تبلیغات
بچه شمرون

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

صلوات

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391-06:12 ق.ظ


لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست ها و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید





کلید نهایی و سوالات ازمون تیزهوشان سال تحصیلی 96- ,95

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه هجدهم خرداد 1395-05:52 ب.ظ

                                دفترچه سوالات آزمون تیزهوشان سال 96-95

قابل توجه:

كلید نهایی آزمون ورودی دبیرستان‌های دورۀ اوّل و دوم استعدادهای درخشان برای سال تحصیلی 96-1395 از سوی مركز ملّی پرورش استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان منتشر شد

لازم به ذكر است، نتایج آزمون ورودی دبیرستان‌های دورۀ اوّل و دوم استعدادهای درخشان برای سال تحصیلی 96-1395 حدّاكثر تا پایان خرداد ماه اعلام خواهد شد.


كلید نهایی آزمون ورودی پایه هفتم

كلید نهایی آزمون ورودی پایه دهم

تصویر کلید نهایی پایه هفتم

منبع:مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان کشور




دفترچه سوالات وپاسخ آزمون تیزهوشان 96-1395

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1395-10:48 ق.ظ

 
جهت دانلود بر روی جمله زیرین کلیک کنید

كلید اولیة آزمون ورودی دبیرستان‌های دورۀ اوّل و دوم استعدادهای درخشان سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵


دفترچه سوالات آزمون تیزهوشان سال 96-95

 

كلید نهایی آزمون ورودی پایه هفتم

كلید نهایی آزمون ورودی پایه دهم




عید مبعث

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1395-05:14 ق.ظ

عید مبعث



راهنمایی مفید برای آزمون نمونه و تیزهوشان

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه سوم اردیبهشت 1395-05:53 ق.ظ




حشره کش طبیعی و راه رهایی از مگس

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردین 1395-06:32 ق.ظ

به نقل از العالم، وجود مگس در منزل بیانگر آلودگی و کثیفی است بنابراین اگر از کسانی هستید که به پاکیزگی منزل توجه دارید و با این حال مگس در محل زندگی شما وجود دارد راه  حل های زیاد و ساده ای وجود دارد که در زیر بدان اشاره می کنیم :
 
سرکه سیب: سرکه سیب را در ظرفی ریخته قرار داده ،با پلاستیک آن را پوشانده و سوراخهایی در آن ایجاد کنید؛ بدین ترتیب بوی سرکه، مگس را آزار می دهد و از آن رهایی خواهی یافت.
 
سیر، دارچین و فلفل تند: پودر سیر را با دارچین و فلفل تند مخلوط کرده و در قسمت های مختلف به ویژه نزدیک پنجره ها قرار دهید تا از ورود مگس  به خانه جلوگیری کنید.
 
روغن های اصلی : به مقدار مساوی سرکه و آب را با هم مخلوط کرده و 15 قطره روغن نعناع ، اسطوخودوس یا اکالیپتوس بدان اضافه کنید و درقسمت های مختلف منزل بپاشید.
 
روغن لیمو ترش و روغن نارگیل :30 قطره روغن لیمو را در ظرفی ریخته و نصف آن روغن نارگیل بدان اضافه ، سپس هر دو را مخلوط کرده و در شیشه های کوچکی بریزید و در قسمتهای مختلف خانه قرار دهید.
 
سی دی : یک سی دی غیر قابل استفاده را در باغچه منزل قرار دهید به دلیل انعکاس نور بر آن ، مگسها اطراف آن جمع خواهند شد.

حشره کش های طبیعی :

میخک، catnip، چریش و لیموترش از گیاهانی است که روغن آنها مانع از گزش پشه میشود

این روغن چنانچه همراه با سنبل هندی و نعناع هندی مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر بیشتری در دفع حشرات خواهد داشت.

از آنجا که پشه ها و دیگر حشرات پس از نیش زدن و انتقال مواد تحریک زا به بدن انسان باعث التهاب، سوزش و خارش پوست و حتی چشم می شود، سیستم ایمنی را آسیب می زند.

