تبلیغات
بچه شمرون

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

صلوات

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391-06:12 ق.ظ


لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست ها و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید





عید سعید فطر

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1394-12:44 ب.ظ




آیا باور کنم توافق شده؟

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1394-07:11 ق.ظ


سلام ...دوستان  می پرسند چرا از توافق نمی نویسم؟ و نظرم را نمی گویم؟....
من هم پاسخ کوتاهم را در این جا می نویسم.........
هر وقت مشکلاتیکه  بزرگان  می گفتند در اثر تحریم نمیشه رفعش کرد مثل آب که به تحریم بستگی داره...حل شدند ..و مشکلات کارخانه های از کار افتاده ...بیکاران ....و مشکلات و گرانی هاییکه گفتند در اثر تحریمه و  و   و حل شد من باور می کنم اتفاقی رخ داده و الا سرکاریم.....
و شاهد باور نکردنم هم  تفاوت نظرات داخلی با اصل متن خارجیش است و می بینم که بجای ارزان شده دلار و رونق بورس  و اقتصاد ...شاهدیم که پس از ارزانی چند ساعتی دلار و طلا..... داره بالا میره و همیشه ارزانیش را ما بازنشسته ها ی گنجشگ روزی حس نمی کنیم اما بالا رفتنش را  بازاریان محترم نمی گذارند ما متوجه نشویم......
فقط خدا را شکر می کنم و امید دارم به خدا و رهبر آگاهم(انشاالله خدا حافظش باشد) که در مقابل اجانب خارجی و طرفداران داخلیش همچون کوه ایستاده...
یا علی مددی




روزهای اخر ماه رمضان

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه بیست و دوم تیر 1394-07:07 ب.ظ

shia muslims

حکایت ما و رمضان حکایت یخ فروشی است که پرسیدند فروختی؟ گفت: "نخریدند ولی تمام شد". تلاش کردیم، ناله کردیم، خواستیم هر چه داریم به درگاه خدا ببریم که با رحمت بیکرانش روحی تازه در کالبدمان بدمد، اما مثل حکایت یخ فروش هر چه کردیم یا نکردیم تمام شد. ماه رمضان به پایان رسید و اگر عمری باشد باید سالی دیگر به انتظار بنشینیم.
ماه رمضان که امسال روزهای طولانی اش تشنگی را بیشتر از رمضانهای گذشته به ما چشاند به پایان رسید و یکی دو روز دیگر با رویت هلال ماه نو عید فطر فرا می رسد.
در روزهای  گذشته بر سر هر سفره افطار "اللهم لک صمنا ..." خواندیم، سحرها که بیدار شدیم و به آسمان نگاه کردیم ستاره ها پرنور بودند آنقدر که دلمان می خواست به آسمان برویم و همنشین ستاره ها شویم تا شاید به آسمان و اوج نزدیکتر شویم.
شبهای قدر به امید پذیرش توبه و پاکی از گناهان، شب زنده داری کردیم، تا صبح به درگاه خدا نالیدیم، سعی کردیم به نیازمندان کمک کنیم، خواستیم مهربانتر باشیم و با دوستان صمیمی تر.
گفتیم " الهی العفو" ، گفتیم " الغوث"، گفتیم" توبه"، احساس کردیم خالص شده ایم، سبک شدیم و سبکبار از مراسم احیا بازگشتیم اما از همان شب تا کنون چگونه بوده ایم؟ بر سر وعده هایمان با خدا مانده ایم؟ هنوز سبکباریم؟
همه ساله در شبهای قدر قرآن به سر به درگاهش می نالیم و توبه کنان از او حاجت می خواهیم اما پس از مراسم و حتی در فاصله دو شب قدر می شویم همان آدم قبل از شبهای قدر. ماه رمضان هم که تمام شد یادمان می رود با خدا چه گفتیم و چه عهد کردیم.
عهد می شکنیم، اما آنقدر به بزرگی و کرامت خدا یقین داریم که دوباره به درگاهش می رویم و به امید عفو و بخشش آن عزیز دوست داشتنی لابه می کنیم.
به هر حال رمضان فرصتی بود برای یافتن بیشتر خویش و نزدیکی بیشتر به خدا اما هر چه بود تمام شد و هرکس به توان خود توشه برگرفت. غصه روزهای رفته آنها را بازنمی گرداند اما شادی رسیدن عید فطر دل را آرام می کند.
صد شکر که عید آمد
شوق عید فطر و نماز پرشکوه آن و شوق رجوع به ذات خود، اندکی از غصه ها می کاهد. گویی جشن می گیری برای اینکه با خدا و خودت وعده کرده ای که به گونه ای دیگر زندگی کنی، فطر عید بزرگی است، عید ذاتها و جانها، عید پشت کردن به شیطان و حرکت در مسیر حق، اما باز هم دلمان برای میهمانی خدا تنگ می شود حسی که دست بردار نیست... گویی طعمی را که چشیده ای نمی خواهی از دست بدهی.
زندگی چه فراز و نشیبها که بر ما تحمیل می کند و چه فرصتهایی که ما در این فراز و فرودها از دست می دهیم، قول می دهیم، عمل نمی کنیم اما باز منتظر رمضانی دیگر می مانیم که بار گناهان یک ساله مان را به روسیاهی به پیشگاه حق ببریم تا خط بطلانی بر آنها بکشد.
در این ماه سعی کردیم نمازهایمان را خالصانه تر بخوانیم، کاری که در ماه های دیگر کمتر می کنیم و اغلب در پایان ماه رمضان دوباره می شویم همان انسانهایی که بودیم و البته کاش غیر از این باشد.
رمضان در لغت ‏به معناى گرما و شدت تابش خورشید است، گویی ماهی است برای سوختن گناهانی که مرتکب شدیم و ماهی است تا دگرگون شویم، بسوزیم و خمیره مان در قالبی الهی، دوباره جان گیرد.
مولانا می گوید:
آب کم جو تشنگی آور به دست ×× تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آید جواب ××× تشنه باش الله اعلم بالصواب
زین طلب بنده به کوی حق رسید ×درد مریم را به خرما بن کشید
روزه گرفتیم تا اخلاص آزمایی شویم، تا از گرسنگی به خدا پناه ببرم، تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنیم، تا اگر فقیریم و غنی و اگر داریم یا ندار، بدانیم همه ما در مقابل خداوند در یک صفیم و عامل تفاوت ما نیات و اعمال خوب و بد ماست.
روزه گرفتیم تا یادمان باشد بیشتر به فکر بی کسیها و تنهاییها و رفاقتها باشیم، به این فکر که خدای عظیم که همه جا در کنار ماست و قدم بر هر پله ای که بگذاریم در پله بالاتر منتظر ماست، از کرده خوبمان خوشحال می شود و بدکاریهایمان غمگینش می کند.
دلتنگیها تمام نمی شود و ماه رمضان تا چند روزی دیگر تمام است تا اگر عمری باشد سالی دیگر در سفره دیگر بر خوان رحمت الهی بنشینیم. اما یادمان باشد که رمضان فرصتی بود برای صیقل جان و روح.
از همین اکنون تلاش کنیم تا آیینه صیقل خورده جانمان به زنگار گناه آلوده نشود و برای روزهایی که می آیند انسانی آراسته و دل آرام باشیم که یاد خدا در روح و جانمان تنیده است.
ای خدایی که اگر بخشش کنی؛عطایت را به منت آلوده نکنی
و اگر عنایت کنی از باب ستم نیست
ای خدایی که پرده می پوشی بر آن که اگر می خواستی رسوایش می کردی.
اما تو همه امور را بر تفضل بنا کرده ای.
قدرتت را بر آیین گذشت بنا نهاده ای
و با آن که با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبه رو می شوی
و به آنکه در حق خویش ستم کرده مهلت می دهی.
با صبر و بردباری خود مهلتشان می دهی تا به حضرتت برگردند
و در مواخذه عاصیانت شتاب نمی کنی تا توبه کنند

