تبلیغات
بچه شمرون

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

صلوات

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391-06:12 ق.ظ


لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست ها و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید





ازدواج عبدالله با آمنه پدر و مادر گرامی پیامبر

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه نهم فروردین 1395-10:21 ق.ظ



ماجرای ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه به گونه های مختلفی نقل شده است. عالم فرزانه، مرحوم شیخ عباس قمی در این باره می گوید: «چون عبداللّه به سن شباب (=جوانی (رسید، نور نبوت از جبین (پیشانی) او ساطع بود. جمیع اکابر (بزرگان) و اشراف نواحی و اطراف، آرزو کردند که به او دختر دهند و نور او را بربایند زیرا که یگانه زمان بود در حسن و جمال.

و در روز بر هر که می گذشت، بوی مشک و عنبر از وی استشمام می کرد... و اهل مکه او را «مصباح حرم» می گفتند تا این که به تقدیر الهی، عبداللّه با صدفِ گوهرِ رسالت پناه یعنی آمنه دختر وهب بن عبدمناف بن زهرة بن کلاب بن مرّة جفت گردید...».[۱]

مسعودی درباره نحوه ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه می گوید: «در وقتی عبداللّه به پدرش عبدالمطلب گفت: پدر، در عالم رؤیا دیدم از «بطحاء» مکه خارج گشته، دیدم دو نور از پشتم خارج شد: یکی مشرق و دیگری مغرب را فراگرفت و آن دو نور با سرعتی زیاد بیش از زدن پلک چشم دایره وار در پشت من قرار گرفتند.

حضرت عبدالمطلب فرمود: اگر رؤیای تو صادق باشد، از تو بهترین موجود جهانیان خارج می گردد... پس از مدتی هفتاد تن از دانشمندان یهود با هم سوگند خوردند که از مکه خارج نشوند تا آن که عبداللّه را به قتل برسانند. در پی این تصمیم با هفتاد شمشیر زهرآلود از مکه خارج شدند. روزها در کمین و شب ها به حرکت پرداختند تا به منتهی الیه مکه رسیدند و در آنجا مستقر شدند. در یکی از آن ایام، حضرت عبداللّه در حالی که یکه و تنها بود، به قصد شکار از شهر مکه خارج گردید و به ناگاه با آن جمع برخورد کرد.

آنان او را محاصره کرده، در صدد کشتنش برآمدند. اما در همان حوالی پدر حضرت آمنه به نام وهب بن عبدمناف زهری حاضر بود. وقتی آن صحنه را دید، خشم و غیرت او را فراگرفته، با خود گفت: هفتاد مرد، شخصی از مکه را که یار و یاوری ندارد، محاصره کرده اند! حتما او را کمک خواهم کرد. و سپس برای یاری عبداللّه به طرف یهودیان حمله ور شد. اما با یک توجه از رفتن بازایستاد. دید مردانی که شبیه اهل دنیا نیستند، از آسمان به زمین آمده بر آن گروه حمله ور شدند و آنان را از بین بردند.

در پی آن ماجرا، وهب بن عبدمناف شتابان به سوی خانواده اش بازگشت و رویدادی را که مشاهده کرده بود، بازگو نمود و به همسرش گفت: نزد عبدالمطلب رفته و دخترت را برای فرزندش عرضه کن، مبادا پیش از ما افراد دیگری به این امر مبادرت کرده، موجب حسرتی بزرگ و اندوهی عظیم برای ما گردد.

وقتی همسر وهب به نام «برّه» نزد حضرت عبدالمطلب رفت و درخواستش را عرضه کرد، او فرمود: دختری را برای فرزندم عرضه نموده ای که در میان زنان جز او صلاحیت چنین مهمی را ندارد و سرانجام در مقابل صد شتر سرخ فام، آمنه خاتون به همسری عبداللّه درآمد.

گویند حضرت عبداللّه در حین ازدواج 25 یا 30 ساله بود.[۲]

نکته جالب توجه آن که حضرت آمنه از جمله دخترعموهای حضرت عبداللّه بود. به هر حال وقتی عروسی آن دو بزرگوار به پایان رسید، برخی دختران قریش مریض گشته و نیز عده ای از آنان و زنان قبایل دیگر از این که حضرت عبداللّه با آنان وصلت نکرده، از غصه و حسرت، جان دادند.[۳]

داستان علاقه فاطمه دختر مرة به عبدالله

بر طبق نقلى كه مرحوم ابن شهر آشوب و دیگران كرده اند.[۴]

در مكه زنى بود به نام: «فاطمه دختر مرة» كه كتاب ها خوانده و از اوضاع گذشته و آینده اطلاعاتى بدست آورده بود، آن زن روزى عبدالله را دیدار كرده بدو گفت: توئى آن پسرى كه پدرت صد شتر براى تو فدا كرد؟ عبدالله گفت: آرى.

فاطمه گفت: حاضرى یكبار با من هم بستر شوى و صد شتر بگیرى؟ عبدالله نگاهى بدو كرده گفت: اگر از راه حرام چنین درخواستى دارى كه مردن براى من آسانتر از این كار است و اگر از طریق حلال مى خواهى كه چنین طریقى هنوز فراهم نشده پس از چه راهى چنین درخواستى را مى كنى؟

عبدالله رفت و در همین خلال پدرش عبدالمطلب او را به ازدواج آمنه درآورد و پس از چندى آن زن را دیدار كرده و از روى آزمایش به دو گفت: آیا حاضرى اكنون به ازدواج من درآئى و آنچه را گفتى بدهى؟

فاطمه نگاهى به صورت عبدالله كرد و گفت: حالا نه، زیرا آن نورى كه در صورت داشتى رفته، سپس از او پرسید: پس از آن گفتگوى پیشین تو چه كردى؟

عبدالله داستان ازدواج خود را با آمنه براى او تعریف كرد، فاطمه گفت: من آن روز در چهره تو نور نبوت را مشاهده كردم و مشتاق بودم كه این نور در رحم من قرار گیرد ولى خدا نخواست و اراده فرمود آن را در جاى دیگرى بنهد و سپس چند شعر نیز به عنوان تاسف سرود.

پانویس


  • منتهی الآمال، ج1، ص41.

  • ر.ک: تنقیح المقال، ج3، قسم دوم، ص69 و 70.

  • ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص106 تا 107.

    1. مناقب آل ابیطالب - ط قم - ج 1، ص 26. و پاورقى سیره ابن هشام ج 1، ص 156.

    منابع

    • محمد اصغری نژاد، «حضرت آمنه؛ مادر هدایت و سعادت»، پیام زن، خرداد 1381، شماره 123.
    • سید هاشم رسولی محلاتی، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام، جلد اول، صفحه 99.



    شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-07:04 ق.ظ




    چهارشنبه سوری چیست

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-06:21 ق.ظ

    چهارشنبه سوری
    جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است كه مانند بیشتر جشن های ایرانی كه به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است .

     در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و كبیسه پدید آورده و تاریخ كهن را درست و منظم كرده است (1).
    بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای كهن و باستانی در تاریخ این آب و خاك دارد ، و پر هجو نیست اگر بگوییم از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

    ازین رو شاید از آنچه كه بایسته این مناسبت تاریخی بوده كمتر به آن توجه شده !
    بر ماست كه دست كم در مورد بعضی نكات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم.
    جشن سوری تنها یك جشن ساده نیست ، جشن سوری یك یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاك است .