بر این اساس محققان پس از پژوهش های انجام گرفته ترکیبات مفیدی را در برخی منابع گیاهی یافته اند که مانع از گزش حشرات میشود.

نتایج حاصل از بررسی ها نشان داده است، catnip گیاهی است با خواص دارویی که روغن آن حاوی ترکیباتی است که تا حدود دو ساعت مانع از نزدیک شدن حشرات به انسان شده و پوست را محافظت میکند.

این ترکیبات بدون آنکه بوی بد داشته باشد، عارضه دیگر مواد شیمیایی از بین برنده حشرات را نداشته و برای پوست مضر نیست.

علاوه بر روغن درخت میخک، روغن لیموترش نیز از ترکیبات دیگری است که با غلظت 10 تا 30 درصد و حتی در ترکیب با روغن نارگیل، دفع کننده قوی حشرات است که از پوست محافظت می کند.

محققان همچنین روغن چریش را که از درخت آن استخراج می شود، ماده طبیعی خوبی برای دور کردن حشرات می دانند.

این درخت معجزه آسا بسیار معطر بوده و محتوای بیش از صد ماده شیمیایی است. دور کردن پشه و مگس از خواص مهم درخت چرسیش است که از قدیم برای مبارزه با آنان نیز کاربرد داشته است.

علاوه بر موارد فوق، استفاده از لباس هایی با رنگ روشن بخصوص سفید، سبز یا زردرنگ، مصرف سیر و موادغذایی حاوی ویتامین های گروه ب، کمک زیادی به مصون ماندن پوست در برابر نیش حشرات میکند
برای اطلاعات بیشتر شما: مقاله زیر مفید است

ادامه مطلب


آغاز ثبت نام مدارس نمونه دولتی سال تحصیلی95-96

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:شنبه بیست و یکم فروردین 1395-05:26 ب.ظ



دستورالعمل ثبت نام مدارس نمونه دولتی برای استان ها ارسال شده است.

به نقل از معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در اجرای مفاد اساسنامه مدارس نمونه دولتی آزمون دبیرستان های دوره های اول و دوم متوسطه و هنرستان های فنی و حرفه ای نمونه دولتی سال تحصیلی 96-1395 وفق این دستور برگزاری می گردد.

ملاک ثبت نام دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در آزمون ورودی دبیرستان های نمونه دولتی دوره اول متوسطه، کسب مقیاس خیلی خوب در تمام دروس و یا مقیاس خیلی خوب در یک درس و خیلی خوب در سایر دروس در نوبت اول سال تحصیلی 94-95 می باشد.

ملاک ثبت نام دانش آموزان پایه نهم متوسطه اول در آزمون ورودی دبیرستان های نمونه دولتی دوره دوم متوسطه ، کسب حداقل معدل 17 در نوبت اول سال تحصیلی 94-95

زمان ثبت نام:

* ثبت نام داوطلبان آزمون روز چهارشنبه 25 فروردین تا روز سه شنبه 14 اردیبهشت ماه 1395 در مدارس محل تحصیل فعلی دانش آموزان انجام خواهد شد.

ملاک ثبت نام نهم کسب نمره 17 در نوبت اول سال تحصیلی94-95 است

ملاک ثبت نام هفتم کسب خیلی خوب در تمام دروس ویا یک خوب ومابقی دروس خیلی خوب در نوبت اول سال تحصیلی 94-95

آزمون4/4/95 ساعت 9 صبح در سراسر کشور بطور همزمان انجام می گردد

نتایج دو هفته بعد از ازمون

آزمون کلاس هفتم از کتابهای کلاس ششم سال تحصیلی95-94 میباشد
قران و هدیه 10 سوال با ضریب2
فارسی 20 سوال با ضریب2
اجتماعی 10 سوال باضریب1
علوم تجربی 20 سوال با ضریب2
ریاضی 20 سوال با ضریب2
جمع 80 سوال و بمدت 100 دقیقه
منبع: وب فتحی5



خاتَمُ المُحدِّثین "حاج میرزا حسین نوری" صاحب مُستَدْرَكُ الوسایل

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه هجدهم فروردین 1395-05:36 ق.ظ

