن به آن خودداری می‌شود.

معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه‌های علمیه






شیعه انگلیسی

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پنجم مرداد 1394-06:38 ب.ظ

English shia
عمامه ای که از انگلیس صادر شده باشه ،
بایدم از منافقین دفاع جانانه کنه!
بایدم از تاریخ اسلام چیزی ندونه!
بایدم معنای محارب رو هم ندونه! :|
بایدم توی هرجلسه سخنرانی اش غیر مستقیم جمهوری اسلامی رو زیر سوال ببره !
بایدم توی هرجلسه غیرمستقیم به رهبری توهین کنه!
بایدم تفرقه بین شیعه و سنی بندازه و باعث کشتار شیعیان گوشه کنار دنیا بشه!
بایدم دستش تو جیب انگلیسی ها و صهیونیستی ها واسه اداره شبکاتش باشه!
بایدم بیتش بشه پاتوق رفت و آمد مداح های مسئله دار!
بایدم با بازدید از مراکز قمه زنی و وحشی گری ابروی تشیع رو ببره !
بایدم به ایت الله بهجت و شهید مطهری توهین کنه!
بایدم شیعیان انگلیسی زبان تکفیری بخوننت و علیهت کلیپ افشاگری بسازن ! :|
بایدم هزینه های هنگفت تبلیغات هیئت های انحرافیت توی اصفهان ، زنجان و . . . بیداد کنه! 
بایدم آیت الله امین رو ملحد بدونی بخاطر مبارزه با قمه زنی!
بایدم شیر بیشه ی مقاومت سید حسن نصرالله خطر تو رو بدتر از خطر اسرائیل بدونه و از علمای قم تقاضا کنه بعضی شبکات که از قم تغذیه میشن رو کنترل کنن! 
بایدم بهت توی بحرین لقب خائن به خون شیعیان رو بدن وقتی بدن تیکه تیکه شده ی عزیزاشون رو می بینن که توسط تحریکاتی که تو، توی شبکاتت (که اهدا شده ی سیا و موساد و MI6 هست) راه انداختی به روزگار بدتری افتادن !
English shia
فتنه گری در لباس روحانیت

برگرفته از وب من هنوز منتظرم



عید سعید فطر

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1394-12:44 ب.ظ




آیا باور کنم توافق شده؟

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1394-07:11 ق.ظ


سلام ...دوستان  می پرسند چرا از توافق نمی نویسم؟ و نظرم را نمی گویم؟....
من هم پاسخ کوتاهم را در این جا می نویسم.........
هر وقت مشکلاتیکه  بزرگان  می گفتند در اثر تحریم نمیشه رفعش کرد مثل آب که به تحریم بستگی داره...حل شدند ..و مشکلات کارخانه های از کار افتاده ...بیکاران ....و مشکلات و گرانی هاییکه گفتند در اثر تحریمه و  و   و حل شد من باور می کنم اتفاقی رخ داده و الا سرکاریم.....
و شاهد باور نکردنم هم  تفاوت نظرات داخلی با اصل متن خارجیش است و می بینم که بجای ارزان شده دلار و رونق بورس  و اقتصاد ...شاهدیم که پس از ارزانی چند ساعتی دلار و طلا..... داره بالا میره و همیشه ارزانیش را ما بازنشسته ها ی گنجشگ روزی حس نمی کنیم اما بالا رفتنش را  بازاریان محترم نمی گذارند ما متوجه نشویم......
فقط خدا را شکر می کنم و امید دارم به خدا و رهبر آگاهم(انشاالله خدا حافظش باشد) که در مقابل اجانب خارجی و طرفداران داخلیش همچون کوه ایستاده...
یا علی مددی