    جشن سوری یا چهار شنبه سوری

    در كتاب تاریخ بخارا(2) اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان سامانی در نیمه اول سده چهارم هجری این جشن را برگزار می كند كه موجب آتش سوزی در قصر او نیز می شود . :

    «..... و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان ، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوری چنانكه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند . پاره ای آتش به جست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت .....»

    آنچه از این بخش برداشت می شود این است كه بطور یقین این جشن در 350 هجری و در ماه شوال كه مصادف با پایان سال شمسی بوده توسط یكی از شاهان سامانی در بخارا و جوی مولیان برگزار شده است و آنجا كه نگارنده به «عادت قدیم است» اشاره میكند مشخص میشود كه این جشن از سالها و بلكه سده های پیش در ایران رایج بوده است.اما هیچ اشاره ای به روز آن نشده ، یعنی شب چهار شنبه سوری .

    امروزه ما مردم ایران هر ساله به شكل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را برگزار می كنیم ، در جای جای ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار می شود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد .

    در شهر های بزرگ به نظر می رسد كه رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان تبدیل شده یك فستیوال جدید است كه هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! ( البته باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های كوچك و روستا ها پیوند هایی بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهیم كرد ) .

    تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده است .

    آنچه مسلم است این است كه ممكن نیست در ایران باستان جشن سوری در یك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار می شده چرا كه تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است . روز شماری كه ما امروزه از آن استفاده میكنیم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتی كه هر بخش یك روز است و در كل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از ورود تازیان(اعراب) به ایران و از روزشمار آنان برداشت شده است.

    پیش از آن ماه های ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم می شده كه به هر یك پنجه می گفتند ،مثل تقسیمی كه در مصر باستان و بابل رایج بوده است(3) .
    تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده( سی روز بی كم و كاست و نه سی و یك روز ) و در سال كبیسه پنج روز با الهام از پنج نام گاثاها 4به سال اضافه می كردند ، این پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزدیه ، خمسه مسترقه ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهیزك و پنجه وِه می گفتند .

    بر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمی توانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار نبوده !

    خصوصیات شب چهار شنبه

    در روزشماری اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مباركی شمرده می شود ، یكی از دلایلی كه به نظر می رسد بعد ها جشن سوری به شب چهار شنبه منتقل شد همین است ، یعنی سعی می شده شب چهار شنبه را كه نحس و نا چهارشنبه سوری چیستمبارك بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خرید و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند به دلیل نحسی چهار شنبه هر معامله و كسبی كه در آن شب و روز نیز انجام شود نا مبارك خواهد بود ، جاحظ در تالیف خود به چهار شنبه یا یوم الرباع اشاره میكند و میگوید :
    « وَ الاِربَعاء یَوم ضنك و نَحس »(5)

    همچنین منوچهری دامغانی نیز در یكی از اشعار خود به نحسی این روز اشاره كرده و گفته : چهار شنبه كه روز بلاست باده بخور
    بسا تكین می خور تا به عافیت گذرد

    چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقویم تازی دارای خصوصیات منحوس بود.( مثل روز 13 فروردین )

    شاید به همین جهت بوده كه مردم سعی داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پایكوبی بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدین شكل از نحسی آن در امان باشند ! و جشن سوری بهترین بهانه برای برگزاری این فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سیزده فروردین انجام میدهند ، با این تفاوت كه جشن سوری دارای پیشینه بسیار غنی تاریخی و اعتقادی میباشد .
    پس شاید بعد ها به همین دلیل جشن سوری را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .

    ارتباط با قیام مختار

     یكی دیگر از حدس هایی كه برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه میتوان زد ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب است كه به خون خواهی شهدای كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر یزید  شهید شده بودند، قیام می كند .
    گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنكه از زندان آزاد می شود ، به خون خواهی شهدای كربلا بر می خیزد (6).

    آنگاه برای آنكه مخالف را از موافق تشخیص دهد و بر كفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .

    یكی از حدس ها نیز این است كه شاید به این دلیل بوده كه از آن پس مردم ایران كه دوستدار اهل بیت رسول اكرم (ص) و حضرت سید الشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، كه در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند .

    یك عقیده كهن ایرانی

    اعتقاد مردم باستان فروهر ها (7) به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی و آسمانی خود به شهر و دیار خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی می کنند . تا پیش از روز بیست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، یعنی شب بیست وششم فروهر ها فرود می آیند .

    در این روزها بازماندگان لباس نو تهیه می كنند و در اتاق ها به ویژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شیرینی و میوه و سبزی و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب های خوشبو در سفره می نهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف می كنند به‌آن امید كه چون روان درگذشتگان به میان آنان آمدند شاد و راضی باشند و به بازماندگان دعا و بركت عنایت كنند .

    در این شبها مردم بر سر بامها برای راهنمایی روان درگذشتگانشان آتش روشن میكردند تا در فروغ و روشنای آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنایی وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنین رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن میكردند خوراك های ویژه ای نیز قرار دهند .

    دلیل توجه به فروغ و روشن كردن‌ آتش

    نگویی كه آتش پرستان بَدند
     پرستندگان پاك یزدان بُدند                        
                               "فردوسی"

    فروغ به معنی نور و روشنایی است ، بر اساس تعلیمات زرتشت از آتش (8) كه یكی از مخلوقات اهورا مزدا میباشد نیز نشات می گیرد .بر خلاف یك تصور نا بجا تقدیس آتش نه به دلیل پرستش آن كه در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزدا میباشد و نقشی كنایه ای دارد .

    در زمان ایران باستان و همچنین پیروان امروزی آیین بهی(زردشتی) از آنجا كه برای اهورا خالق مطلق گیتی سمت و سویی جغرافیایی و مادی قائل نیستند هر جا كه فروغی دیده شود آن را نشانه ای صوری از وجود روشنایی و حقیقت و وجود اهورا مزدا می دانند ، از این روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز می گذارند .

    در تعلیمات آیین بهی انگره مینو ( از دو بخش انگره + مینو تشكیل میشود انگره به معنی فشرده و خلل رسانی است و مینو از «من» می آید كه در زبان سنسكریت به معنی دانش است ) سبب بدی و زشتی و پلیدی در تاریكیست و در نقطه مقابل آن سپنتا مینو * ( از دو بخش سپنتا + مینو تشكیل شده در اینجا سپنتا به معنای سود رسانی و مینو هم معنی قبل است ) قرار دارد كه سبب خیر و خوبی و نیكیست و در روشنایی و فروغ جاودان قرار دارد .

    همچنین آتش در زمان باستان دارای خاصیت ضد عفونی و در واقع از بین برنده بیماری و بدی بوده كه اینها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مینو تولید میشدند .
    از این جهت و دلایل دیگر برای تقدیس آتش است كه در آیین باستانی ایران آتش تقدیس میشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار میشده و می شود .
     