خدایا! بنده گناهکارت را به مرحمت و لطف بی کرانت ببخش؛
این بار هم از گناهانم در گذر؛
همچون همیشه که فقط شرمساری بخشش بی منتهایت در قلب و جانم باقی می ماند.
خدایا در این آخرین فرصت ها توبه می کنم؛
آنهم فقط به امید این که این بار هم مرا خواهی بخشید.
بخاطر کرامت این ماه پر برکت
خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمرمون قرار نده!
خدایا سفره نعمت های تو برچیده شد.خیلی ها بخشیده شدند،خدا میداند چه کسانی ننگ نابخشودگی بر پیشانیشان نقش بست.
خدایا به حرمت بندگان خوبت،به آبروی پاکان شب زنده دارت،در این لحظات آخر ما را ببخش و بیامرز.
بارالها،هنگامی که شیاطین جنی وانسی آزاد شوند،پناهی جز تو نخواهیم داشت.به ما رحم کن.
پرورودگارا،این رمضان را آخرین رمضان غیبت مولایمان قرار بده.
خدایا........


آمین یا سمیع و یاعلیم
آمین یا رئوف و یا حكیم
آمین یا ودود یا حلیم
امین یا غفورویارحیم
آمین یا رب العالمین




داروخانه ای بنام قرآن

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پانزدهم تیر 1394-04:47 ب.ظ


درد و بیماری همیشه دل درد و سردرد و... نیست. گاهی درد یک بیماری اخلاقی است.  بیماری‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک‌تر است. بیماری‌های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. وچه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می‌رساند و هم به آخرت او. حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد. نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه‌و‌آله بیان نموده و فرمود :

علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پربركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. [1]

اكنون هر كه می‌خواهد روح خود را از بیماری‌ها پاك و یا آ ن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد. هر که می‌خواهد آثار و نشانه‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود. همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

اما باید به این نکته نیز توجه نمود كه مومن بخیل نیست. آنچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز می‌پسندد. وقتی خودش از طریق قرآن درمانی، مداوا می‌شود و طعم شیرین سلامتی روحی را درك می‌كند دیگران را نیز به سوی این درمانگاه، راهنمایی و هدایت می‌كند. از وقت و مال خود هم هزینه می‌كند تا دیگران را نیز با قرآن  مانوس و به وسیله آن سلامت روحشان را تضمین كند.

البته برخی از مومنین دریادل، وقتی می‌خواهد به دیگران نیز بیندیشند از حصار محدودیت زمان فراتر می‌روند و حتی به آینندگان نیز فكر نموده و برای آشنایی آنان هم با قرآن گامی مهم و اساسی بر می‌دارند. حتما می‌پرسید برای آیندگان چگونه قدم برمی‌دارد؟

پاسخش  وقف است. با وقف برای ترویج فرهنگ قرآن، داروخانه‌ای معنوی به وسعت زمان ایجاد می‌كنند و با شیوه قرآن درمانی سلامتی معنوی را برای آیندگان نیز به ارمغان می‌آورند. و اینگونه خود نیز به افتخار خادمی داروخانه قرآن در می‌آیند.    

 

پی نوشت:

[1] جامع الاخبار، ج 1، ص 432

منبع:وب نسیمی از آسمان


اطعام نیازمندان در زندگی

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه پانزدهم تیر 1394-04:28 ب.ظ





کسی می‌گفت برای دیدن یکی از دوستانم پیاده به راه افتادم. در بین راه مردی را دیدم که در گوشه‌ای کِز کرده و انگار از درد  به خود می‌پیچید. جلو رفتم و علت را جویا شدم. گفت چند روزی است که چیزی نخورده و از شدت گرسنگی به دل درد مبتلا شده. پس از کمک به او به راه خود ادامه دادم و به منزل دوستم رسیدم. دیدم به خاطر دل درد دراز کشیده و می‌نالد. علتش را پرسیدم، گفت: در خوردن غذا زیاده‌روی کرده‌ام. حالم منقلب شد. با خودم گفتم اگر به اندازه غذا می‌خورد و مازادش را به آن فقیر می‌بخشید، نه خودش به دل درد مبتلا می‌شد و نه آن مردِ فقیر.

این حکایت خیلی از افراد جامعه است. خیلی‌ها هستند که می‌توانند با انفاق و بخشش از مال و دارایی، هم خودشان زندگی آسوده‌ای داشته و هم، آسایش و آسودگی را برای دیگران به ارمغان بیاورند.
ماه مبارک رمضان، فرصت اینگونه زندگی کردن است. ماهی است که فرصت نوعدوستی و به فکر دیگران بودن را با خود به ارمغان می‌آورد. مساوات و برابری در میان افراد اجتماع یکی از درس‌های روزه است تا افراد متمكن وضع گرسنگان و محرومان جامعه را با تمام وجود حس کنند و با انگیزه بیشتری به سوی انفاق و بخشش به فقرا و مستمندان بشتابند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق كند، چرا كه اغنیاء معمولاً هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ خدا می‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند».1

وقتی به این حدیث شریف توجه کنیم دو نکته را به خوبی خواهیم فهمید. اول اینکه، برای درک فضیلت واقعی روزه می‌بایست گرسنگی مستمندان را با تمام وجود حس کنیم. به گونه ای که این حس ما را به سمت کمک به نیازمندان بکشاند. از این رو لازم است در وعده‌های غذایی افطار و سحر نیز به گونه‌ای باشیم که یاد فقرا در رفتارِ غذایی ما مشخص باشد. نکته دیگر اینکه در این حدیث شریف یکی از علت‌های وجوب روزه را مساوات بین فقیر و در نتیجه انفاق و بخشش به فقرا شمرده شده است. حال اگر کسی روزه بگیرد اما این اثر در او دیده نشود اگرچه از لحاظ فقهی روزه او صحیح بوده اما مقبولیت آن مورد تردید است.

حال که اینگونه است بیایید انفاق و بخشش به فقرا را  یکی از برنامه‌های اصلی خود در این ماه مبارک قرار دهیم.