مستدرک الوسایل


 آقای میرزا حسین بن محمد تقی بن محمد علی نوری مازندرانی معروف به میرزا حسین نوری در سال 1254 ق در شهرستان نور در مازندران به دنیا آمد. میرزای نوری، فقیه امامی، محدث، مفسر و شاعر، نزد شیخ العراقین عبدالحسین تهرانی، شیخ مرتضی انصاری، حاج ملاعلی كَنی، میرزا محمدحسن شیرازی و سیدمهدی قزوینی تلمذ نمود. میرزا حسین نوری همچنین از استادان شیخ آقابزرگ تهرانی، حاج شیخ عباس قمی، محمد حسین كاشف الغطاء و سید شرف‏الدین عاملی در حدیث نیز بوده است. میرزای نوری در ترویج اصول مذهب جعفری و نشر آثار ائمه‏ی اطهار(ع)، كوشش بسیار كرد. همچنین این عالم فاضل در عبادت، پرهیزگاری، تقوی و كمالات نفسانی، انسانی نمونه بود. از آثار وی: مُستَدرك الوسایل در فقه(در 3 جلد) است كه به جهت تألیف این كتاب به ایشان "صاحب مُستَدرَكُ الوَسایل" می‏گویند. مَعالِمُ الصَّبر، جَنَّةُالمأوی و نَفَسُ الرَّحمن فی فضائلِ سَلمان، نیز از اوست. میرزای نوری دارای كتابخانه‏ی جامع و معتبری بود كه در ایران و عراقِ عرب نظیر آن در كمیَّت و كیفیَّت یافت نمی‏شد ولی این كتابخانه پس از وفات میرزا، به كلی متفرق شد. ایشان پدر همسر شهید شیخ فضل اللَّه نوری، عالم مبارز و آگاه دوران مشروطه بود و بسیاری از كتب نفیس میرزا حسین، نزد فرزندانِ شیخ فضل‏اللَّه نوری، ماند. بعدها مقداری از این كتاب‏ها، توسط آیت اللَّه بروجردی خریداری و به كتابخانه‏ی معظم له در نجف اشرف منتقل شد. میرزا حسین نوری سرانجام در 17 یا 27 جمادی الثانی سال 1320 ق در 66 سالگی بدرود حیات گفت و در نجف اشرف مدفون گشت.
منبع:پورتال انهار


ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه نهم فروردین 1395-09:26 ق.ظ


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

 

 به ناگاه دربهای آسمان گشوده شد ، سپهری از سوی خدا فرود آمد در سرزمین ابطح، آری جبرئیل با بالهای گسترده از شرق تا غرب عالم و این حبیب خداست که در جمع اصحاب نشسته

 

جبرئیل ندا بر آورد:

«هان ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و تو را فرمان میدهد که چهل شبانه روز از خدیجه دوری گزینی»

 

عقل کل از کل هستی شد جدا                                  تا چهل شب کرد خلوت با خدا

این چهل شب در سرش شور تو بود                          بهر استقبال از نور تو بود

 

قاصدی از سوی رسول خدا نزد خدیجه آمد و پیغام آورد :


«ای خدیجه !گمان مبر که کناره گیری من از تو ، از خشم است و برای جدایی نیست، بلکه این فرمان خداوند عزوجل است تا اراده اش را تحقق نبخشد . ای خدیجه جز خیر و نیکی گمان مبر.»

 

چهل روز گذشت ، چهل روز گران بر رسول خدا و پر اندوه بر خدیجه ...

 

جبرئیل بار دیگر فرود آمد

«ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و ترا فرمان میدهد که آماده تحیت و هدیه او باشی !»