    البته دلیل دیگری نیز وجود دارد و آن آتشی است كه زرتشت با خود به همراه داشته و بی دود بوده ، بحث در مورد آن آتش از حوصله این نوشت خارج است ، برای مطالعه بیشتر رجوع شود به كتاب فروغ زردشتی .(9)

    سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

    به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه كوچك (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) (10)یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان ( شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز كبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) (11)قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است )(12) كه پنج روز كبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

    و یا در آخرین شب سال قرار دارد كه جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند كه بر اساس زندگی جوامع دامدار و كشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )(13)
    البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

    ( گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: میدیوزرم – Midyuzarm- 2: میدیوشم – Midyushcm 3: پیتی شهیم - Pityshahim 4 : ایاترم – Ayathcrm 5: میدیارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :
    1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه
    2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه
    3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه
    4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه
    5 : از ده تا چهار ده دی ماه
    6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

    گوشه ای از سنن مختلف ایرانی كه رو به فراموشی هستند


    یكی از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوری و


    ادامه مطلب


    انتخابات ایران و نتایجش

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:سه شنبه یازدهم اسفند 1394-06:01 ق.ظ

    election in iran

    از یک زاویه می‌توان اظهارنظر آقای مرعشی را به فال نیک گرفت بلکه بنشینیم و ببینیم «توسعه‌نیافته سیاسی» کیست. آیا چون اکثریت ملت ایران به نومحافظه‌کاران- که به غلط اصلاح‌طلب یا اعتدالی خوانده می‌شوند- رای ندادند، می‌توان ایشان را عقب‌مانده سیاسی خواند؟ و آیا چون مردم شمال تهران با استفاده از حضور نه‌چندان پررنگ پایین‌شهری‌ها، توانستند موجبات پیروزی نومحافظه‌کاران را فراهم کنند، دارای بلوغ سیاسی هستند؟ این یک نوع واکنش به پیروزی و شکست در انتخابات است، یک نوع هم آن است که ما از جناب زاکانی دیدیم. آنجا که در کنار 29 اصولگرای دیگر در تهران شکست خوردند اما هرگز این باخت را بهانه تمرد از اخلاق و ادب نکردند. آری! ثبت شد این جمله که ما رای مردم را به خوب و بد تقسیم نمی‌کنیم. حال کافی است نگاه‌ آقای مرعشی به شکست نومحافظه‌کاران در سراسر ایران را مقایسه کنیم با نگاه دوم.گمانم از ورای این قیاس، «عقب‌مانده سیاسی» خود به خود خودش را نشان می‌دهد. عقب‌مانده سیاسی، یعنی کسانی که مردم را تنها و تنها به شرط رای دادن به جماعت خود می‌خواهند. اگر مردم تهران 3 دوره متوالی رای به اصولگرایان دهند و ایشان را روانه بهارستان کنند، حتما از نظر سیاسی عقب‌مانده یا توسعه‌نیافته هستند لیکن کافی است چون 7 اسفندی، اسفند خود را به نفع نومحافظه‌کاران دود کنند.
    آنجا می‌شوند فهیم، دارای بلوغ سیاسی، محترم! روز اگر دوم خرداد باشد، همین مردم که اکنون توسط حضرات «عقب‌مانده سیاسی» خوانده می‌شوند، لابد باید «جلوداران عرصه سیاست» خطاب شوند اما خدا نکند همین مردم، آرای اکثریت را حکایت سال 88 رهسپار صندوق فلانی کنند؛ هم فتنه علیه کلیت آرا آزاد است، هم لگدپراندن به آرای اکثریت آزاد است، هم نشانه رفتن اصل نظام آزاد است، هم دمیدن در بوق سراسر دروغ تقلب آزاد است، هم بی‌احترامی به جمیع مقدسات آزاد است و هم همه چیز که حضرات نومحافظه‌کار می‌خواهند! لذا مصداق تام و تمام عقب‌مانده سیاسی، نه ملت سلحشور ایران که خاندان اشراف است. آنجا که سال 88 با نوشتن نامه سرگشاده علیه جمهور، فتنه علیه انتخابات را کلید زد و آنجا که حتی دست بردار از سر همین رئیس‌جمهور فعلی هم نیست! یک روز می‌گوید «روحانی 3 درصد بیشتر رای نداشت و با حمایت من رئیس‌جمهور شد» و دگر روز می‌گوید «اصلا فرد مدنظر من، نه روحانی که یکی دیگر بود»! اینها که برشمردم، هم مصداق عقب‌ماندگی سیاسی است، هم مصداق بی‌اخلاقی سیاسی و هم مصداق عدم تقوای سیاسی. لیکن اوج توسعه سیاسی- به معنای رعایت قواعد بازی سیاست- آنجا بود که سال 92، تنها یک اختلاف هفت دهم درصدی فرد پیروز را معین کرد اما نامزدهای جناح اصولگرا، اولین نفراتی بودند که به جناب روحانی تبریک گفتند. پس تصور کردن خود به عنوان محور حق و آنگاه سنجیدن خوب و بد ملت با این محور، در وهله نخست موید همین بلوغ‌نیافتگی در مقوله سیاست است! سیاست بی‌پدر و مادر،‌ از قضا همین است؛ همین که تو برداری شهرستانی‌ها را فاقد بلوغ سیاسی بخوانی به این جرم که اکثریت‌شان به جریان حضرت عالی نظر مساعد نشان نداده‌اند. باورم هست «فتنه» نشأت از همین نگاه متکبرانه می‌گیرد. تو با این نگاه لازم باشد این حق را هم به خود خواهی داد که علیه آرای عقب‌مانده‌های سیاسی(!) دست به شمشیر فتنه ببری، نه رای‌شان را قابل خواندن بخوانی، نه حتی خودشان را آدم بدانی! پرواضح است که «تهران» نام یکی از شهرهای «ایران» است! حضرات اما طوری علیه ساکنان سایر شهرها گارد گرفته‌اند کانه «ایران» نام یکی از شهرهای «تهران» است!
    مجلس خبرگان رهبری ایضا مجلس شورای اسلامی، مجالسی متعلق به همه مردم ایران هستند و صدالبته اگر افرادی، تنها ناظر بر رای مردم شریف و عزیز تهران- روی این «شریف و عزیز» تاکید مضاعف دارم- بخواهند برنده و بازنده انتخابات را معین کنند از جمله مصادیق «عقب‌مانده سیاسی» هستند.
    اما سخنی با گروه قلیلی از دوستان خودی. کوفه خواندن تهران، بی‌تعارف بیانگر نوعی «بی‌معرفتی سیاسی» است. یعنی چه این حرف‌ها؟ چطور مردم تهران وقتی 3 دوره مجلس را به افراد همسو با ما می‌سپارند، شهیدپرور و ولایی و اهل درد و با معرفت خوانده می‌شوند اما کافی است باری علیه من و ما رای بدهند!
    اگر به «تلک الایام نداولها بین الناس» ایمان داریم، ‌لاجرم باید اندکی تامل کنیم و بعد از سبک و سنگین کردن حرف مد نظر، تحلیل خود را به رشته تحریر درآوریم. لذا صمیمانه از این دوستان عزیز می‌خواهم که «صبوری» را هم به «بصیرت» خود اضافه کنند. اولا صبر و بصر همواره با هم آمده‌اند، ‌ثانیا بساط این انتخابات را نظام جمهوری اسلامی پهن کرده. اگر به بهانه رای شهرستانی‌ها به اصولگرایان حق نداریم ملت ایران را «عقب‌مانده سیاسی» بخوانیم، به بهانه رای تهرانی‌ها به گروه مخالف خود هم حق نداریم حرف‌های نازیبا بزنیم که دست آخر، جز به نتایجی زشت منجر نخواهد شد.
    این همه که نوشتم اما مقدمه‌ای بود برای این متن که در ادامه، خطاب به مولای‌مان امام خامنه‌ای خواهم نوشت.
    آقاجان! دشمن گمان می‌کرد بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 دیگر در این نظام الهی خبری از انتخابات نخواهد بود لیکن ایستادگی شما پای آن انتخابات، پای آن کلیت 40 میلیونی و پای آن اکثریت 24 میلیونی، باعث شد بعد از 88، این دومین انتخابات مجلس در نظام مردمی جمهوری اسلامی باشد. شما در پیام خود، از ما ملت، از وزارت کشور و از شورای نگهبان تشکر کردید، اما راستش را بخواهید «از بد حادثه می‌ترسیدیم! تو به ما جرأت توفان دادی!»
    آقاجان! اگر همه هم و غم دشمن بر این استوار شده که ما در راه دفاع از ولایت فقیه، خسته شویم، دشمن این را بداند که ما در این راه روح‌اللهی، از هیچ چیز خسته نخواهیم شد. شما آن روز، از همه ملت، حتی از زاویه‌داران با نظام خواستید بیایند و رای دهند اما حضرت آقا! تا در این مرز و بوم بسیجی هست، شما هرگز از داعیه‌داران دروغین «جانم فدای ایران» نخواهید خواست که حتی اگر نظام را قبول ندارند، یعنی فقط من‌باب ملی‌گرایی، بروند به میدان جنگ با لعین داعشی که چشم طمع دوخته به مرز مقدس ما.
    آقاجان! رای را آسان می‌توان داد، آنچه اما از این هم آسان‌تر است، این است که بسیجی به عشق امام خود، از زن و زندگی بگذرد و برود جبهه شام، تا دشمن را در همان بیرون مرزها نگه‌دارد. آقاجان! تاریخ خواهد نوشت که روز 7 اسفند شماری از بسیجیان شما، در خط مقدم جنگ با لعین داعشی، مجال شرکت در انتخابات پیدا نکردند تا حتی زاویه‌داران با نظام هم بروند و در نهایت امنیت، رای خود را درون صندوق بیندازند! بالاتر از این چه افتخاری یک نظام می‌تواند داشته باشد؟! راستی علمدار ولایت! بسیجیان فدایت ... فدای یک لبخند شما ای نایب بر حق مهدی موعود.
    منبع:حسین قدیانی وطن امروز