 

پی‌نوشت:

1. بحار،ج93، ص371.

منبع:وب نسیمی از آسمان


میلاد امام حسن(ع) مبارک

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه دهم تیر 1394-09:15 ق.ظ

shia muslims



یک جوان 20 ساله بی تجربه را هم وزیر گذاشته بودیم بلد بود اینجوری مدیریت کند

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه دهم تیر 1394-08:12 ق.ظ


لازم بذکر است شرکتهای لبنی در دولت گذشته هم در طول سال چندین بار همین بازی را در می آورند هنوز هم برای خیلی ها جای سوال است این ابرشرکتهای لبنی قدرت زیر بار تصمیمات قانونی دولت نرفتن و این همه سرکشی و افزایشهای بی  دروپیکر قیمتها را از کجا دریافت می کنند و پشت این شرکتها به کجا گرم است که همیشه دولت در مقابل آنها کوتاه می آید !!!
=========

اوضاع شیر تو شیر قیمت لبنیات!

وزیر صنعت و تجارت و سخنگوی دولت یازدهم طی روزهای اخیر اظهارات متفاوت و مبهمی درباره گرانی لبنیات بر زبان آورده‌اند.
نعمت‌زاده وزیر صنعت سه روز پیش در جمع خبرنگاران با اشاره به افزایش قیمت شیرخام به 1440 تومان در هر کیلوگرم گفته بود چون دولت نمی‌تواند یارانه شیر را به دامداران پرداخت کند لذا با افزایش 10 درصدی قیمت لبنیات موافقت کرده است.


پس از این اظهارات، نوبخت به‌عنوان سخنگوی دولت دیروز به میان خبرنگاران آمد و با اشاره به پرداخت مابه‌التفاوت قیمت شیر خام  از سوی دولت گفت: آنچه دامداران محترم تولید می‌کردند 1250 تومان به واحدهای صنعتی می‌فروختند. اما این عزیزان زحمتکش در نظر داشتند که فرآورده لبنی آنها 1440 تومان خریداری شود. دولت در این راستا که موظف است از حقوق مصرف‌کنندگان حمایت کند و از آنجایی که نمی‌تواند به زیان یکی از طرفین عمل کند خودش مابه‌التفاوتی را تقبل کرد که بیش از هزار میلیارد تومان است.
با اظهارات نوبخت مشخص می‌شود که دولت یارانه شیر را خودش پرداخت کرده است و بنابراین قیمت لبنیات به این بهانه نباید افزایش می‌یافت.
اما نعمت‌زاده دوباره در اظهاراتی جدید که خبرگزاری تسنیم آن را منتشر کرد مدعی شد افزایش قیمت لبنیات کار دولت نبوده است!
بالاخره با این اظهارات متفاوت و مبهم مسئولان دولت معلوم نیست چه بلایی سر افزایش قیمت لبنیات آمده است هر چند نعمت‌زاده مدعی شده که قیمت‌ها برمی‌گردد.

 برگرفته از:وب حاج رضا

 





تأمین هزینه دیپلماسی از جیب مردم!