 

پیامبر فرمود : «ای جبرئیل هدیه پروردگار جهانیان و تحیت او چیست؟

 

اما این سر خداست حتی جبرئیل هم از آن خبر نداشت عرض کرد: نمیدانم

چون تو ذات کبریا گوهر نداشت                       از محمد دوستی بهتر نداشت

بهترین گوهر ز گوهر آفرین                           هدیه شد بر شخص ختم المرسلین

 

و این نوری دیگر است که از آسمان به زمین فرود میآید ، این میکائیل است ،با طبقی دیبا پوشیده ، آن را پیش روی پیامبر نهاد و عرض کرد:

 

«ای محمد ! فرمان خداوند است که امشب روزه خو را با این غذا بگشایی»

 

غذایی که برهر کس دیگر غیر از او حرام بود حتی بر امیرالمومنین

 

پوشش از طبق برگرفت خوشه ای خرما ، خوشه ای انگور و ظرفی آب، سیر و سیراب گشت. دستها را برای شستشو جلو آورد. جبرئیل بر آن آب ریخت و میکائیل آنها را شست و اسرافیل با تکه ای پارچه آن را خشک کرد.

 

و طبق با باقیمانده غذا به آسمان بازگردانده شد تا کس دیگری بر آن لب نزند.

 

و حبیب خدا آماده نماز شد تا بر درگاه پروردگارش سر به سجده گذارد و خود را با تمام وجود به فرمان او سپارد.

 

جبرئیل آمد:

«یا محمد! اینک ، نماز بر توحرام است تا آن که به خانه خدیجه روی و با او باشی ، زیرا عهد خداوند عزوجل چنین است که امشب دودمان پاکیزه ای از تو بیافریند.»

 

و او آمد ، شتابان به سوی خدیجه . و این خدیجه است که میفرماید:

 

«در این مدت با تنهایی انس گرفته بودم ، شب هنگام سرم را  میپوشاندم و در خانه را میبستم و پرده اش را فرو می انداختم . پس از نماز چراغ را خاموش کرده و به بستر میرفتم . آن شب ، هنوز بین خواب و بیداری بودم که صدای کوبه در را شنیدم »

 

این قلب خدیجه است که چنین به لرزه درآمده و بر دیوار سینه میکوبد:

 

«چه کسی حلقه ای را میکوبد که جز محمد کسی حق کوبیدن آن را ندارد؟»

 

و گوشش شنید،نوای دلنشین و آسمانی ، صدای نازنین و گفتار شیرین محبوبش را:« ای خدیجه ، در را بگشا من محمدم.»

 

با پای سر به سوی در پرواز کرد و با دست دل درب را به روی او گشود:

 

«قدم بر دیدگان من بگذار ای حبیب خدا ! مولای من خوش آمدی، آمد آنکه دیده ام روز و شب به راهش بود این محمد است ! نه آبی طلبید برای وضو و نه آماده نماز شد، بلکه بازویم را گرفت و مرا با خود برد.سوگند به آن که آسمان را بر افراشت و از چشمه اب جوشانید همینکه رسول خدا از من جدا شد سنگینی فاطمه را در بطن خود احساس کردم.»

 

این منم همسر پیامبر یگانه حبیب خدا رسول آخرین این منم خدیجه تنهای تنها با فرزندی در شکم که با من سخن میگوید و مرا دلداری میدهد از طعنه زنان قریش . زنانی که پشت به من میکردند و سلامم نمیدادند.

 

گرم درد دل با طفل نازنین در بطنم بودم که حبیبم وارد خانه شد :« ای خدیجه ! با که سخن میگویی؟»

 

عرض کردم : طفلی که در شکم دارم با من صحبت میکند و مونس من است

 

فرمود: « ای خدیجه ، هم اکنون جبرئیل مرا از دختر بودن او خبر میدهد و اینکه دودمانی مطهر و پر میمنت دارد . خداوند دودمان مرا از او قرار میدهد و امامان که با سر آمدن وحی ، آنان را جانشینان بر روی زمین قرار خواهد داد و آنان از نسل او هستند.»

 

قلبم شاد شد و عزیز دلم ، ریحانه ام را در بطنم چون گوهری در صدف پروراندم.به ناگاه درد شیرینی تمام وجودم را فرا گرفت وقت آن رسیده که نور روی ثمره وجودم را ببینم ، آی زنان قریش به یاریم بشتابید.