    شرایط و زمان آزمون تیزهوشان 96-95

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:سه شنبه چهارم اسفند 1394-05:52 ق.ظ




    با اتکال به الطاف بیکران الهی و به منظور شرکت دانش‎آموزان پایه ششم و پایه نهم در آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان ، دستورالعمل آزمون ورودی دبیرستان‎های استعدادهای درخشان (دوره اول و دوره دوم متوسطه) با شماره 460/ 245740 مورخ 94/12/3 به ادارات کل آموزش و پرورش استان‎ها ابلاغ شد. علاقمندان و متقاضیان شرکت در آزمون مزبور می توانند جهت اطلاع از کیفیت اجرای آزمون و ثبت نام ، از تاریخ 94/12/8 به پایگاه اینترنتی www.sanaad.medu.ir مراجعه نمایند.

    آزمون ورودی پایه هفتم مدارس استعدادهای درخشان راس ساعت 9 صبح روز پنجشنبه مورخه 1395/02/23 همزمان در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
    آزمون ورودی پایه دهم دبیرستانهای استعدادهای درخشان راس ساعت 9 صبح جمعه 1395/02/24  در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
    کارت ورود به جلسه و اطلاعات در مورد محل آزمون از ده روز قبل از آزمون بهمراه نشانی دقیق حوزه برگزاری آزمون از طریق سامانه دانش آموزی به ادرسwww.sanaad.medu.ir در اختیار داوطلبین قرار خواهد گرفت.

    برای اطلاعات بیشتر بر روی جمله زیر کلیک کنید

    ثبت نام آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان سال تحصیلی 96-1395


    منبع : وبلاگ:معلم5 فتحی  



    رای سفید دادن چه حکمی دارد

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه یکم اسفند 1394-06:15 ق.ظ



    رای سفید در انتخابات

    ازجمله وظایف ملی هر فرد ایرانی مشارکت در سرنوشت خود و استحکام بخشیدن پایه های نظام جمهموری اسلامی و نشان دادن اقتدار ملی کشور است، و یکی از بزرگترین عرصه ها برای نشان دادن این عظمت، انتخابات در جمهوری اسلامی است و هر مقدار که حضور مردم پر رنگ تر باشد یاس دشمنان نظام بیشتر می شود، تا جایی که انشاء الله حضور حداکثری ملت باعث کوری چشم طمع معاندان و مخالفان انقلاب شود و دیگر خواب پریشان برگشت به این کشور را نبینند.
    چرا که به تعبیر رهبر انقلاب: «دشمن دهان را باز کرده است. یک روز این کشور با همه امکاناتش در اختیار آمریکا و عوامل آمریکا بود. انقلاب آمد، مسأله را به‌ کلّی دگرگون کرد؛ ملت را مستقل کرد، کشور را مستقل کرد، منابع کشور را مستقل کرد.
    اینها کمین گرفته‌اند و سینه خوابانده‌اند، تا بلکه بتوانند مجدّداً کشور و منافع کشور و موارد حیاتی کشور و این ملت را در کام خودشان بگیرند. ملت باید بیدار باشد؛ و بیدار است. به فضل الهی، حضور مردم در انتخابات و انتخاب خوبی که این مردم خواهند کرد، یک بار دیگر آمریکا و مستکبران و مراکز صهیونیستی را -در هر جای دنیا که هستند- ناکام خواهد کرد».[۱]
    بنابراین برای ناکامی دشمنان نظام، هم اصل حضور و هم انتخاب اصلح از مسائل اهم در انتخابات است، ممکن است عده ای در انتخابات شرکت کنند ولی در اینکه به چه کسی رای بدهند به جمع بندی نرسیده باشند و در نهایت رای سفید در صندوق بیاندازند، حال آیا اینها به وظیفه خود عمل کرده اند و یا اینکه به لحاظ شرعی تکلیف از آنها ساقط نشده است؟

     رای سفید

    انداختن رای سفید به صندوق ها

    سوال:
    حکم رأی دادن سفید و بی نام چیست ؟ در صورت عدم شناخت و تحقیق ، یا تحقیق کافی و عدم وصول به نتیجه و تحیّر در انتخاب اصلح چطور؟

    آیت الله خامنه ای:
     در هر صورت اگر رأی سفید دادن موجب تضعیف نظام اسلامی باشد، حرام است.[۲]

    سوال:
    اگر تا زمان انتخابات هیچ شخص خاصی را برای رای به او پیدا نکنیم تکلیف چیست؟ آیا با رای سفید تکلیف از ما ساقط می گردد؟

    آیت الله مکارم شیرازی:
    در فرض سوال، رای سفید بدهید.[۳]

    - - - - - - - - - - -
    پی نوشت:
    [۱]. سایت رهبری.
    [۲]. سایت رهبری.
    [۳]. سایت آیت الله مکارم.

    منبع: وب صراط





    بهترین عکس راه پیمایی 22 بهمن

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:جمعه بیست و سوم بهمن 1394-10:52 ق.ظ


    راهپیمایی 22 بهمن

    بزرگمرد جانبازی بهمراه کپسول اکسیژن در راهپیمایی



    جانش را بسیجی بدهد طلبکارش شما باشید!

