تبلیغات
بچه شمرون

شمرون ، شمیران و معرفی محله های شمیران،مذهبی ، علمی ، پزشکی ، آموزشی ، کامپیوتر

صلوات

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391-06:12 ق.ظ


لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست ها و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید





راهنمایی مفید برای آزمون نمونه و تیزهوشان

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:جمعه سوم اردیبهشت 1395-06:53 ق.ظ




حشره کش طبیعی و راه رهایی از مگس

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردین 1395-07:32 ق.ظ

به نقل از العالم، وجود مگس در منزل بیانگر آلودگی و کثیفی است بنابراین اگر از کسانی هستید که به پاکیزگی منزل توجه دارید و با این حال مگس در محل زندگی شما وجود دارد راه  حل های زیاد و ساده ای وجود دارد که در زیر بدان اشاره می کنیم :
 
سرکه سیب: سرکه سیب را در ظرفی ریخته قرار داده ،با پلاستیک آن را پوشانده و سوراخهایی در آن ایجاد کنید؛ بدین ترتیب بوی سرکه، مگس را آزار می دهد و از آن رهایی خواهی یافت.
 
سیر، دارچین و فلفل تند: پودر سیر را با دارچین و فلفل تند مخلوط کرده و در قسمت های مختلف به ویژه نزدیک پنجره ها قرار دهید تا از ورود مگس  به خانه جلوگیری کنید.
 
روغن های اصلی : به مقدار مساوی سرکه و آب را با هم مخلوط کرده و 15 قطره روغن نعناع ، اسطوخودوس یا اکالیپتوس بدان اضافه کنید و درقسمت های مختلف منزل بپاشید.
 
روغن لیمو ترش و روغن نارگیل :30 قطره روغن لیمو را در ظرفی ریخته و نصف آن روغن نارگیل بدان اضافه ، سپس هر دو را مخلوط کرده و در شیشه های کوچکی بریزید و در قسمتهای مختلف خانه قرار دهید.
 
سی دی : یک سی دی غیر قابل استفاده را در باغچه منزل قرار دهید به دلیل انعکاس نور بر آن ، مگسها اطراف آن جمع خواهند شد.

حشره کش های طبیعی :

میخک، catnip، چریش و لیموترش از گیاهانی است که روغن آنها مانع از گزش پشه میشود

این روغن چنانچه همراه با سنبل هندی و نعناع هندی مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر بیشتری در دفع حشرات خواهد داشت.

از آنجا که پشه ها و دیگر حشرات پس از نیش زدن و انتقال مواد تحریک زا به بدن انسان باعث التهاب، سوزش و خارش پوست و حتی چشم می شود، سیستم ایمنی را آسیب می زند.

بر این اساس محققان پس از پژوهش های انجام گرفته ترکیبات مفیدی را در برخی منابع گیاهی یافته اند که مانع از گزش حشرات میشود.

نتایج حاصل از بررسی ها نشان داده است، catnip گیاهی است با خواص دارویی که روغن آن حاوی ترکیباتی است که تا حدود دو ساعت مانع از نزدیک شدن حشرات به انسان شده و پوست را محافظت میکند.

این ترکیبات بدون آنکه بوی بد داشته باشد، عارضه دیگر مواد شیمیایی از بین برنده حشرات را نداشته و برای پوست مضر نیست.

علاوه بر روغن درخت میخک، روغن لیموترش نیز از ترکیبات دیگری است که با غلظت 10 تا 30 درصد و حتی در ترکیب با روغن نارگیل، دفع کننده قوی حشرات است که از پوست محافظت می کند.

محققان همچنین روغن چریش را که از درخت آن استخراج می شود، ماده طبیعی خوبی برای دور کردن حشرات می دانند.

این درخت معجزه آسا بسیار معطر بوده و محتوای بیش از صد ماده شیمیایی است. دور کردن پشه و مگس از خواص مهم درخت چرسیش است که از قدیم برای مبارزه با آنان نیز کاربرد داشته است.

علاوه بر موارد فوق، استفاده از لباس هایی با رنگ روشن بخصوص سفید، سبز یا زردرنگ، مصرف سیر و موادغذایی حاوی ویتامین های گروه ب، کمک زیادی به مصون ماندن پوست در برابر نیش حشرات میکند
برای اطلاعات بیشتر شما: مقاله زیر مفید است

ادامه مطلب


آغاز ثبت نام مدارس نمونه دولتی سال تحصیلی95-96

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:شنبه بیست و یکم فروردین 1395-06:26 ب.ظ



دستورالعمل ثبت نام مدارس نمونه دولتی برای استان ها ارسال شده است.

به نقل از معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در اجرای مفاد اساسنامه مدارس نمونه دولتی آزمون دبیرستان های دوره های اول و دوم متوسطه و هنرستان های فنی و حرفه ای نمونه دولتی سال تحصیلی 96-1395 وفق این دستور برگزاری می گردد.

ملاک ثبت نام دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در آزمون ورودی دبیرستان های نمونه دولتی دوره اول متوسطه، کسب مقیاس خیلی خوب در تمام دروس و یا مقیاس خیلی خوب در یک درس و خیلی خوب در سایر دروس در نوبت اول سال تحصیلی 94-95 می باشد.