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه یکم تیر 1394-08:06 ق.ظ



بحث «جیب مردم و تحریم‌ها» با توجه به حواشی سیاسی این موضوع به حدی مهم و استراتژیک است که می‌تواند پایه بروز فتنه‌های اقتصادی با ده‌ها برابر هزینه‌سازی بیشتر از فتنه 88 باشد. کما اینکه فتنه سیاسی 6 سال پیش نیز از داخل دستی در جیب دلالان و مافیاسازان بازار ایران در حوزه دلار و طلا و محصولات کشاورزی داشت و از خارج وابسته به بودجه لابی سیاست خارجی حامی طرح سازش برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام جمهوری اسلامی و سیاست‌های اقتصادی و سیاسی کشورمان بود. پس هر چند این روزها در داخل کشور تلاش بسیاری می‌شود تا «حامیان استقلال ملی» به عنوان مانعی در برابر رفع تحریم‌ها و حل مشکلات اقتصادی کشور نمایش داده شوند اما حقیقت این است که امید دولتمردان به «رفع تحریم‌ها» از مسیر دیپلماسی هسته‌ای بدون معامله رسمی «استقلال کشور» بسیار کم شده است. در چنین فضایی بی‌شک لابی اقتصادی پشت پرده طرح «توافق به هر قیمتی» منتظر نخواهند نشست تا
پیش‌بینی‌های جبهه استقلال‌طلب درباره «غیر قابل اعتماد بودن آمریکا» و «خوش خیالی غربزدگان در توکل بر وعده‌های کذب دشمن» به وقوع پیوسته و کاسه آب و نان آنها شکسته شود.
همان طور که پیش از این نیز اشاره کردیم «پلان ب» طرح شکست «دیپلماسی مصالحه با آمریکا»، در صورت ادامه غفلت، می‌تواند در شکل فتنه‌ای اقتصادی با هدف قرار دادن معیشت مردم بروز یابد. فتنه‌ای که وضعیت فعلی بازار و برخی ادعاها درباره ارتباط «حیات و ممات مردم با رفع تحریم‌ها» نشان از جدی بودن آن دارد. هم اکنون به واسطه اخلال‌گری تیم مذکور  بسیاری از محصولاتی که با تولید داخل در مرحله «خودکفایی» یا «خوداتکایی» قرار دارد، «گران» به دست مصرف‌کننده می‌رسد. از گندم و نان گرفته تا میوه و شکر و برنج و لبنیات و مرغ و حتی خدماتی همچون آب و برق و بنزین مصرفی! در توصیف بازار ایران، از عبارت «مافیا» استفاده می‌شود در حالی که واردات بی‌رویه و عجیب و غریب در هنگامه برداشت و عرضه محصولات کشاورزی براساس اسناد موجود، از مبادی رسمی صورت گرفته است و علاوه بر آن درگیری شدیدی در مدیریت بازار میان وزرای خود دولت به صورت مشهود به چشم می‌خورد. در چنین شرایطی، اخبار واردات از مسیر قاچاق با محموله‌های 50 و 100 هزار تنی نیز به لطیفه‌ای گریه‌آور می‌ماند که پر واضح است بدون استفاده از رانت دولتی چنین اخلال عظیمی متصور نیست.
در گیر و دار درگیری شدید لابی مجری سیاست‌های وابسته‌ساز و جبهه حامیان استقلال ملی، آنچه در حال از دست رفتن است سرمایه‌ای است که حاصل بیش از 35 سال سازندگی و عملکرد جهادی کشاورز و صنعت‌گر و تولیدکننده ایرانی قلمداد می‌شود.
پروسه «وابسته‌سازی ایران» به خارج از مرزها در اوج قرار دارد و به واسطه عملکرد شبه‌دولتی رسمی، کشاورز ایرانی را پس از ورشکستگی به سبب فروش نرفتن محصولاتش به دنبال واردات بی‌رویه و تماشای تراژدی فاسد شدن هزاران تن گوجه‌فرنگی، پیاز، سیب‌زمینی و چغندرقند در بیابان یا بی‌مشتری ماندن برنج و چای و مرکبات؛ ناچار از ترک کشت می‌سازد.
به این ترتیب تز خیانت‌پیشگانی که برای لابی دلالان وارداتچی، تئوری‌سازی می‌کنند و هم‌اکنون ایران را فاقد مزیت نسبی کشاورزی و تولید به هزار و یک دلیل بی‌پایه و اساس جلوه می‌دهند به سبب بی‌میلی خود کشاورز ایرانی به کشت و زرع و عادت بازار به محصول خارجی اثبات خواهد شد.
عینا همین اتفاق در دست دوم زیرساخت‌های اقتصادی و صنایع وابسته به محصولات داخلی نیز رخ خواهد داد. به این ترتیب که کارخانجات فرآوری محصول که با بودجه مملکت و سرمایه‌گذاری تعاونی‌های کشاورزی و فعالیت جهادی مردمی در کنار زمین‌ها و باغات کشاورزی ایجاد شده‌اند به علت «ترک کشاورزی» پس از دستکاری بازار با واردات، ورشکست شده و ایران در اندک زمانی تبدیل به یک کشور فاقد زیرساخت تولید و وابسته به خارج در تمام زمینه‌ها خواهد شد.  آیا هدف اصلی از واردات شکر در بحبوحه برداشت محصول چغندرقند از مزارع خوزستان و آذربایجان و تعطیلی کارخانجات فرآوری محصول همین موضوع نبوده است؟
29 اردیبهشت 94 خبرگزاری‌های رسمی کشور نوشتند: «واردات بی‌رویه باعث شده اکثر کارخانجات قند و شکر در معرض تعطیلی قرار گیرند. این در حالی است که اقدام وزارت صنعت مبنی بر وارد کردن شکر در شرایطی که واردات آن مطابق بخشنامه‌های دولتی ممنوع بود، موجب بروز مشکل اساسی در این بخش شده است».
کارخانه دشت مغان، قند بانه، قند نیشابور و مجموعه‌ای از کارخانجات ورامین و آذربایجان غربی و خوزستان تاکنون به سبب واردات شکر ورشکست شده‌اند. ورشکستگی کارخانه‌دار موجب بیکاری کارگران و متعاقب آن ناتوانی تولیدکننده در پرداخت بدهی کشاورزان چغندرکار شده است. به این ترتیب بازار برای ایجاد یک «قحطی پر سر و صدای شکر» در سال آینده، پس از شکست احتمالی مذاکرات و عدم لغو تحریم‌ها و احیانا تحریم محصولات کشاورزی یا فرضا گمانه دولت مبنی بر عدم موفقیت در واردات به سبب کمبود ارز آماده خواهد شد! علاوه بر اینکه هزینه بیکاری مجموعه بزرگی از کارگران و نارضایتی تولیدکنندگان و کشاورزان نیز به پای نظام تمام خواهد شد و حاکمیت حتی پس از پایان دولت فعلی نیز برای راه‌اندازی مجدد و احیای چرخه تولید نیازمند بودجه‌ای عظیم خواهد بود. آیا چنین «اخلال‌گری عظیمی» که مستقیم حیات مردم را به بهانه «ریل‌سازی برای سیاست‌های  ضداستقلال ملی» هدف قرار داده، شایسته مماشات است؟
18 بهمن 93، «صدای اقتصاد» نوشت: «در شرایطی که براساس آمارهای وزارت صنعت، معدن و تجارت سالانه به طور متوسط 5 تا 7 میلیون تن تولیدات فولادی وارد ‏کشور می‌شود، انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در نامه‌ای به وزیر صنعت نوشت: واردات تولیدات فولادی با ارز مبادله‌ای نتیجه‌ای جز اعلام ورشکستگی واحدهای تولیدی در پی نخواهد داشت».
‏ناله تولیدکنندگان صنایع فولاد کشورمان در حالی از «ترور وارداتی» بلند است که  ایران خود یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد جهان است و براساس آمار جهانی در سال 2014 با 3/16 میلیون تن فولاد بزرگ‌ترین فولادساز خاورمیانه بوده است.
صنایع داخلی فولاد که ورشکست شوند، تهدید به تحریم واردات فولاد نیز کمر فعالیت‌های عمرانی در کشور را خواهد شکست و ناچار خواهیم شد به جای ساخت برج‌های چند ده مرتبه، کپرنشین شویم!
در پرونده بنزین نیز عینا با چنین رویه‌ای روبه‌رو هستیم! به‌رغم شکست دستگاه شایعه‌ساز ابتکار و زنگنه درباره تولیدات داخلی، کارخانه‌های تولید بنزین یورو 4، با 60 الی 70 درصد پیشرفت در دولت دهم، کماکان نیمه‌کاره رها شده‌اند و دولت با واردات بنزین پاتیلی از دلالان خلیج‌فارس، تولید داخل را فشل رها کرده است. علاوه بر اینکه به سبب انجام نشدن تعمیرات ضروری پالایشگاه‌های فعالی همچون شازند اراک، اخبار آتش‌سوزی و تخریب و تضعیف این صنایع نیز به رویه‌ای معمول تبدیل شده است. سیاست‌های اقتصادی ایران «مقاومتی» که نشد هیچ، با شدت تمام به سمت «وابسته‌سازی» کشور به خارج از مرزها در حال تکاپو است. کار به جایی رسیده که در شرایط حساس سیاسی- اقتصادی جهان، برخلاف همه کشورهای دنیا، تمسخر سیاست ملی «خودکفایی» به گفتمان غالب تئوری‌سازان حامی «معامله استقلال کشور بر سر میز مذاکره» تبدیل شده است. آیا درهم شکستن چنین سیستم اخلالگر هویدایی تا این اندازه مشکل است؟! دولت «حق اعتراض» را برای کارگران گرسنه و بیکار‌شده به رسمیت شناخته و در عین حال فریاد بر می‌آورد که از «جیب مردم» هزینه‌سازی نکنید! اما اکنون سوال اساسی این است که تا چه زمان مردم باید چشم بر اخلالگران و خیانت‌پیشگان اقتصاد ایران ببندند تا بودجه پیشبرد سیاست خارجی هزینه‌ساز دولت با دست‌درازی به جیب امروز و آینده ملت تامین شود؟
محمد واعظی :وطن امروز 94/4/1


تحریف اسلام واقعی و جامعه در خواب

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:یکشنبه سی و یکم خرداد 1394-10:45 ق.ظ