روزهای اخر ماه رمضان

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه بیست و دوم تیر 1394-07:07 ب.ظ

shia muslims

حکایت ما و رمضان حکایت یخ فروشی است که پرسیدند فروختی؟ گفت: "نخریدند ولی تمام شد". تلاش کردیم، ناله کردیم، خواستیم هر چه داریم به درگاه خدا ببریم که با رحمت بیکرانش روحی تازه در کالبدمان بدمد، اما مثل حکایت یخ فروش هر چه کردیم یا نکردیم تمام شد. ماه رمضان به پایان رسید و اگر عمری باشد باید سالی دیگر به انتظار بنشینیم.
ماه رمضان که امسال روزهای طولانی اش تشنگی را بیشتر از رمضانهای گذشته به ما چشاند به پایان رسید و یکی دو روز دیگر با رویت هلال ماه نو عید فطر فرا می رسد.
در روزهای  گذشته بر سر هر سفره افطار "اللهم لک صمنا ..." خواندیم، سحرها که بیدار شدیم و به آسمان نگاه کردیم ستاره ها پرنور بودند آنقدر که دلمان می خواست به آسمان برویم و همنشین ستاره ها شویم تا شاید به آسمان و اوج نزدیکتر شویم.
شبهای قدر به امید پذیرش توبه و پاکی از گناهان، شب زنده داری کردیم، تا صبح به درگاه خدا نالیدیم، سعی کردیم به نیازمندان کمک کنیم، خواستیم مهربانتر باشیم و با دوستان صمیمی تر.
گفتیم " الهی العفو" ، گفتیم " الغوث"، گفتیم" توبه"، احساس کردیم خالص شده ایم، سبک شدیم و سبکبار از مراسم احیا بازگشتیم اما از همان شب تا کنون چگونه بوده ایم؟ بر سر وعده هایمان با خدا مانده ایم؟ هنوز سبکباریم؟
همه ساله در شبهای قدر قرآن به سر به درگاهش می نالیم و توبه کنان از او حاجت می خواهیم اما پس از مراسم و حتی در فاصله دو شب قدر می شویم همان آدم قبل از شبهای قدر. ماه رمضان هم که تمام شد یادمان می رود با خدا چه گفتیم و چه عهد کردیم.
عهد می شکنیم، اما آنقدر به بزرگی و کرامت خدا یقین داریم که دوباره به درگاهش می رویم و به امید عفو و بخشش آن عزیز دوست داشتنی لابه می کنیم.
به هر حال رمضان فرصتی بود برای یافتن بیشتر خویش و نزدیکی بیشتر به خدا اما هر چه بود تمام شد و هرکس به توان خود توشه برگرفت. غصه روزهای رفته آنها را بازنمی گرداند اما شادی رسیدن عید فطر دل را آرام می کند.
صد شکر که عید آمد
شوق عید فطر و نماز پرشکوه آن و شوق رجوع به ذات خود، اندکی از غصه ها می کاهد. گویی جشن می گیری برای اینکه با خدا و خودت وعده کرده ای که به گونه ای دیگر زندگی کنی، فطر عید بزرگی است، عید ذاتها و جانها، عید پشت کردن به شیطان و حرکت در مسیر حق، اما باز هم دلمان برای میهمانی خدا تنگ می شود حسی که دست بردار نیست... گویی طعمی را که چشیده ای نمی خواهی از دست بدهی.
زندگی چه فراز و نشیبها که بر ما تحمیل می کند و چه فرصتهایی که ما در این فراز و فرودها از دست می دهیم، قول می دهیم، عمل نمی کنیم اما باز منتظر رمضانی دیگر می مانیم که بار گناهان یک ساله مان را به روسیاهی به پیشگاه حق ببریم تا خط بطلانی بر آنها بکشد.
در این ماه سعی کردیم نمازهایمان را خالصانه تر بخوانیم، کاری که در ماه های دیگر کمتر می کنیم و اغلب در پایان ماه رمضان دوباره می شویم همان انسانهایی که بودیم و البته کاش غیر از این باشد.
رمضان در لغت ‏به معناى گرما و شدت تابش خورشید است، گویی ماهی است برای سوختن گناهانی که مرتکب شدیم و ماهی است تا دگرگون شویم، بسوزیم و خمیره مان در قالبی الهی، دوباره جان گیرد.
مولانا می گوید:
آب کم جو تشنگی آور به دست ×× تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آید جواب ××× تشنه باش الله اعلم بالصواب
زین طلب بنده به کوی حق رسید ×درد مریم را به خرما بن کشید
روزه گرفتیم تا اخلاص آزمایی شویم، تا از گرسنگی به خدا پناه ببرم، تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنیم، تا اگر فقیریم و غنی و اگر داریم یا ندار، بدانیم همه ما در مقابل خداوند در یک صفیم و عامل تفاوت ما نیات و اعمال خوب و بد ماست.
روزه گرفتیم تا یادمان باشد بیشتر به فکر بی کسیها و تنهاییها و رفاقتها باشیم، به این فکر که خدای عظیم که همه جا در کنار ماست و قدم بر هر پله ای که بگذاریم در پله بالاتر منتظر ماست، از کرده خوبمان خوشحال می شود و بدکاریهایمان غمگینش می کند.
دلتنگیها تمام نمی شود و ماه رمضان تا چند روزی دیگر تمام است تا اگر عمری باشد سالی دیگر در سفره دیگر بر خوان رحمت الهی بنشینیم. اما یادمان باشد که رمضان فرصتی بود برای صیقل جان و روح.
از همین اکنون تلاش کنیم تا آیینه صیقل خورده جانمان به زنگار گناه آلوده نشود و برای روزهایی که می آیند انسانی آراسته و دل آرام باشیم که یاد خدا در روح و جانمان تنیده است.
ای خدایی که اگر بخشش کنی؛عطایت را به منت آلوده نکنی
و اگر عنایت کنی از باب ستم نیست
ای خدایی که پرده می پوشی بر آن که اگر می خواستی رسوایش می کردی.
اما تو همه امور را بر تفضل بنا کرده ای.
قدرتت را بر آیین گذشت بنا نهاده ای
و با آن که با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبه رو می شوی
و به آنکه در حق خویش ستم کرده مهلت می دهی.
با صبر و بردباری خود مهلتشان می دهی تا به حضرتت برگردند
و در مواخذه عاصیانت شتاب نمی کنی تا توبه کنند