ملاک ثبت نام دانش آموزان پایه نهم متوسطه اول در آزمون ورودی دبیرستان های نمونه دولتی دوره دوم متوسطه ، کسب حداقل معدل 17 در نوبت اول سال تحصیلی 94-95

زمان ثبت نام:

* ثبت نام داوطلبان آزمون روز چهارشنبه 25 فروردین تا روز سه شنبه 14 اردیبهشت ماه 1395 در مدارس محل تحصیل فعلی دانش آموزان انجام خواهد شد.

ملاک ثبت نام نهم کسب نمره 17 در نوبت اول سال تحصیلی94-95 است

ملاک ثبت نام هفتم کسب خیلی خوب در تمام دروس ویا یک خوب ومابقی دروس خیلی خوب در نوبت اول سال تحصیلی 94-95

آزمون4/4/95 ساعت 9 صبح در سراسر کشور بطور همزمان انجام می گردد

نتایج دو هفته بعد از ازمون

آزمون کلاس هفتم از کتابهای کلاس ششم سال تحصیلی95-94 میباشد
قران و هدیه 10 سوال با ضریب2
فارسی 20 سوال با ضریب2
اجتماعی 10 سوال باضریب1
علوم تجربی 20 سوال با ضریب2
ریاضی 20 سوال با ضریب2
جمع 80 سوال و بمدت 100 دقیقه
منبع: وب فتحی5



خاتَمُ المُحدِّثین "حاج میرزا حسین نوری" صاحب مُستَدْرَكُ الوسایل

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:چهارشنبه هجدهم فروردین 1395-06:36 ق.ظ

مستدرک الوسایل


 آقای میرزا حسین بن محمد تقی بن محمد علی نوری مازندرانی معروف به میرزا حسین نوری در سال 1254 ق در شهرستان نور در مازندران به دنیا آمد. میرزای نوری، فقیه امامی، محدث، مفسر و شاعر، نزد شیخ العراقین عبدالحسین تهرانی، شیخ مرتضی انصاری، حاج ملاعلی كَنی، میرزا محمدحسن شیرازی و سیدمهدی قزوینی تلمذ نمود. میرزا حسین نوری همچنین از استادان شیخ آقابزرگ تهرانی، حاج شیخ عباس قمی، محمد حسین كاشف الغطاء و سید شرف‏الدین عاملی در حدیث نیز بوده است. میرزای نوری در ترویج اصول مذهب جعفری و نشر آثار ائمه‏ی اطهار(ع)، كوشش بسیار كرد. همچنین این عالم فاضل در عبادت، پرهیزگاری، تقوی و كمالات نفسانی، انسانی نمونه بود. از آثار وی: مُستَدرك الوسایل در فقه(در 3 جلد) است كه به جهت تألیف این كتاب به ایشان "صاحب مُستَدرَكُ الوَسایل" می‏گویند. مَعالِمُ الصَّبر، جَنَّةُالمأوی و نَفَسُ الرَّحمن فی فضائلِ سَلمان، نیز از اوست. میرزای نوری دارای كتابخانه‏ی جامع و معتبری بود كه در ایران و عراقِ عرب نظیر آن در كمیَّت و كیفیَّت یافت نمی‏شد ولی این كتابخانه پس از وفات میرزا، به كلی متفرق شد. ایشان پدر همسر شهید شیخ فضل اللَّه نوری، عالم مبارز و آگاه دوران مشروطه بود و بسیاری از كتب نفیس میرزا حسین، نزد فرزندانِ شیخ فضل‏اللَّه نوری، ماند. بعدها مقداری از این كتاب‏ها، توسط آیت اللَّه بروجردی خریداری و به كتابخانه‏ی معظم له در نجف اشرف منتقل شد. میرزا حسین نوری سرانجام در 17 یا 27 جمادی الثانی سال 1320 ق در 66 سالگی بدرود حیات گفت و در نجف اشرف مدفون گشت.
منبع:پورتال انهار


ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه نهم فروردین 1395-10:26 ق.ظ


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

 

 به ناگاه دربهای آسمان گشوده شد ، سپهری از سوی خدا فرود آمد در سرزمین ابطح، آری جبرئیل با بالهای گسترده از شرق تا غرب عالم و این حبیب خداست که در جمع اصحاب نشسته

 

جبرئیل ندا بر آورد:

«هان ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و تو را فرمان میدهد که چهل شبانه روز از خدیجه دوری گزینی»

 

عقل کل از کل هستی شد جدا                                  تا چهل شب کرد خلوت با خدا

این چهل شب در سرش شور تو بود                          بهر استقبال از نور تو بود

 

قاصدی از سوی رسول خدا نزد خدیجه آمد و پیغام آورد :


«ای خدیجه !گمان مبر که کناره گیری من از تو ، از خشم است و برای جدایی نیست، بلکه این فرمان خداوند عزوجل است تا اراده اش را تحقق نبخشد . ای خدیجه جز خیر و نیکی گمان مبر.»