جامعه‌ای را در نظر بگیرید که تجربه زیست در یکی از پربرکت‌ترین روزگاران تاریخ را دارد. مردمانی که پیامبر اکرم(ص) را دیده‌اند، مواعظ او را از دو لب مبارکش شنیده‌اند، در رکابش جنگیده‌اند و زخم برداشته‌اند، دیده‌اند که او در باره علی (ع) چه گفته، حتی در رکاب علی (ع)هم جنگیده‌اند و پس از او با پسر ارشدش امام حسن (ع) بیعت کرده‌اند و... اما فرجام کار به اینجا می‌رسد که در روز تشییع جنازه او، پیکر مطهرش تیرباران می‌شود و هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید! کار به آنجا می‌رسد که برادر دیگر او یعنی امام حسین (ع) در مقابل چشم مردمان و به دست مسلمانان! شهید می‌شود و باز هم کسی چیزی نمی‌گوید! چه کسی یا کسانی و با چه ترفندی توانستند جامعه را به این مرحله از سقوط و پستی برسانند!؟ آیا این همان مدینه‌النبی و همان آرمان‌شهر پیامبر بود!؟ ظاهرا که همان است! نماز و روزه و حج و...برپاست! اما پسر پیغمبر هم قربانی می‌شود! اینها تلخ‌ترین تجربیات بشری در کره خاک است و پس از آن هم بارها و بارها به طرق گوناگون تکرار شد. در همه این حوادث، از یک سو با جامعه‌ای روبرو هستیم که مسلمانند و از دیگر سو با افرادی که در آن جامعه مسلمان، خط و تحلیل خود را القا می‌کنند و آنگونه اسلامی را می‌سازند که  از دل آن هم کاخ سبز اموی قابل توجیه و پذیرش است و هم به شهادت رساندن فرزند رسول‌خدا! فرجام این مدل مسلمانی چیست و به کجا می‌انجامد!؟
2-«بنده در قضایای تاریخ اسلام این را مکرر گفته‌ام که چیزی که امام حسن(ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمومنین(ع) را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمند‌ترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همه مردم که بی‌دین نبودند؛ تحلیل سیاسی نداشتند. دشمن یک شایعه‌ای می‌انداخت، فورا این شایعه همه‌جا پخش می‌شد و همه آن را قبول می‌کردند! چرا باید این‌طور باشد!؟ اگر ملت، هوشیاری لازم را داشته باشد، شایعه دشمن مثل برف و یخی زیر آفتاب است. چه کسی باید این کار را بکند؟ شما جوانان باید بکنید. بنده با شما جوانان عزیزمان، حجّت خدا را تمام می‌کنم. من به شما عرض کردم و گفتم».
این سخنان که به روشنی یک خطر تاریخی و تجربه شده  را برای ما بازگو می‌کند بخشی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب  است و بر آن است تا خطر تلاش برای انحراف جامعه از مبانی اصولی انقلاب و بستن پیرایه به آرمان‌های نخستین آن را هشدار دهد. خطری که سال‌هاست با آن مواجهیم و باید گفت نسبت به اهمیت و خطیر بودن آن غفلت شده است. این روش که نهایتا به تخدیر جامعه و آمادگی آن برای پذیرش القائات و شبهات منتهی می‌شود، دو بخش مهم و تعیین‌کننده را در مقابل دیدگان مخاطب قرار می‌دهد. حسب ظاهر، این مردم هستند که در این موضوع به خوابی خطرناک و رخوت‌آور فرو می‌روند. اما این همه موضوع نیست و بخش دوم که کم‌اهمیت هم نیست، کسانی هستند که دلشان می‌خواهد مردم در خواب غفلت و فراموشی فرو بروند تا بر سرشان آنچه می‌خواهند بیاورند. طبیعتا آن که می‌خواهد با این آفت خطرناک مبارزه کند هم باید به بیداری مردم اهتمام ورزد و هم به پاسخگویی به شبهه‌افکنی‌های دروغ‌‌زنان.
3- مردم در طول سال‌های پیش و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی دلدادگی و متابعت خود نسبت  به امام راحل و امام حاضر را بارها و بارها نشان داده‌اند و در عمل ثابت کرده‌اند که تا پای جان و فدا کردن عزیزان، پای آرمان‌های رهبر انقلاب ایستاده‌اند. افتخارات پرشکوه دوران دفاع مقدس، همدلی در روزهای سخت، دفاع جانانه از انقلاب در جریان فتنه 78 و 88 و دهها نمونه دیگر، گواه بر این است که مردم در ادای دین خود کوتاهی که نکرده‌اند، هیچ بلکه از مسئولان و مدعیان هم پیش‌تر هستند. اما این سابقه و کارنامه درخشان و افتخارآمیز نباید ما را به خواب ببرد و از کید دشمن غافل کند.همان کیدی که به فرموده رهبر عزیز انقلاب، سبب تحمیل شکست به امام حسن و مظلومیت و غربت امیرالمومنین(ع) شد. تزریق رخوت، تزریق آسایش و رفاه‌طلبی، سرکوب روحیه ایثار، زهد و ساده‌زیستی و الگو قرار دادن مترفین و اشراف و در یک کلام، ایجاد انحراف در باور عمومی نسبت به اصول مبنایی انقلاب و از آن بدتر انحراف در بنیانگذار انقلاب- که رهبر عزیز در سالگرد عروج امام راحل نسبت به آن هشدار داد- اموری است که  بی‌تردید به غفلت و تخدیر جامعه منتهی می‌شود و باید نسبت به آن به شدت هوشیار بود.