خدایا! بنده گناهکارت را به مرحمت و لطف بی کرانت ببخش؛
این بار هم از گناهانم در گذر؛
همچون همیشه که فقط شرمساری بخشش بی منتهایت در قلب و جانم باقی می ماند.
خدایا در این آخرین فرصت ها توبه می کنم؛
آنهم فقط به امید این که این بار هم مرا خواهی بخشید.
بخاطر کرامت این ماه پر برکت
خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمرمون قرار نده!
خدایا سفره نعمت های تو برچیده شد.خیلی ها بخشیده شدند،خدا میداند چه کسانی ننگ نابخشودگی بر پیشانیشان نقش بست.
خدایا به حرمت بندگان خوبت،به آبروی پاکان شب زنده دارت،در این لحظات آخر ما را ببخش و بیامرز.
بارالها،هنگامی که شیاطین جنی وانسی آزاد شوند،پناهی جز تو نخواهیم داشت.به ما رحم کن.
پرورودگارا،این رمضان را آخرین رمضان غیبت مولایمان قرار بده.
خدایا........


آمین یا سمیع و یاعلیم
آمین یا رئوف و یا حكیم
آمین یا ودود یا حلیم
امین یا غفورویارحیم
آمین یا رب العالمین




داروخانه ای بنام قرآن

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پانزدهم تیر 1394-04:47 ب.ظ


درد و بیماری همیشه دل درد و سردرد و... نیست. گاهی درد یک بیماری اخلاقی است.  بیماری‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک‌تر است. بیماری‌های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. وچه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می‌رساند و هم به آخرت او. حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد. نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه‌و‌آله بیان نموده و فرمود :

علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پربركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. [1]

اكنون هر كه می‌خواهد روح خود را از بیماری‌ها پاك و یا آ ن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد. هر که می‌خواهد آثار و نشانه‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود. همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

اما باید به این نکته نیز توجه نمود كه مومن بخیل نیست. آنچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز می‌پسندد. وقتی خودش از طریق قرآن درمانی، مداوا می‌شود و طعم شیرین سلامتی روحی را درك می‌كند دیگران را نیز به سوی این درمانگاه، راهنمایی و هدایت می‌كند. از وقت و مال خود هم هزینه می‌كند تا دیگران را نیز با قرآن  مانوس و به وسیله آن سلامت روحشان را تضمین كند.