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه هفدهم بهمن 1394-06:28 ق.ظ

    ما که قابل این ناسزاها نبودیم اما ناسزاگویان، سالیان نه چندان پیش، از شعار «بسیجی واقعی...» دقیقا علیه همین شهدای انقلابی و حزب‌اللهی مدافع حرم چماق بلند کرده بودند؛ «بسیجی یعنی بسیجیان زمان جنگ که جلوی اسلحه‌شان دشمن بعثی بود، نه جوان ایرانی!» این جمله، دیالوگ فیلم‌های سینمایی شد، روی سن تئاتر رفت، سر از سرمقاله روزنامه‌ها درآورد و خلاصه! جایی نبود که طعنه‌زنان باشند و این جمله نباشد! انصافا طعنه جمله هم استخوان‌گداز است؛ «بسیجی یعنی بسیجیان زمان جنگ که جلوی اسلحه‌شان دشمن بعثی بود، نه جوان ایرانی!» مثلا سال 88 از جمله جاهایی که سبزها خرکیف می‌شدند، دست می‌زدند و سوت می‌کشیدند، بعد شنیدن همین جمله بود و ایضا جملاتی مثل «بسیجی‌های این دوره و زمانه، از بسیجی بودن فقط ریش توپی گذاشتن آن را یاد گرفته‌اند و بیسیم و موتور!» روضه را بازتر کنم؟! «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد»، «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی‌شه»، «ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم» و... آن سال‌ها هر چه ما می‌پرسیدیم «گناه بسیجی امروز چیست که فتنه‌گر علیه انتخابات، شناسنامه ایرانی دارد؟» و هر چه می‌گفتیم «حتی بسیجیان زمان جنگ هم در مقطع اول انقلاب، درگیر با فتنه‌گرانی بودند که جملگی شناسنامه ایرانی داشتند» و هر چه می‌نوشتیم «اصلا لازم به این طعنه‌ها نیست، که بسیجی امروز، خود قائل به جلودار بودن بسیجی روزگار جنگ است و هیچ عنوانی را برای خود زیبنده‌تر از «خادم‌الشهدا»یی نمی‌داند که مزارشان به فرموده امام، زیارتگه عشاق است» باز افاقه نمی‌کرد!
    ***
    خیلی شمال شهر نمی‌روم اما نادیده پیداست که شهدای مدافع حرم، اغلب مال همین مناطق جنوب شهرند. اغلب هم بسیجیانی دور و بر سن 25 و 26 یعنی که به قول طعنه‌زنندگان؛ «بسیجی جنگ ندیده» و از این حرف‌ها! از خیابان انقلاب، هر چه پایین‌تر می‌روی، در و دیوار شهر، پر است از تصویرشان! از بس زیاد که گاهی فکر می‌کنم شده حکایت زمان جنگ! و یاد حرف دوست خوبم برادر اکبری می‌افتم که در بهشت زهرای تهران «خادم‌الشهدا» است! او هم یک بسیجی
    جنگ ندیده است البته! و وقتی هم‌الان به او زنگ زدم که می‌خواهم به آن جمله‌ات که گفتی، در مطلبم اشاره کنم و راستش نمی‌دانم دقیقا چه سمتی داری در بهشت زهرا، گفت: «بنویس خادم‌الشهدا»! القصه! پنجشنبه رفته بودم بهشت زهرا که دقایقی با ایشان هم‌سخن شدیم. برادر اکبری می‌گفت: «اولین شهید مدافع حرم، شهید محرم ترک است که ما مزار این شهید و شهدایی مثل رسول خلیلی و محمدخانی را عمدتاً براساس وصیت خودشان، در قطعه 53 کنار شهدای دوران دفاع مقدس قرار دادیم. شهید اسداللهی قطعه 50، شهید جوانمرد قطعه 40، چند تایی قطعه 26 تا اینکه دیدیم هفته‌ای چند تا شهید مدافع حرم می‌آورند. گاه می‌شود که هر روز هفته، شهید مدافع حرم داریم. سر همین تصمیم گرفتیم یک جایی از قطعه 50 را کامل اختصاص دهیم به این شهدا که این قطعه و آن قطعه پراکنده نباشند و یکجا باشند. اصلش را بخواهی بهشت زهرا شده مثل زمان جنگ!»
    ***
    یکی ـ دو شب بعد از عاشورای امسال، در خانه‌مان میزبان مداح مراسم ظهر عاشورای فکه بودم که خود، از رزمندگان مدافع حرم است. می‌گفت: «قیافه این داعشی‌ها را از رسانه‌ها دیده‌ای دیگر! از فرط کریه‌المنظری، حتی نگاه کردن از نزدیک هم به این جماعت ترس دارد، چه رسد به جنگ با ایشان! آن هم در یک کشور غریبه! آنهم با یک زبان غریبه! آنهم با قلت نیرو! آنهم در شرایطی که همه کشورهای طرف توافق دولت محترم، پشت این
    تروریست‌های وحشی هستند! ما در بین‌مان عزیزانی را داریم که تجربه دفاع مقدس هم در کارنامه‌شان هست. خود این بزرگواران می‌گویند که بعثی‌ها در قیاس با داعشی‌ها مصداق آدم بودند، از بس که شیطان‌صفت هستند این داعشی‌ها!»
    ***
    پنجشنبه در بهشت زهرا متوجه شدم بعضی از شهدای افغانستانی مدافع حرم را در ضلع شمالی قطعه 50 دفن کرده‌اند. حالا البته عدد قطعه را شک دارم! همان قطعه‌ای مدنظر است که آرامگاه پدران، مادران و همسران شهداست. آن قطعه رفته بودیم فاتحه‌خوانی برای یکی از اقوام از این دست که صدای گریه پیرزنی توجه‌مان را به خود جلب کرد! مادرم رفت و با آن بنده خدا گرم گرفت. اندکی بعد، ما هم. فهمیدیم که مادر یک شهید افغانستانی است. من از آن پیرزن سوال کردم: «بسیجیان ایرانی که می‌روند در کشور غریبه، با این لعین داعشی می‌جنگند، یک استدلال کاملا منطقی این است که دشمن را در همان بیرون مرزهای جمهوری اسلامی نگه‌ دارند، آیا جوانان افغانستانی هم همین نیت را برای کشور افغانستان دارند؟» خنده بلندی تحویلم داد و گفت: «افغانستان که همیشه خدا در جنگ است و الان هم در جنگ است! اینکه بچه‌ من با اختیار و انتخاب خودش رفت سوریه، اول به خاطر خدا و اسلام و حریم اهل بیت پیامبر و دفاع از ولایت‌فقیه بود، بعد هم به خاطر همان دلیل که شما گفتی! جمهوری اسلامی آبروی همه مسلمانان است. مرز ایران برای همه مسلمین حرمت دارد. امام خامنه‌ای، امام همه مسلمانان جهان است. ایران اگر امنیت نداشته باشد که نمی‌شود! پای داعش اگر به ایران باز شود که نمی‌شود! شهید من هم رفت برای امنیت ایران! خدا را هم شاکریم، الحمدلله!»
    ***
    اگر «خمینی» نام خانوادگی خیلی‌ها هست و نیست، «ایرانی» هم عنوان شناسنامه خیلی‌ها نیست و هست! و اگر قرار بود توپ تانک بسیجی دیگر اثر نداشته باشد، یعنی اگر قرار بود بسیجی آن‌همه ایمان، غیرت و روحیه وطن‌دوستی و ملی‌گرایی واقعی نمی‌داشت که خبیث‌ترین دشمن ممکن را در همان بیرون مرزها نگه دارد، واقعا چه می‌شد؟! حقا که تصور «حضور داعش در ایران» هم سخت است، چه رسد به تصویرش! یکی مثل بسیجی امروز، بدهی خود به امام را با تقدیم غریبانه جان در دیار غربت ادا می‌کند، یکی مثل آن پیرزن افغانستانی، یکی هم حکایت جناب عالیجناب فکر می‌کند تنها راه پرداخت بدهی خود به امام، فتنه و فتنه‌آفرینی است! اگر قرار بود بدهی ما به نوادگان امام «اصالت ذاتی» می‌داشت، اولی‌تر بود ما خود را بدهکار جناب سیدحسین خمینی بدانیم چرا که بزرگترین نوه امام بود! پس حرف‌های خنده‌دار نباید زد، که خمینی آمد، یکی هم از آن‌ رو که خاک بریزد بر سر این مسخره‌بازی‌ها! نواده امام و یادگار امام، آن بسیجی جنوب شهری است که از خمینی، «خط خمینی» را به ارث برده، توهین هم بشنود از بعضی مثلا هموطنان خود و آن‌ همه شعر و شعار را متحمل شود، باز جانش را کف دست می‌گیرد به عشق امنیت وطن. آقای محترم! شما بفرمایید برای خمینی چه کار کرده‌اید؟! گیرم بعضی‌ها بنا به هر علتی دوست دارند به شما «علامه» بگویند! شما که آن روز نیمه خرداد، خودت هم پای سخن خمینی کبیر بودی، چرا خاک نمی‌ریزی بر دهان کسانی که می‌خواهند از نام مقدس خمینی «استفاده عنوانی» بکنند؟! گیرم بعضی‌ها بنا به هر علتی دوست دارند به شما «علامه» بگویند! شما چرا با مدد از خط خمینی، تکذیب نمی‌کنی؟! و اگر این حداقل کار ممکن هم از شما ساخته نیست، من دقیقا چرا باید فکر کنم آن پدر شهید مدافع حرم که جگرگوشه‌اش طعنه شنید و تحفه نبرد یا آن مادر شهید هسته‌ای که ناجوانمردانه سیمان ریختند در قلب دسترنج فرزندش یا اصلا خواننده عام همین سطور، به حضرتعالی بدهکارند؟! فحشش را بسیجی بشنود، جانش را هم بسیجی بدهد؛ آن وقت شما طلبکار از او و او بدهکار به شما؟!
    حسین قدیانی- وطن امروز17دی94