4- اما اینکه چه کسانی و با چه هدفی سعی در ایجاد انحراف در باور مردم دارند و با آنان چه باید کرد،مهمترین پرسشی است که در این مقال قابل بیان است وگرنه مردم که به فرموده رهبر انقلاب مسلمانند و امتحان پس داده. انحراف در باور‌های عمومی از آنجا آغاز می‌شود که عده‌ای درصدد بقاء در قدرتند و برای آن، نیازمند بسط نفوذ خود در جامعه و کسب رای و موافقت بخش‌های وسیع‌تری از جامعه‌اند. همین جا باید گفت که معمولا کسانی به این روش متمسک می‌شوند که می‌دانند یارای رویارویی با اصل باور مردم را ندارند و به ناچار به انحراف و تغییر شکل آن روی می‌آورند. در صدر اسلام نیز چنین بود. مشرکین ابتدا سالها با پیامبر جنگیدند و چون ناامید شدند، از در تظاهر به دینداری وارد شدند و به تدریج انحرافات را در دین مردم ایجاد کردند. البته بودند گروهی که از ابتدا اسلام آوردند و بعدها چرب و شیرین دنیا آنها را به خود مجذوب کرد. هردو گروه- که حالا دیگر دوتا نیستند و در پیوندی شوم یکی شده اند- برای بقاء در قدرت، آرمانها را دستخوش قلب و تغییر می‌کنند. اگر پیامبر(ص) همانند فقیرترین مردم زندگی می‌کرد، آنها به سبک اشراف و پادشاهان زندگی می‌کردند! اگر پیامبر یار و حامی مظلومان و محرومان بود، آنها با حلقه‌های ثروت و قدرت سران قبایل پیوند داشتند! اگر پیامبر برای خود و همه مسلمانان سهمی برابر از بیت‌المال قائل بود، آنها برای خود و فرزندان  خویشانشان، سهم ویژه‌ای از بیت‌المال در نظر داشتند و به ثروت‌اندوزی از آن طریق می‌پرداختند! و خلاصه هرچه او کرده بود، اینها در مسیری کاملا متضادش راه می‌پیمودند! اما اینها که تضاد آشکار با سیره او دارد و طبعا باید به مخالفت جامعه منجر شود!
5- از اینجاست که آنها برای سرپوش گذاشتن به زشتی کار خود، سه روش را بکار بستند؛ نخست آنکه به جعل حدیث و روایت روی آوردند و کوشیدند پیامبری به مردم معرفی کنند که توجیه‌گر کار آنان باشد! پیامبری که توجیه‌گر اشرافیت و دست‌درازی به بیت‌المال باشد! هزاران حدیث و روایت و خاطره، با همین هدف و با هدف تقدیس این افراد  ساخته و پرداخته شد! فضائل عجیب و غریبی در این روایات مجعول برای برخی افراد ذکر شد که آنان را هم رتبه با پیامبر اکرم(ص) و حتی بالاتر از او قرار می‌داد و اینگونه وانمود و نقل می‌شد که رسالت پیامبر بدون حضور و نقش اینان اساسا به جایی نمی‌رسید! این راهکار، رخنه در دین و «انحراف عقیده » مردم بود. اما راهکار شوم دیگری هم در کار بود! منحرف کنندگان جامعه، در این مقطع کوشیدند گروه‌های ضعیف‌الایمان جامعه را در بخشی  از ثروت ناحق و برآمده از بیت المال خود، شریک کنند! چرا!؟ تا مزدوران و پیاده نظام وابسته به مال حرام را در جامعه تکثیر کنند! اینها همان‌هایی بودند که سالها بعد سید الشهدا (ع) در روز عاشورا درباره چرایی عدم تاثیر کلام حق در دلهایشان  فرمود: «شکمهاشان از حرام پر شده» این روش «تغییر سبک زندگی » مردم بود. تغییر از یک زندگی ساده، توام با زهد و قناعت به یک زندگی مترفانه وتوام با زیاده طلبی و فزون خواهی. آنها برای تخدیر جامعه به یک عنصر دیگر نیز نیاز داشتند و آن «ماندن در گذشته» بود در آن زمان امام معصوم در جامعه بود و فریاد میزد و حقایق را به مردم یاد آور می‌شد اما منحرفین می‌گفتند ما به سنت و روش پیامبر عمل می‌کنیم و کاری به این حرفها نداریم! چرا!؟ چون پیامبر از دنیا رفته بود و می‌توانستند هر پیرایه‌ای به او ببندند و هرجور که می‌خواهند او را تفسیر و تاویل کنند و هر دروغی را  به او نسبت دهند! اما امام حی و زنده، با کژی‌ها و پلشتی‌ها مبارزه می‌کرد، پس طبیعی بود که او را قبول نداشته باشند و دم از پیشوای از دنیا رفته بزنند! در باره صحابه نیز چنین بود. ابوذر، یار صدیق و زاهد پیامبر مورد خشم و کینه آنها بود اما همان زمان به شهدای بدر و احد افتخار می‌شد و بر سر اینکه اهل کدام قبیله بودند، دعوا می‌کردند! تغییر باورهای دینی، تغییر سبک زندگی مردم و نگه داشتن جامعه در گذشته، حربه‌هایی بود که کارگر افتاد و با اسلام عزیز آن کرد که کرد!
اما در مقابل اینان چه باید می‌شد؟ برای مبارزه با «انحراف عقیدتی» تنها و تنها باید به امام حی -که ادامه‌دهنده راه امام و مقتدا سفرکرده است- اقتدا کرد و به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی اسیر دروغ زنانی که پیشوای سفر کرده را چراغ راه می‌دانند تا هرجور که دلشان خواست تفسیرش کنند، قرار نگرفت. و برای مبارزه با «انحراف در سبک زندگی» و اخلاق عمومی جامعه، باید ابوذروار،  در سادگی زندگی کرد و بر سر سفره شبهه ناک ارباب قدرت ننشست تا روز به روز پیاده نظام این سپاه پلیدی کم و کمتر شود.
فراموش نکنیم تاریخ در حال تکرار است. همانگونه که امروز ما گذشتگان را به ارزیابی و نقد می‌نشینیم، آیندگان نیز درباره ما چنین خواهند کرد و بالاتر از آن، باید روز باز پسین جوابگوی غفلت و کوتاهی خود در پاسداری از انقلاب باشیم. اگر می‌بینیم برخی از حضور مردم در تشییع شهدای گمنام و فریاد هیهات منا الذله آنان عصبانی شده‌اند، اگر می‌بینیم عده‌ای مدام شعار می‌دهند «بسیجی واقعی همت بود و باکری» و... برای آن است که رزمنده و انقلابی را فقط بعد از شهادتش می‌پسندند و از «نام آنها با حیله‌گری برای مقابله با «مرام» آنان بهره می‌گیرند. این جماعت سیره امام حسین(ع) و امام خمینی(ره)را نیز  با همین انگیزه تحریف می‌کنند و باید به یاد بیاوریم که اینها در تاریخ سابقه داشته است  و ما مکلف به ادای رسالت خویشیم.
حسین شمسیان