البته برخی از مومنین دریادل، وقتی می‌خواهد به دیگران نیز بیندیشند از حصار محدودیت زمان فراتر می‌روند و حتی به آینندگان نیز فكر نموده و برای آشنایی آنان هم با قرآن گامی مهم و اساسی بر می‌دارند. حتما می‌پرسید برای آیندگان چگونه قدم برمی‌دارد؟

پاسخش  وقف است. با وقف برای ترویج فرهنگ قرآن، داروخانه‌ای معنوی به وسعت زمان ایجاد می‌كنند و با شیوه قرآن درمانی سلامتی معنوی را برای آیندگان نیز به ارمغان می‌آورند. و اینگونه خود نیز به افتخار خادمی داروخانه قرآن در می‌آیند.    

 

پی نوشت:

[1] جامع الاخبار، ج 1، ص 432

منبع:وب نسیمی از آسمان


اطعام نیازمندان در زندگی

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پانزدهم تیر 1394-04:28 ب.ظ





کسی می‌گفت برای دیدن یکی از دوستانم پیاده به راه افتادم. در بین راه مردی را دیدم که در گوشه‌ای کِز کرده و انگار از درد  به خود می‌پیچید. جلو رفتم و علت را جویا شدم. گفت چند روزی است که چیزی نخورده و از شدت گرسنگی به دل درد مبتلا شده. پس از کمک به او به راه خود ادامه دادم و به منزل دوستم رسیدم. دیدم به خاطر دل درد دراز کشیده و می‌نالد. علتش را پرسیدم، گفت: در خوردن غذا زیاده‌روی کرده‌ام. حالم منقلب شد. با خودم گفتم اگر به اندازه غذا می‌خورد و مازادش را به آن فقیر می‌بخشید، نه خودش به دل درد مبتلا می‌شد و نه آن مردِ فقیر.

این حکایت خیلی از افراد جامعه است. خیلی‌ها هستند که می‌توانند با انفاق و بخشش از مال و دارایی، هم خودشان زندگی آسوده‌ای داشته و هم، آسایش و آسودگی را برای دیگران به ارمغان بیاورند.
ماه مبارک رمضان، فرصت اینگونه زندگی کردن است. ماهی است که فرصت نوعدوستی و به فکر دیگران بودن را با خود به ارمغان می‌آورد. مساوات و برابری در میان افراد اجتماع یکی از درس‌های روزه است تا افراد متمكن وضع گرسنگان و محرومان جامعه را با تمام وجود حس کنند و با انگیزه بیشتری به سوی انفاق و بخشش به فقرا و مستمندان بشتابند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق كند، چرا كه اغنیاء معمولاً هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ خدا می‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند».1

وقتی به این حدیث شریف توجه کنیم دو نکته را به خوبی خواهیم فهمید. اول اینکه، برای درک فضیلت واقعی روزه می‌بایست گرسنگی مستمندان را با تمام وجود حس کنیم. به گونه ای که این حس ما را به سمت کمک به نیازمندان بکشاند. از این رو لازم است در وعده‌های غذایی افطار و سحر نیز به گونه‌ای باشیم که یاد فقرا در رفتارِ غذایی ما مشخص باشد. نکته دیگر اینکه در این حدیث شریف یکی از علت‌های وجوب روزه را مساوات بین فقیر و در نتیجه انفاق و بخشش به فقرا شمرده شده است. حال اگر کسی روزه بگیرد اما این اثر در او دیده نشود اگرچه از لحاظ فقهی روزه او صحیح بوده اما مقبولیت آن مورد تردید است.

حال که اینگونه است بیایید انفاق و بخشش به فقرا را  یکی از برنامه‌های اصلی خود در این ماه مبارک قرار دهیم.

 

پی‌نوشت:

1. بحار،ج93، ص371.

منبع:وب نسیمی از آسمان


میلاد امام حسن(ع) مبارک

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه دهم تیر 1394-09:15 ق.ظ

shia muslims



یک جوان 20 ساله بی تجربه را هم وزیر گذاشته بودیم بلد بود اینجوری مدیریت کند

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه دهم تیر 1394-08:12 ق.ظ


لازم بذکر است شرکتهای لبنی در دولت گذشته هم در طول سال چندین بار همین بازی را در می آورند هنوز هم برای خیلی ها جای سوال است این ابرشرکتهای لبنی قدرت زیر بار تصمیمات قانونی دولت نرفتن و این همه سرکشی و افزایشهای بی  دروپیکر قیمتها را از کجا دریافت می کنند و پشت این شرکتها به کجا گرم است که همیشه دولت در مقابل آنها کوتاه می آید !!!
=========

اوضاع شیر تو شیر قیمت لبنیات!