    کاندیدای اصلح کیست

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:جمعه شانزدهم بهمن 1394-06:28 ق.ظ




    کاندیدا

    بازار تبلیغات این روزها داغ داغ است، هر کسی برای رسیدن به هدفش شعاری می‌دهد و خط و نشانی می‌کشد، اما بهترین شعارها و بهترین ایده‌ها که مورد رضایت خداوند سبحان و مورد عنایت امام خامنه (مدظله‌العالی) و مورد رضایت مردم شریف ایران است کدام است؟
    امام علی (علیه‌السلام) زمانی که مالک اشتر را به فرمانداری مصر انتخاب نمود نامه‌ای به ایشان نوشت که در آن به صفات و وظایف کارگزاران و مسئولان حکومت پرداخت، حضرت در این نامه خطاب به مالک اشتر می‌فرماید:
    «این فرمانى است كه بنده خدا امیرالمؤمنین در پیمانش به مالك بن حارث اشتر زمانى كه او را به فرمانروایى مصر برگزید دستور داد... تا با دشمنش جهاد نماید، و به اصلاح اهلش برخیزد، و شهرهایش را آباد سازد.»[۱]
    حضرت در بخش اول نامه خود به یکی از خصوصیات مهم مسئولین اشاره نموده است که جهاد و مقابله با دشمنان است، در این ایام که مساله پسا برجام مطرح است، ممکن است برخی خیال کنند که دشمنی ما با استکبار جهانی تمام شده است و آنها اصلاح شده‌اند و خیر خواه ما هستند و بخواهند از این موضع با مردم سخن بگویند و از این راه آنها را به سمت خود بکشانند، در حالی که حق و باطل همیشه در جنگ و نبرد هستند و آمریکا و اسراییل در پسا برجام نیز همان آمریکای سابق است، همان گونه که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) می‌فرماید:
    «امریکا، همان امریکای قدیمی است، مراقب خدعه‌هایش در اجرای همین نتایج مذاکرات هسته‌ای باشید».[۲]
    پس اگر کاندیدایی حرف از اصلاح آمریکا، و توافق هسته‌ای را لطفی از طرف آن‌ها دانست باید در سلامت اخلاقی او شک نمود، چرا که امضا نمودن توافق هسته‌ای منتی ندارد، ما نیز در مقابل آن خسارت‌های زیادی دیده‌ایم همان گونه که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) می‌فرماید:
    «عده‌ای می‌خواهند از این فرصت، چهره منحوس استکبار را بزک کنند! که این حرکت، خیلی زشت و خطرناک است. اگر قلدرِ محله، خانه و اموال شما را به زور غصب کند و شما نهایتاً با تلاش و زحمت او را مجبور کنید از بخش‌هایی از خانه‌تان بیرون برود، آیا این، نتیجه لطف آن زورگو بوده یا ثمره قدرت و تلاش شما؟ دستاوردهای هسته‌ای، حاصل تلاش و نبوغ دانشمندان ایران، از جمله چهار شهید ارزشمند هسته‌ای و حمایت و ایستادگی ملت بوده، و این واقعیات همراه با تلاش مسئولان، دشمن را وادار به برخی عقب نشینی‌ها کرده، بنابراین کمال بی انصافی است که برخی، این نتایج را لطف امریکایی‌ها تبلیغ کنند»[۳]

    باتوجه به مطالبی که بیان شد یکی از شعارهای کاندیداها باید در خصوص آشکار ساختن چهره منحوس آمریکای جنایتکار و حامیان سنگدلش باشد و ایده‌اش مبارزه و جهاد با این مزدوران باشد.

    ملاک دیگری که حضرت در این نامه دقیقا آن را بیان کرده است اصلاح جامعه است، اصل و اساس حکومت اسلامی این است که با اجرای قوانین الهی روز به روز جامعه به سمت ملکوت الهی پیش رفته و عیوب آن از بین برود، پس اگر کاندیدایی دغدغه فرهنگی داشت به یکی از مهم‌ترین ملاک‌های مسئول خوب مزین است، همان گونه که رسول خدا زمانی که حضرت علی (علیه‌السلام) را به سمت مردم یمن فرستاد خطاب به ایشان فرمود:
    «ای علی، با هیچ كس جنگ نكن تا این كه او را  به اسلام دعوت كنی و به خدا سوگند اگر یك نفر به دست تو هدایت شود، برای تو بهتر از آن چیزی است كه خورشید برآن می تابد، در حالی كه ولایت تو را پذیرفته باشد».[۴]

     سومین سفارش امام علی (علیه‌السلام) که حرف دل تمام مردم است، آبادی و ساختن شهرها و برطرف کردن مشکلات معیشتی و رفاهی مردم است. تمام کسانی که می‌خواهد مسئولیت‌های خطیر مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری را بر عهده بگیرند باید تمام هدفشان خدمت به مردم و آبادی ایران اسلامی باشد و مردم هم وظیفه دارند چنین افرادی را انتخاب نمایند، همان گونه که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) می‌فرماید:
    «با فکر وارد بشوند و انسان‌های صالح را انتخاب بکنند. آدم‌هایی را انتخاب بکنند که وقتی رفت در آن مسند نشست -حالا آن مسند هرچه باشد؛ چه مسند عضویّت در مجلس خبرگان باشد یا در مجلس شورای اسلامی باشد یا ریاست جمهوری باشد- خودش را سپر بلای مشکلات کشور قرار بدهد، فانی در خدمات و مصالح و منافع عمومی مردم باشد، کشور را به دشمن نفروشد، مصالح کشور را برای رودربایستی با این و آن زیر پا نگذارد؛ باید این را انتخاب کنند. این می شود یک انتخابات خوب».[۵]