 

پیغام دادند ، پیامشان چیست ؟ سخنانی که دل را میسوزاند و چون خار به چشم فرو میرد و اشک به دیدگانم می آورد:

 

«ای خدیجه ، تو از سخن ما سر تافتی و همسری محمد ، آن یتیم تهی دست ابوطالب را پذیرفتی ، اینک هیچ کدام نزد تو نمی آییم و یاری ات نمیکنیم.»

 

و من غمگین شدم چشمانم به در خیره بود که ناگاه دیدم چهار بانوی گندمگون چون زنان بی هاشم وارد شدند و اطرافم را گرفتند ،هراسناک به آنان نگریستم. ندایی بلند شد :« ای خدیجه غمگین مباش ، ما خواهران تو و فرستاده های خدا هستیم . این منم ساره و این آسیه که در بهش همنشین تو خواهد بود . و آن دیگری مریم دخت عمران و دیگری کلثوم خواهر موسی ما برای یاری ات آمده ایم .

 

آنگاه یکی در سمت راست دیگری در سمت چپ و سومی در مقابل و آخرین در پشت سرم نشستند . لحظه موعود فرا رسید و قدوم مبارک مادر هستی زمین را شرافت بخشید و زمین تا ابد شرافتش را مدیون وجود نازنین اوست . به ناگاه نوری از او درخشید و تمام خانه های مکه را نور باران کرد.

 

مکه آن شب نور باران گشته بود                            نور حق آن دم نمایان گشته بود

منبع:سایت بیتوته




ازدواج عبدالله با آمنه پدر و مادر گرامی پیامبر

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه نهم فروردین 1395-09:21 ق.ظ



ماجرای ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه به گونه های مختلفی نقل شده است. عالم فرزانه، مرحوم شیخ عباس قمی در این باره می گوید: «چون عبداللّه به سن شباب (=جوانی (رسید، نور نبوت از جبین (پیشانی) او ساطع بود. جمیع اکابر (بزرگان) و اشراف نواحی و اطراف، آرزو کردند که به او دختر دهند و نور او را بربایند زیرا که یگانه زمان بود در حسن و جمال.

و در روز بر هر که می گذشت، بوی مشک و عنبر از وی استشمام می کرد... و اهل مکه او را «مصباح حرم» می گفتند تا این که به تقدیر الهی، عبداللّه با صدفِ گوهرِ رسالت پناه یعنی آمنه دختر وهب بن عبدمناف بن زهرة بن کلاب بن مرّة جفت گردید...».[۱]

مسعودی درباره نحوه ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه می گوید: «در وقتی عبداللّه به پدرش عبدالمطلب گفت: پدر، در عالم رؤیا دیدم از «بطحاء» مکه خارج گشته، دیدم دو نور از پشتم خارج شد: یکی مشرق و دیگری مغرب را فراگرفت و آن دو نور با سرعتی زیاد بیش از زدن پلک چشم دایره وار در پشت من قرار گرفتند.

حضرت عبدالمطلب فرمود: اگر رؤیای تو صادق باشد، از تو بهترین موجود جهانیان خارج می گردد... پس از مدتی هفتاد تن از دانشمندان یهود با هم سوگند خوردند که از مکه خارج نشوند تا آن که عبداللّه را به قتل برسانند. در پی این تصمیم با هفتاد شمشیر زهرآلود از مکه خارج شدند. روزها در کمین و شب ها به حرکت پرداختند تا به منتهی الیه مکه رسیدند و در آنجا مستقر شدند. در یکی از آن ایام، حضرت عبداللّه در حالی که یکه و تنها بود، به قصد شکار از شهر مکه خارج گردید و به ناگاه با آن جمع برخورد کرد.

آنان او را محاصره کرده، در صدد کشتنش برآمدند. اما در همان حوالی پدر حضرت آمنه به نام وهب بن عبدمناف زهری حاضر بود. وقتی آن صحنه را دید، خشم و غیرت او را فراگرفته، با خود گفت: هفتاد مرد، شخصی از مکه را که یار و یاوری ندارد، محاصره کرده اند! حتما او را کمک خواهم کرد. و سپس برای یاری عبداللّه به طرف یهودیان حمله ور شد. اما با یک توجه از رفتن بازایستاد. دید مردانی که شبیه اهل دنیا نیستند، از آسمان به زمین آمده بر آن گروه حمله ور شدند و آنان را از بین بردند.