وزیر صنعت و تجارت و سخنگوی دولت یازدهم طی روزهای اخیر اظهارات متفاوت و مبهمی درباره گرانی لبنیات بر زبان آورده‌اند.
نعمت‌زاده وزیر صنعت سه روز پیش در جمع خبرنگاران با اشاره به افزایش قیمت شیرخام به 1440 تومان در هر کیلوگرم گفته بود چون دولت نمی‌تواند یارانه شیر را به دامداران پرداخت کند لذا با افزایش 10 درصدی قیمت لبنیات موافقت کرده است.


پس از این اظهارات، نوبخت به‌عنوان سخنگوی دولت دیروز به میان خبرنگاران آمد و با اشاره به پرداخت مابه‌التفاوت قیمت شیر خام  از سوی دولت گفت: آنچه دامداران محترم تولید می‌کردند 1250 تومان به واحدهای صنعتی می‌فروختند. اما این عزیزان زحمتکش در نظر داشتند که فرآورده لبنی آنها 1440 تومان خریداری شود. دولت در این راستا که موظف است از حقوق مصرف‌کنندگان حمایت کند و از آنجایی که نمی‌تواند به زیان یکی از طرفین عمل کند خودش مابه‌التفاوتی را تقبل کرد که بیش از هزار میلیارد تومان است.
با اظهارات نوبخت مشخص می‌شود که دولت یارانه شیر را خودش پرداخت کرده است و بنابراین قیمت لبنیات به این بهانه نباید افزایش می‌یافت.
اما نعمت‌زاده دوباره در اظهاراتی جدید که خبرگزاری تسنیم آن را منتشر کرد مدعی شد افزایش قیمت لبنیات کار دولت نبوده است!
بالاخره با این اظهارات متفاوت و مبهم مسئولان دولت معلوم نیست چه بلایی سر افزایش قیمت لبنیات آمده است هر چند نعمت‌زاده مدعی شده که قیمت‌ها برمی‌گردد.

 برگرفته از:وب حاج رضا

 





تأمین هزینه دیپلماسی از جیب مردم!