    امید است همه ما به نکاتی که مولای متقیان اشاره نموده است توجه کافی داشته باشیم، کسی را انتخاب کنیم که  دارای روحیه جهادگری و شجاعت باشد، تمام تلاشش را برای اصلاح جامعه و حل مشکلات و معضلات آن بکند و تمام هم و غمش ساخت ایران اسلامی و حل مشکلات مردم باشد.
    ..................................
    پی نوشت‌ها:
    [۱]. «هذا ما اَمَرَ بِهِ عَبْدُاللّهِ عَلِىٌّ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ، مالِكَ بْنَ الْحارِثِ الاَْشْتَرَ فى عَهْدِهِ اِلَیْهِ حینَ وَلاّهُ مِصْرَ...وَ جِهادَ عَدُوِّها، وَ اسْتِصْلاحَ اَهْلِها، وَ عِمارَةَ بِلادِها.» سید رضی، ابوالحسن محمد بن الحسین، نهج البلاغه، نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر.
    [۲]. پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری.
    [۳]. پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری.
    [۴]. «قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بَعَثَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الْیَمَنِ فَقَالَ یَا عَلِیُّ لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ إِلَى الْإِسْلَامِ- وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى یَدَیْكَ رَجُلًا خَیْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ وَ لَكَ وَلَاؤُهُ یَا عَلِی» حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه ج ۱۵ ص ۴۳.
    [۵]. پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری.
    منبع:وب صراط



    روش های دزدی از کارت عابر بانک

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:پنجشنبه هشتم بهمن 1394-06:24 ق.ظ

    روش های دزدی از کارت عابر بانک  روش های دزدی از کارت عابر بانک
    استفاده از کارت بانکی به جای پول نقد دیگر چند سالی است که برای اغلب ما جا افتاده است و حالا دیگر به جای پول نقد در کیف های ما انواع کارت های بانکی است. در همین سال هایی که به مرور این کارت ها به جای اسکناس در جیب ما جا خوش می کرد، جیب برها هم راه های رسیدن به پول های ما را از کیف قاپی و جیب زنی به پای عابربانک ها کشاندند و سال هاست که به همین منظور شیوه های مختلفی را از روش های سنتی کلاهبرداری تا ترفندهای مختلف هکری آزموده اند.

    گرچه آگاهی ما در این سال ها نسبت به امنیت کارت های بانکی اضافه شده و بسیاری از ما گمان می کنیم دست کلاهبرداران از حساب های ما کوتاه می شود اما همچنان وضعیت سرقت از کارت های بانکی و عابربانک ها به نحوی است که پلیس نه تنها هشدارهای پیشین خود را کافی نمی داند بلکه این روزها صحبت از افزایش چنین جرایمی است که هشدارهای جدیدی را می طلبد؛ آنچنان که رییس مرکز تشخیص و پیشگیری جرایم سایبری پلیس فتا می گوید هر چند جرایم سایبری در کشور کاهش یافته است اما میزان سرقت از عابربانک ها افزایش داشته که در این زمینه باید اطلاع رسانی بیشتری به شهروندان در مورد نحوه سرقت ها انجام شود.

    در سال های گذشته سرقت از عابربانک ها به فراخور شرایط، حالت های مختلفی را به خود گرفته و کلاهبرداران با چندین نسل از ترفندها، کارت مراجعان به دستگاه های خودپرداز را خالی کرده اند؛ از شیوه های کاملا سنتی سرقت مثل اینکه به محض دریافت پول آن را به سرقت برده اند تا استفاده از ضعف های امنیتی کارت ها و سیستم های خودپرداز بانک ها.

    با گسترش استفاده از کارت‌های بانکی، جرائم مربوط به کلاهبرداری و سرقت از طریق این کارت‌ها یا عابربانک‌ها رو به فزونی است. آگاهی از این روش های سرقت، در کم کردن آن‌ها موثر است.
     استفاده از کارت‌های اعتباری به جای پول نقد مدت‌هاست که متداول شده و با گسترش استفاده از این کارت‌ها، روش‌های کلاهبرداری با آن هم رو به افزایش است. روش‌های عجیب‌وغریبی که اطلاع پیدا کردن مردم از آن‌ها می‌تواند تا حد زیادی این جرایم را کاهش دهد.

    کلاهبرداری با اطلاعات کارت و حساب بانکی

    ساده‌ترین راه کلاهبرداری از کارت شما، دسترسی به اطلاعات حساب شماست. پس به هیچ‌عنوان اطلاعات حساب، شماره و رمز کارت خود را در اختیار افراد غریبه قرار ندهید. همچنین به هیچ عنوان کارت خود را به این افراد نسپارید. از نگهداری رمز عبور به همراه کارت عابر خودداری کنید تا در صورت مفقودی یا ربوده شدن کارت با حساب خالی خود مواجه نشوید.

    مراقب رسید بانکی خود باشید

    هرگز قبض رسید خود را در خیابان رها نکنید. این کار علاوه بر اینکه چهره شهر را زشت می‌کند، باعث می‌شود اطلاعات حساب شما لو برود یا در اختیار سارقانِ در کمین بیفتد.

    کپی برداری از اطلاعات مغناطیسی

    به هیچ عنوان کارت بانکی خود را حتی بدون رمز در اختیار افراد ناشناس قرار ندهید؛ زیرا کپی برداری از اطلاعات مغناطیسی آن امکان پذیر است.

    تعویض کارت؛ ترفند قدیمی سارقان

    یکی از ترفندهای قدیمی سارقان تعویض کارت شما با یک کارت تقلبی است. سرقت با این ترفند، اکثرا درباره افرادی که اشراف کامل به کار با دستگاه خودپرداز ندارند رخ می دهد؛ به این ترتیب که فرد سارق در صف می ایستد و پیشنهاد کمک به این افراد را می دهد و به محض دریافت کارت آن‌ها در یک لحظه آن را با کارت دیگری تعویض می کند و چندین بار رمز را می زند و بعد از آن کارت دیگری را به مشتری تحویل می‌دهد و می‌رود.

    سواستفاده از شلوغی صف عابربانک‌ها

    در برخی از ایام ماه و سال مثل اول ماه،هنگام پرداخت یارانه ها و یا سال نو صف های طویلی در پشت خود پرداز ها شکل می گیرد که بهشت کلاهبرداران است. آن‌ها از کلافگی و عجله افراد استفاده می کنند تا به بهانه کمک، سرعت بخشیدن به کار و ... شما را بفریبند. پس هنگام شلوغی صبر خود را حفظ کنید  و به غریبه ها اعتماد نکنید.

    سرقت به بهانه کمک کردن

    دیده شده افرادی به بهانه کمک به سالمندانی که طرز استفاده از کارت بانک را به خوبی نمی دانند و یا به بهانه کمک گرفتن اطلاعات و رمز های شما را سرقت می کنند. پس نه اینکه به کسی کمک نکنید بلکه هنگام کمک کردن و کمک گرفتن جانب احتیاط را رعایت کنید.

    حقه «شما برنده ما شدید»

    یکی از شگردهای سارقان برای سواستفاده از حساب بانکی شما، پیامک‌ها یا تماس‌هایی هستند که به شما نوید برنده شدن در قرعه‌کشی را می‌دهند. چناچه کسانی با این عنوان از شما درخواست مراجعه به عابربانک یا ارسال اطلاعت کارتتان را کردند، هر گز به این افراد اعتماد نکنید.