در پی آن ماجرا، وهب بن عبدمناف شتابان به سوی خانواده اش بازگشت و رویدادی را که مشاهده کرده بود، بازگو نمود و به همسرش گفت: نزد عبدالمطلب رفته و دخترت را برای فرزندش عرضه کن، مبادا پیش از ما افراد دیگری به این امر مبادرت کرده، موجب حسرتی بزرگ و اندوهی عظیم برای ما گردد.

وقتی همسر وهب به نام «برّه» نزد حضرت عبدالمطلب رفت و درخواستش را عرضه کرد، او فرمود: دختری را برای فرزندم عرضه نموده ای که در میان زنان جز او صلاحیت چنین مهمی را ندارد و سرانجام در مقابل صد شتر سرخ فام، آمنه خاتون به همسری عبداللّه درآمد.

گویند حضرت عبداللّه در حین ازدواج 25 یا 30 ساله بود.[۲]

نکته جالب توجه آن که حضرت آمنه از جمله دخترعموهای حضرت عبداللّه بود. به هر حال وقتی عروسی آن دو بزرگوار به پایان رسید، برخی دختران قریش مریض گشته و نیز عده ای از آنان و زنان قبایل دیگر از این که حضرت عبداللّه با آنان وصلت نکرده، از غصه و حسرت، جان دادند.[۳]

داستان علاقه فاطمه دختر مرة به عبدالله

بر طبق نقلى كه مرحوم ابن شهر آشوب و دیگران كرده اند.[۴]

در مكه زنى بود به نام: «فاطمه دختر مرة» كه كتاب ها خوانده و از اوضاع گذشته و آینده اطلاعاتى بدست آورده بود، آن زن روزى عبدالله را دیدار كرده بدو گفت: توئى آن پسرى كه پدرت صد شتر براى تو فدا كرد؟ عبدالله گفت: آرى.

فاطمه گفت: حاضرى یكبار با من هم بستر شوى و صد شتر بگیرى؟ عبدالله نگاهى بدو كرده گفت: اگر از راه حرام چنین درخواستى دارى كه مردن براى من آسانتر از این كار است و اگر از طریق حلال مى خواهى كه چنین طریقى هنوز فراهم نشده پس از چه راهى چنین درخواستى را مى كنى؟

عبدالله رفت و در همین خلال پدرش عبدالمطلب او را به ازدواج آمنه درآورد و پس از چندى آن زن را دیدار كرده و از روى آزمایش به دو گفت: آیا حاضرى اكنون به ازدواج من درآئى و آنچه را گفتى بدهى؟

فاطمه نگاهى به صورت عبدالله كرد و گفت: حالا نه، زیرا آن نورى كه در صورت داشتى رفته، سپس از او پرسید: پس از آن گفتگوى پیشین تو چه كردى؟

عبدالله داستان ازدواج خود را با آمنه براى او تعریف كرد، فاطمه گفت: من آن روز در چهره تو نور نبوت را مشاهده كردم و مشتاق بودم كه این نور در رحم من قرار گیرد ولى خدا نخواست و اراده فرمود آن را در جاى دیگرى بنهد و سپس چند شعر نیز به عنوان تاسف سرود.

پانویس


  • منتهی الآمال، ج1، ص41.

  • ر.ک: تنقیح المقال، ج3، قسم دوم، ص69 و 70.

  • ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص106 تا 107.

    1. مناقب آل ابیطالب - ط قم - ج 1، ص 26. و پاورقى سیره ابن هشام ج 1، ص 156.

    منابع

    • محمد اصغری نژاد، «حضرت آمنه؛ مادر هدایت و سعادت»، پیام زن، خرداد 1381، شماره 123.
    • سید هاشم رسولی محلاتی، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام، جلد اول، صفحه 99.



    شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-07:04 ق.ظ






    • تعداد صفحات :177
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...