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه یکم تیر 1394-08:06 ق.ظ



بحث «جیب مردم و تحریم‌ها» با توجه به حواشی سیاسی این موضوع به حدی مهم و استراتژیک است که می‌تواند پایه بروز فتنه‌های اقتصادی با ده‌ها برابر هزینه‌سازی بیشتر از فتنه 88 باشد. کما اینکه فتنه سیاسی 6 سال پیش نیز از داخل دستی در جیب دلالان و مافیاسازان بازار ایران در حوزه دلار و طلا و محصولات کشاورزی داشت و از خارج وابسته به بودجه لابی سیاست خارجی حامی طرح سازش برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام جمهوری اسلامی و سیاست‌های اقتصادی و سیاسی کشورمان بود. پس هر چند این روزها در داخل کشور تلاش بسیاری می‌شود تا «حامیان استقلال ملی» به عنوان مانعی در برابر رفع تحریم‌ها و حل مشکلات اقتصادی کشور نمایش داده شوند اما حقیقت این است که امید دولتمردان به «رفع تحریم‌ها» از مسیر دیپلماسی هسته‌ای بدون معامله رسمی «استقلال کشور» بسیار کم شده است. در چنین فضایی بی‌شک لابی اقتصادی پشت پرده طرح «توافق به هر قیمتی» منتظر نخواهند نشست تا
پیش‌بینی‌های جبهه استقلال‌طلب درباره «غیر قابل اعتماد بودن آمریکا» و «خوش خیالی غربزدگان در توکل بر وعده‌های کذب دشمن» به وقوع پیوسته و کاسه آب و نان آنها شکسته شود.
همان طور که پیش از این نیز اشاره کردیم «پلان ب» طرح شکست «دیپلماسی مصالحه با آمریکا»، در صورت ادامه غفلت، می‌تواند در شکل فتنه‌ای اقتصادی با هدف قرار دادن معیشت مردم بروز یابد. فتنه‌ای که وضعیت فعلی بازار و برخی ادعاها درباره ارتباط «حیات و ممات مردم با رفع تحریم‌ها» نشان از جدی بودن آن دارد. هم اکنون به واسطه اخلال‌گری تیم مذکور  بسیاری از محصولاتی که با تولید داخل در مرحله «خودکفایی» یا «خوداتکایی» قرار دارد، «گران» به دست مصرف‌کننده می‌رسد. از گندم و نان گرفته تا میوه و شکر و برنج و لبنیات و مرغ و حتی خدماتی همچون آب و برق و بنزین مصرفی! در توصیف بازار ایران، از عبارت «مافیا» استفاده می‌شود در حالی که واردات بی‌رویه و عجیب و غریب در هنگامه برداشت و عرضه محصولات کشاورزی براساس اسناد موجود، از مبادی رسمی صورت گرفته است و علاوه بر آن درگیری شدیدی در مدیریت بازار میان وزرای خود دولت به صورت مشهود به چشم می‌خورد. در چنین شرایطی، اخبار واردات از مسیر قاچاق با محموله‌های 50 و 100 هزار تنی نیز به لطیفه‌ای گریه‌آور می‌ماند که پر واضح است بدون استفاده از رانت دولتی چنین اخلال عظیمی متصور نیست.
در گیر و دار درگیری شدید لابی مجری سیاست‌های وابسته‌ساز و جبهه حامیان استقلال ملی، آنچه در حال از دست رفتن است سرمایه‌ای است که حاصل بیش از 35 سال سازندگی و عملکرد جهادی کشاورز و صنعت‌گر و تولیدکننده ایرانی قلمداد می‌شود.
پروسه «وابسته‌سازی ایران» به خارج از مرزها در اوج قرار دارد و به واسطه عملکرد شبه‌دولتی رسمی، کشاورز ایرانی را پس از ورشکستگی به سبب فروش نرفتن محصولاتش به دنبال واردات بی‌رویه و تماشای تراژدی فاسد شدن هزاران تن گوجه‌فرنگی، پیاز، سیب‌زمینی و چغندرقند در بیابان یا بی‌مشتری ماندن برنج و چای و مرکبات؛ ناچار از ترک کشت می‌سازد.
به این ترتیب تز خیانت‌پیشگانی که برای لابی دلالان وارداتچی، تئوری‌سازی می‌کنند و هم‌اکنون ایران را فاقد مزیت نسبی کشاورزی و تولید به هزار و یک دلیل بی‌پایه و اساس جلوه می‌دهند به سبب بی‌میلی خود کشاورز ایرانی به کشت و زرع و عادت بازار به محصول خارجی اثبات خواهد شد.
عینا همین اتفاق در دست دوم زیرساخت‌های اقتصادی و صنایع وابسته به محصولات داخلی نیز رخ خواهد داد. به این ترتیب که کارخانجات فرآوری محصول که با بودجه مملکت و سرمایه‌گذاری تعاونی‌های کشاورزی و فعالیت جهادی مردمی در کنار زمین‌ها و باغات کشاورزی ایجاد شده‌اند به علت «ترک کشاورزی» پس از دستکاری بازار با واردات، ورشکست شده و ایران در اندک زمانی تبدیل به یک کشور فاقد زیرساخت تولید و وابسته به خارج در تمام زمینه‌ها خواهد شد.  آیا هدف اصلی از واردات شکر در بحبوحه برداشت محصول چغندرقند از مزارع خوزستان و آذربایجان و تعطیلی کارخانجات فرآوری محصول همین موضوع نبوده است؟