معمای جیب مردم و گرانی

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:شنبه سی ام خرداد 1394-08:42 ق.ظ

  رئیس‌جمهور اخیرا ضمن متهم کردن چندباره منتقدان دیپلماسی فعلی هسته‌ای و ناراضی از رضایت دولت به «توافق بد» گفته است «هفته‌ای 2 بار قیمت اجناس را می‌گیرم و تغییرات آنچنان نیست!» البته بنا بر اتفاقات 2 سال اخیر مشخص شده که تفاوت مفهوم «گرانی» و «تورم» و حتی «شیب ملایم» افزایش قیمت‌ها از مردم تا مسؤولان زیاد است و این خود نشانه‌ای واضح از اختلاف طبقاتی و فاصله معیشتی بسیار زیاد قاطبه مردم و مدیران فعلی دولت است اما ادعای اطلاع داشتن از «جیب مردم» و ارتباط دادن وضعیت نابسامان اقتصادی فعلی به تحریم‌ها حقیقتا قابل بررسی است.
وضعیت جیب مردم شاخص بسیار خوبی برای بررسی سیاست‌های اقتصادی دولت است. ما امروز در شرایطی قرار داریم که نان، برنج، میوه، شکر، بنزین، مرغ، آب و برق و لبنیات به‌عنوان روزمره‌ترین کالاها و خدمات مصرفی با هزینه گزافی به دست خانواده ایرانی می‌رسد. تقریبا هیچ‌کدام از موارد اعلامی با توجه به شرایط بسیار خوب تولیدکنندگان کشورمان «وارداتی» به شمار نمی‌رود که دولت کمبود ارز و تحریم‌ها را دلیلی برای گرانی آنها معرفی کند؛ پس علت گران شدن پیاپی خدمات مذکور و تضعیف جیب ایرانیان در بازار بی‌سامان کشور چیست؟
  واردات گسترده با ارز تحریمی!
در طول یک سال گذشته به‌رغم کاهش 50 درصدی میزان واردات و تولید 10 میلیون تن از میزان کل 11 میلیون تن گندم مورد نیاز کشور در داخل، قیمت نان به بهانه «بهبود کیفیت» و «آزادپزی» 3 بار افزایش یافته است. نان از اقلام اساسی است که افزایش قیمت آن از قدرت ایجاد بار روانی بر خانواده ایرانی برخوردار است. برخی صاحبنظران گرانی پیاپی قیمت نان در طول یک سال اخیر را مرتبط با گمانه عملیات روانی در جامعه برای رسمی کردن روایت «تاثیر داشتن تحریم‌ها» ارزیابی می‌کنند.
اما برنج... خبرگزاری رسمی دولت
4خرداد امسال از قول نماینده بابل در مجلس نوشت: «واردات بی‌رویه برنج صدمات زیادی به کشاورزان وارد می‌کند و با شعار حمایت از رونق تولید منافات دارد». استاندار گیلان نیز
24 خردادماه از نگرانی خود در همین باره خبر داد و واردات بی‌رویه را موثر بر قیمت برنج به منظور تامین هزینه‌های کشاورزان ارزیابی کرد.
براساس گزارش مرکز گمرک، در 2 ماه ابتدایی سال جاری ۱۴۹ هزار تن برنج به ارزش ۱۵۳ میلیون دلار وارد کشور شد، هرچند که این حجم واردات در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته ۳۰ درصد کاهش داشته اما به گفته دبیر انجمن برنج ایران، نیازی به واردات برنج در سال جاری وجود ندارد. همه اینها در حالی است که در کنار واردات رسمی چند ماهه اخیر، حدود ۳۰هزار تن نیز به شکل قاچاق وارد کشور شده که احتمال آلوده بودن آنها نیز وجود دارد!
می‌رسیم به میوه! ایران کشوری است که در بخش میوه «کلان تولیدکننده رسمی» در منطقه محسوب می‌شود، با این وجود واردات عجیب و غریب میوه موجب شده قیمت‌ها در این بخش نیز سر به فلک بکشد. درگیری اساسی در پرونده واردات میوه نیز همچون موضوع گندم و برنج میان وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت است. عنایت‌الله بیابانی، قائم‌مقام خانه کشاورز در این باره گفته است: «قانون انتزاع وظایف بازرگانی بخش کشاورزی، از طرف برخی افراد و مسؤولان وزارت صنعت، معدن و تجارت همواره مورد هجمه و انتقاد قرار گرفته است و این انتقادها از گذشته نیز وجود داشته که نشان می‌دهد همه صحنه‌ها و مشکلات بازار میوه و تره‌بار شب عید و ایام نوروز ساختگی و برای زمین خوردن وزارت جهاد کشاورزی در اجرای این قانون بوده است».
صفایی، مدیرعامل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران نیز خطاب به مشتاقان واردات گفته است: «وقتی در تولید محصولاتی مانند سیب، پرتقال و نارنگی که حدود ۴۰ درصد محصولات باغی کشور را تشکیل می‌دهد، جزو تولیدکنندگان بزرگ دنیا هستیم یا در شرایطی که کشور با محدودیت ارزی روبه‌رو است و شرایط اقتضا نمی‌کند ارز صرف واردات کالاهای غیراساسی شود، علت تاکید بر واردات چیست؟»
قیمت کود شیمیایی نیز از مواردی است که مستقیما بر قیمت تمام‌شده محصولات کشاورزی غیروارداتی تاثیر می‌گذارد. عضو هیأت‌مدیره انجمن تولیدکنندگان کودهای کشاورزی می‌گوید: «طی سال گذشته معادل ۵۰۰ میلیون دلار کود شیمیایی از خارج وارد کشور شده است، در صورتی که دولت می‌تواند به جای واردات از ۳۰۰ کارخانه تولیدی که توانایی تأمین بیش از ۵۰ درصد نیاز داخلی به کود را دارند، حمایت کند».  در بخش واردات شکر نیز درگیری میان وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت جدی است. سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه صنعت قند و شکر کشور در حال ورشکستگی است، گفت: «طبق قانون انتزاع مجوز واردات شکر در اختیار وزارت جهادکشاورزی قرار دارد اما وزارت صنعت، معدن و تجارت از این موضوع تمکین نمی‌کند».
برومندی می‌گوید: «در واقع واردکنندگان فعلی شکر کسانی هستند که در این صنعت فعالیت ندارند و تنها به طور صرف واردکننده به شمار می‌روند و کالای وارداتی را به هر قیمتی که بخواهند در اختیار کارخانجات قرار می‌دهند و بازار داخل را از کالاهای وارداتی اشباع می‌کنند». وی با تاکید بر اینکه شکر وارداتی برای چند سال کشور کافی است، گفت: «در حال حاضر محصول تولیدی کارخانجات کشور به دلیل واردات بی‌رویه و نوسانات قیمت شکر به فروش نمی‌رود که امروز کارخانجات نیز به دلیل داشتن تسهیلات بانکی با مشکلات جدی مواجه هستند و توان پرداخت مطالبات چغندرکاران را ندارند».
شایعه در خدمت واردات!