    خودتان کارت بکشید

    حتی الامکان سعی کنید برای خرید با کارت بانکی، خودتان کارت بکشید. یکی از راه‌های کلاهبرداری از کارت‌های بانکی ممکن است در خریدهای شما اتفاق بیفتد. و آن کپی کردن کارت شما در زمانی است که کارت خود را به دیگران سپرده اید.

    چسب قطره‌ای؛ شگردی برای ربودن کارت بانکی شما

    هنگام استفاده از خود پرداز های بانکی دقت کنید قطعه ای مشکوک به آن نچسبیده باشد و همچنین اگر به هر دلیل کارت شما در دستگاه باقی ماند، ابتدا اطمینان حاصل کنید به داخل دستگاه رفته و جایی در بین مسیر در قسمت ورودی کارت خوان گیر نکرده باشد یکی از شگردهای کلاهبرداری از کارت بانکی، استفاده از چسب قطره‌ای و ضبط کارت افراد است.

    مواظب عابربانک‌های مصنوعی باشید

    نصب کردن دستگاه های کارتخوان تقلبی از دیگر مواردی بوده که در این سال ها از سوی پلیس گزارش شده است. در این نمونه، کلاهبرداران از روی دستگاه های کارتخوان شبیه سازی و آن را در محل های مخصوصی نصب می کردند. دارندگان کارت های بانکی با توجه به شباهت زیاد و دقیق این دستگاه ها با اصل آن‌ها نسبت به ساختگی و تقلبی بودن آنها شک نکرده، کارت اعتباری خود را به داخل دستگاه کارتخوان وارد کرده و با وارد کردن رمز عبور خود سعی می کردند تا وجوهی را از حساب خود برداشت کنند اما با پیام خطای دستگاه ساختگی مواجه شده و به تصور اختلال در شبکه، کارت اعتباری خود را از دستگاه بیرون می کشیدند اما خبر ندارند که رایانه نصب شده در داخل دستگاه مذکور، به طور خودکار مشخصات کارت و رمز عبور کارت فوق را ضبط کرده است.

    کلاهبرداری با مغشوش کردن عابربانک‌ها

    یکی دیگر از روش‌های این سارقان مخشوش کردن و دستکاری عابربانک‌هاست. دو مورد از معروف‌ترین این روش‌ها اینگونه است:
    ۱. نصب قطعاتی کوچک در محل ورودی دستگاه خود پرداز به نام اسکیمر جهت کپی برداری از کارت های بانکی کاربران.
    ۲. نصب قطعاتی سخت افزاری بر روی صفحه کلید دستگاه به نام کی لاگر یا نصب دوربینی کوچک بر روی دستگاه به منظور سرقت رمز عبور کاربران.

    به کارتخوان‌های رایگان اعتماد نکنید

    در موارد دیگر هم مشاهده شده افرادی با عنوان کارمند بانک به افراد و صاحبان مشاغل مراجعه کرده و تحت عنوان خوش‌حساب بودن، کارتخوان رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. در یکی از همین موارد سارقان به یک نمایشگاه اتومبیل مراجعه و خود را کارمند بانک معرفی کرده و با ارائه کارتخوان به این فرد، از او اخاذی کرده‌اند.

    دستکاری در کارتخوان‌ها

    یکی دیگر از راه‌های سارقان ایجاد اختلال در کارتخوان‌های مراکز خرید است، برای مثال در یکی از این کلاهبرداری‌ها، سارقان در فروشگاهی دستگاهی کارتخوان نصب و با اعمال تغییرات و دستکاری در سیستم کارتخوان، کاری کرده بودند تا اطلاعات روی کارت در حافظه دستگاه ذخیره و قابل انتقال به کارتی دیگر باشد. پس از کپی کردن اطلاعات کارت، کارتی مشابه عابر بانک مالباخته طراحی می‌کردند و برای دستیابی به رمز کارت این افراد، به بهانه کوتاه بودن سیم دستگاه کارتخوان یا به بهانه‌های دیگر از مشتری می‌خواستند رمزکارتش را اعلام کند تا خودشان نسبت به وارد کردن آن اقدام کنند.
    چالش کارت جعلی و نفوذ به نواقص کارت های بانکی

    سوءاستفاده از ضعف های امنیتی کارت های اعتباری در یک برهه زمانی باعث شد تا بانک مرکزی به بانک ها درخصوص عدم رعایت استانداردهای امنیتی اخطار دهد. در این برهه خبر دستگیری سارق 23 ساله ای منتشر شد که با وجود تحصیلات اول دبیرستان با آگاهی از نقص موجود توانسته بود موفق به خالی کردن 200 حساب عابربانک شود.

    او با استفاده از سوءاستفاده از نواقص این کارت ها و به دست آوردن شماره رمز و شماره کارت مشتریان بانک، این اطلاعات را وارد کارت های جعلی کرده و از این طریق به حساب ها دستبرد زد.

    در یک سرقت دیگر یک کارشناس ارشد الکترونیک برای به رخ کشیدن علم خود دست به یک کلاهبردای مشابه زد و آنچنان که قاضی پرونده براساس اعترافات متهم می گوید او بعد از مشارکت در یک آگهی خرید کارت های بانکی خالی و از طریق اینترنت توانسته بود به حساب های سیبا نفوذ کند و هر چند ابتدا انگیزه مادی نداشته اما به مرور وسوسه برداشت پول را هم پیدا کرده بود.

    به گفته قاضی، ضعف سیستم سیبا باند دیگری را هم ایجاد کرده که آنها هم مشغول خرابکاری مشابهی بودند و او معتقد بود که در زمینه خرید این سیستم به کشور ما خیانت شده و می توان گفت از همان ابتدا معیوب بوده است.

    اسکیمر، یک روش مدرن


    اما استفاده از روش های مبتنی بر تکنولوژی به اینجا ختم نمی شود؛ کلاهبرداری با استفاده از دسترسی به شماه کارت و کپی کردن از روی کارت های بانکی افراد مسئله ای است که در چند سال اخیر در مورد گسترش آن شنیده ایم. در این روش مجرم به کمک یک اسکیمر که روی ورودی کارت دستگاه قرار می دهد، اطلاعاتت کارت را می خواند و توسط دوربین کوچکی که بالای دستگاه خودپرداز نصب کرده است رمز فرد را سرقت می کند و سپس اقدام به کپی کردن کارت وی می کند.

    در بعضی موارد حتی دوربین هم برای خواندن رمز فرد استفاده نمی شود. در عوض از یک کیبورد جعلی روی کیبورد اصلی استفاده می شود که ترتیب فشردن کلیدها را ذخیره می کند.

    برای جلوگیری از این نوع کلاهبردای و تخلف، یک قطعه پلاستیک در دریچه ورود کارت دستگاه های خودپرداز قرار داده می شود. این قطعه در دریچه کارتخوان دستگاه خودپرداز نصب شده و محفظه ورود کارت را پایش می کند و هر نوع ورود غیرمجاز و موارد اینچنینی را کنترل می کند.

    مواجهه پلیس با سرقت هایی که کارت بانکی در اختیار خود فرد است اما از حساب آن مبالغی کم می شود، موجب شد تا با توجه به سریالی بودن سرقت ها، پلیس فرضیه استفاده از اسکیمر را در دستور کار خود قرار دهد و در نتیجه مشخص شد که این فرضیه درست است.

    نصب آنتی اسکیمر و بالا بردن امنیت کارت ها به نحوی که به هیچ وجه قابل کپی کردن نباشد از توصیه های پلیس در این زمینه است.





    • تعداد صفحات :176
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...