29 اردیبهشت 94 خبرگزاری‌های رسمی کشور نوشتند: «واردات بی‌رویه باعث شده اکثر کارخانجات قند و شکر در معرض تعطیلی قرار گیرند. این در حالی است که اقدام وزارت صنعت مبنی بر وارد کردن شکر در شرایطی که واردات آن مطابق بخشنامه‌های دولتی ممنوع بود، موجب بروز مشکل اساسی در این بخش شده است».
کارخانه دشت مغان، قند بانه، قند نیشابور و مجموعه‌ای از کارخانجات ورامین و آذربایجان غربی و خوزستان تاکنون به سبب واردات شکر ورشکست شده‌اند. ورشکستگی کارخانه‌دار موجب بیکاری کارگران و متعاقب آن ناتوانی تولیدکننده در پرداخت بدهی کشاورزان چغندرکار شده است. به این ترتیب بازار برای ایجاد یک «قحطی پر سر و صدای شکر» در سال آینده، پس از شکست احتمالی مذاکرات و عدم لغو تحریم‌ها و احیانا تحریم محصولات کشاورزی یا فرضا گمانه دولت مبنی بر عدم موفقیت در واردات به سبب کمبود ارز آماده خواهد شد! علاوه بر اینکه هزینه بیکاری مجموعه بزرگی از کارگران و نارضایتی تولیدکنندگان و کشاورزان نیز به پای نظام تمام خواهد شد و حاکمیت حتی پس از پایان دولت فعلی نیز برای راه‌اندازی مجدد و احیای چرخه تولید نیازمند بودجه‌ای عظیم خواهد بود. آیا چنین «اخلال‌گری عظیمی» که مستقیم حیات مردم را به بهانه «ریل‌سازی برای سیاست‌های  ضداستقلال ملی» هدف قرار داده، شایسته مماشات است؟
18 بهمن 93، «صدای اقتصاد» نوشت: «در شرایطی که براساس آمارهای وزارت صنعت، معدن و تجارت سالانه به طور متوسط 5 تا 7 میلیون تن تولیدات فولادی وارد ‏کشور می‌شود، انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در نامه‌ای به وزیر صنعت نوشت: واردات تولیدات فولادی با ارز مبادله‌ای نتیجه‌ای جز اعلام ورشکستگی واحدهای تولیدی در پی نخواهد داشت».
‏ناله تولیدکنندگان صنایع فولاد کشورمان در حالی از «ترور وارداتی» بلند است که  ایران خود یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد جهان است و براساس آمار جهانی در سال 2014 با 3/16 میلیون تن فولاد بزرگ‌ترین فولادساز خاورمیانه بوده است.
صنایع داخلی فولاد که ورشکست شوند، تهدید به تحریم واردات فولاد نیز کمر فعالیت‌های عمرانی در کشور را خواهد شکست و ناچار خواهیم شد به جای ساخت برج‌های چند ده مرتبه، کپرنشین شویم!
در پرونده بنزین نیز عینا با چنین رویه‌ای روبه‌رو هستیم! به‌رغم شکست دستگاه شایعه‌ساز ابتکار و زنگنه درباره تولیدات داخلی، کارخانه‌های تولید بنزین یورو 4، با 60 الی 70 درصد پیشرفت در دولت دهم، کماکان نیمه‌کاره رها شده‌اند و دولت با واردات بنزین پاتیلی از دلالان خلیج‌فارس، تولید داخل را فشل رها کرده است. علاوه بر اینکه به سبب انجام نشدن تعمیرات ضروری پالایشگاه‌های فعالی همچون شازند اراک، اخبار آتش‌سوزی و تخریب و تضعیف این صنایع نیز به رویه‌ای معمول تبدیل شده است. سیاست‌های اقتصادی ایران «مقاومتی» که نشد هیچ، با شدت تمام به سمت «وابسته‌سازی» کشور به خارج از مرزها در حال تکاپو است. کار به جایی رسیده که در شرایط حساس سیاسی- اقتصادی جهان، برخلاف همه کشورهای دنیا، تمسخر سیاست ملی «خودکفایی» به گفتمان غالب تئوری‌سازان حامی «معامله استقلال کشور بر سر میز مذاکره» تبدیل شده است. آیا درهم شکستن چنین سیستم اخلالگر هویدایی تا این اندازه مشکل است؟! دولت «حق اعتراض» را برای کارگران گرسنه و بیکار‌شده به رسمیت شناخته و در عین حال فریاد بر می‌آورد که از «جیب مردم» هزینه‌سازی نکنید! اما اکنون سوال اساسی این است که تا چه زمان مردم باید چشم بر اخلالگران و خیانت‌پیشگان اقتصاد ایران ببندند تا بودجه پیشبرد سیاست خارجی هزینه‌ساز دولت با دست‌درازی به جیب امروز و آینده ملت تامین شود؟
محمد واعظی :وطن امروز 94/4/1




  • تعداد صفحات :176
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...