البته لابی حامی و مجری سیاست‌های واردات محصولات کشاورزی به منظور تثبیت وضعیت خود یک شاهکار دیگر هم داشت. مجموعه‌ای از عوامل دولتی منتفع از واردات در یک سال اخیر با دمیدن در شایعه ورود ایران به دوره خشکسالی 30 الی 50 ساله کوشیدند «کشاورزی» را در ایران فاقد مزیت نسبی جلوه داده و مردم را مخیر میان 2 گزینه ادامه حیات و کشت و زرع ترسیم کنند.  علی فراستی که مدتی است روی طرح آبرسانی به کویر و تبدیل آن به دریاچه مشغول مطالعه و بررسی است، تأکید بر کذب بودن گمانه تبلیغاتی مذکور و بحران «بی‌آبی» در ایران دارد. وی به خبرآنلاین گفته است: «اینکه بتوان تحولات طبیعی را تا ۳۰ سال آینده از هم‌اکنون پیش‌بینی کرد، پایه علمی محکمی ندارد بلکه متکی بر فرضیات است». فراستی که مدیر حفاظت محیط‌زیست یکی از شهرداری‌های لس‌آنجلس در آمریکاست، می‌گوید: «می‌توان براساس داده‌های موجود و تغییرات یک دوره زمانی نسبت به احتمالات در تغییرات زیست‌محیطی نظر داد ولی نمی‌توان به طور قطع پیش‌بینی کرد ۳۰ سال بعد چه خواهد شد».
توفان وحشت و آسیاب تحریم
البته آسیاب تحریم هنوز خشکسالی می‌طلبد تا با توفان وحشت حاصل از شایعات، چرخش بچرخد! مهم نیست چرخ سانتریفیوژها مدت‌هاست با پلمب بی‌تدبیری از چرخش ایستاده است.  دوئل قجری شرف و شکم کماکان نفس‌کش می‌طلبد. حتی وزیر کشاورزی دوره اصلاحات که گفته قحطی در پیش است و
50 میلیون ایرانی باید از کشور بگریزند تا از گرسنگی ناشی از خشکسالی نجات یابند! تاکید می‌کند در این دوره و زمانه برای 50 هزار نفر هم نمی‌شود در دنیا جا پیدا کرد و حالا کجا می‌خواهید کوچ کنید و پناهنده شوید؟! آب و برق نیز به بهانه «مدیریت مصرف» گران شده است بدون آنکه سیاست‌های مدیریتی دولتی در وزارت نیرو اندکی به سمت صرفه‌جویی تغییر جهت دهد. مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران در اظهاراتی که خبرگزاری رسمی کشور آن را مخابره کرد، تصریح کرد: «باید قیمت‌ها در زمان پیک بار آنچنان گران شود که مردم خود تمایلی به استفاده از برق در این زمان نداشته باشند و صرفه اقتصادی نداشته باشد.» سیدمحمد هاشمی معتقد است واقعی شدن قیمت برق حداقل در زمان پیک بار، باعث کاهش چشمگیر در مصرف خواهد شد. این در حالی است که براساس اعلام رسمی خود وزارت نیرو 50 درصد مشترکان هزینه قبض‌شان کمتر از 10 هزار تومان است و 70 درصد مردم حتی کمتر از الگوها مصرف دارند. با این وجود هیچ عزمی برای افزایش هزینه برق و آب ثروتمندان دارای استخر و جکوزی وجود ندارد.  مردم می‌گویند دولت نان را گران کرد تا یارانه پرمصرف‌ها را حذف نکند! بنزین را گران کرد تا یارانه پرمصرف‌ها را حذف نکند! طرح مهم کارت سوخت و شبنم و ایران کد و سایر سیستم‌های ایجاد شفافیت اقتصادی و جلوگیری از قاچاق را ملغی کرد تا...؟!
برق اتمی ارزان و جیب مردم
یک راه بهتر حل مشکل برق کشور و تعطیلی نیروگاه‌های برق- آبی پرمصرف و کم‌بازده برای جلوگیری از هدر‌رفت بسیار بالای آب و ارزان شدن انرژی و به‌دنبال آن رونق کشاورزی و صنعت به علت کاهش هزینه‌ها، چرخش سانتریفیوژها و راه‌اندازی نیروگاه‌های اتمی است که امروز به واسطه نابودی ذخیره اورانیوم کشور و تعطیلی 10 الی 25 ساله صنعت هسته‌‌ای در حال تبدیل به آرزویی دور و دراز است. اینجا هم شایعه‌ای جالب توجه برای شیفت نظر مردم از راهکارهای هسته‌ای پیشرفت و کاهش هزینه‌های زندگی عمومیت یافت. وارداتچیان و صاحبان استخرهای آب شیرین خانگی می‌گویند: «کشورهای توسعه یافته در حال تعطیلی رآکتورهای خود هستند و انرژی اتمی از مد رفته است». با این حال آمریکا 99 رآکتور برق هسته‌ای در حال ساخت دارد. فرانسوی‌ها 70 درصد برق‌شان را با اتکا به 58 رآکتور هسته‌ای تامین می‌کنند. ژاپن در حال ساخت 2 رآکتور جدید به جای آنهاست که در زلزله از دست رفتند و هم‌اکنون 43 رآکتور برق اتمی دارد. چینی‌ها با 27 رآکتور فعال در حال ساخت 24 رآکتور جدید هستند. روسیه نیز 34 رآکتور دارد و 9 تا هم در لیست تکمیل نهایی دارد. حتی امارات با جمعیت کمتر از 3 میلیون نفر در حال ساخت 3 رآکتور اتمی است!  علاوه بر۳۰ کشوری که درحال حاضر از برق اتمی بهره مند هستند، ۲۱ کشور اردن، امارات عربی متحده، اندونزی، ایتالیا، بلاروس، بنگلادش، تایلند، ترکیه، تونس، سوریه، شیلی، غنا، فیلیپین، قزاقستان، کویت، لهستان، لیتوانی، مراکش، مصر، نیجریه و ویتنام در تلاش برای استفاده از فناوری انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای هستند.
دست وارداتچیان دولتی که ارز محدود کشور را در شرایط تحریمی صرف حفظ یارانه آب و برق ثروتمندان پرمصرف و اشباع بازار با محصولات کشاورزی و غذایی دارای مشابه داخلی می‌کنند در جیب مردم است آقای رئیس‌جمهور! ما در حال نزدیک شدن به موقعیتی هستیم که مردم دعا کنند کالاهای کشاورزی و خوراکی نیز به لطف آمریکا تحریم شود تا دست سودجویان و قاتلان جیب ایرانی از بازار کوتاه شود! گیریم تحریم‌ها برداشته شود و دوباره تبدیل به نفت‌فروشی در حد عربستان سعودی شویم، آیا پولش به جیب مردم واریز می‌شود؟! خود اقتصاددانان حامی دولت نیز معترفند بودجه اضافی با ادامه سیاست‌های اقتصادی فعلی صرف واردات بیشتر و تنبلی مدیریتی حداکثری خواهد شد.
ارزی که به یغما می‌رود
هزینه تعطیلی کارخانجات ورشکسته به علت واردات بی‌رویه، کمر کارگر ایرانی را دو تا و کشاورز ایرانی را وادار به فروش زمین کشت و زرع به ویلاسازان وارداتچی کرده است. آیا برای حل چنین دغدغه بزرگ زیست‌محیطی باید منتظر «تدبیر کدخدا» باشیم؟! برق هسته‌ای است که با مدیریت منابع آبی محدود کشور از گران شدن چندباره خدمات عمومی جلوگیری می‌کند نه شایعه «خشکسالی 50 ساله» که مشخص است از دکان چه کسی سر برآورد! به گمانه‌سازی برای اثبات تز قجری «کدخدا راضی نشود نه از آش خبری است و نه از آب» پایان دهید! آیا واقعا  آنهایی نگران جیب مردم هستند که «خودکفایی» را آرمانی احساسی و بی‌خریدار و برآمده از جو ابتدای انقلاب می‌خوانند و «جهاد سازندگی» را به حکم بی‌تدبیری در کوچه پس کوچه‌های اصلاحات بایگانی کردند؟! شاید به قول لاریجانی تحریم 30 درصد هزینه‌ساز باشد اما 70 درصد هزینه‌های وارده به جیب مردم ناشی از بی‌تدبیری دولتمردان است. آیا چنین فرافکنی فاشی را می‌توان 2 سال دیگر ادامه داد؟ مردم با تقبیح رفتار سیاسی دولت به کنایه می‌گویند: «بازگشت همه به سوی کدخداست!» تحریمیم می‌فهمی؟! میان خطوط را بخوان دولت محترم! آیینه شکستن خطاست!

محمد واعظی :وطن امروز30خرداد94






  • تعداد صفحات :176
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...