 

چهل روز گذشت ، چهل روز گران بر رسول خدا و پر اندوه بر خدیجه ...

 

جبرئیل بار دیگر فرود آمد

«ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و ترا فرمان میدهد که آماده تحیت و هدیه او باشی !»

 

پیامبر فرمود : «ای جبرئیل هدیه پروردگار جهانیان و تحیت او چیست؟

 

اما این سر خداست حتی جبرئیل هم از آن خبر نداشت عرض کرد: نمیدانم

چون تو ذات کبریا گوهر نداشت                       از محمد دوستی بهتر نداشت

بهترین گوهر ز گوهر آفرین                           هدیه شد بر شخص ختم المرسلین

 

و این نوری دیگر است که از آسمان به زمین فرود میآید ، این میکائیل است ،با طبقی دیبا پوشیده ، آن را پیش روی پیامبر نهاد و عرض کرد:

 

«ای محمد ! فرمان خداوند است که امشب روزه خو را با این غذا بگشایی»

 

غذایی که برهر کس دیگر غیر از او حرام بود حتی بر امیرالمومنین

 

پوشش از طبق برگرفت خوشه ای خرما ، خوشه ای انگور و ظرفی آب، سیر و سیراب گشت. دستها را برای شستشو جلو آورد. جبرئیل بر آن آب ریخت و میکائیل آنها را شست و اسرافیل با تکه ای پارچه آن را خشک کرد.

 

و طبق با باقیمانده غذا به آسمان بازگردانده شد تا کس دیگری بر آن لب نزند.

 

و حبیب خدا آماده نماز شد تا بر درگاه پروردگارش سر به سجده گذارد و خود را با تمام وجود به فرمان او سپارد.

 

جبرئیل آمد:

«یا محمد! اینک ، نماز بر توحرام است تا آن که به خانه خدیجه روی و با او باشی ، زیرا عهد خداوند عزوجل چنین است که امشب دودمان پاکیزه ای از تو بیافریند.»

 

و او آمد ، شتابان به سوی خدیجه . و این خدیجه است که میفرماید:

 

«در این مدت با تنهایی انس گرفته بودم ، شب هنگام سرم را  میپوشاندم و در خانه را میبستم و پرده اش را فرو می انداختم . پس از نماز چراغ را خاموش کرده و به بستر میرفتم . آن شب ، هنوز بین خواب و بیداری بودم که صدای کوبه در را شنیدم »

 

این قلب خدیجه است که چنین به لرزه درآمده و بر دیوار سینه میکوبد:

 

«چه کسی حلقه ای را میکوبد که جز محمد کسی حق کوبیدن آن را ندارد؟»

 

و گوشش شنید،نوای دلنشین و آسمانی ، صدای نازنین و گفتار شیرین محبوبش را:« ای خدیجه ، در را بگشا من محمدم.»

 

با پای سر به سوی در پرواز کرد و با دست دل درب را به روی او گشود:

 

«قدم بر دیدگان من بگذار ای حبیب خدا ! مولای من خوش آمدی، آمد آنکه دیده ام روز و شب به راهش بود این محمد است ! نه آبی طلبید برای وضو و نه آماده نماز شد، بلکه بازویم را گرفت و مرا با خود برد.سوگند به آن که آسمان را بر افراشت و از چشمه اب جوشانید همینکه رسول خدا از من جدا شد سنگینی فاطمه را در بطن خود احساس کردم.»

 

این منم همسر پیامبر یگانه حبیب خدا رسول آخرین این منم خدیجه تنهای تنها با فرزندی در شکم که با من سخن میگوید و مرا دلداری میدهد از طعنه زنان قریش . زنانی که پشت به من میکردند و سلامم نمیدادند.

 

گرم درد دل با طفل نازنین در بطنم بودم که حبیبم وارد خانه شد :« ای خدیجه ! با که سخن میگویی؟»

 

عرض کردم : طفلی که در شکم دارم با من صحبت میکند و مونس من است

 

فرمود: « ای خدیجه ، هم اکنون جبرئیل مرا از دختر بودن او خبر میدهد و اینکه دودمانی مطهر و پر میمنت دارد . خداوند دودمان مرا از او قرار میدهد و امامان که با سر آمدن وحی ، آنان را جانشینان بر روی زمین قرار خواهد داد و آنان از نسل او هستند.»

 

قلبم شاد شد و عزیز دلم ، ریحانه ام را در بطنم چون گوهری در صدف پروراندم.به ناگاه درد شیرینی تمام وجودم را فرا گرفت وقت آن رسیده که نور روی ثمره وجودم را ببینم ، آی زنان قریش به یاریم بشتابید.

 

پیغام دادند ، پیامشان چیست ؟ سخنانی که دل را میسوزاند و چون خار به چشم فرو میرد و اشک به دیدگانم می آورد:

 

«ای خدیجه ، تو از سخن ما سر تافتی و همسری محمد ، آن یتیم تهی دست ابوطالب را پذیرفتی ، اینک هیچ کدام نزد تو نمی آییم و یاری ات نمیکنیم.»

 

و من غمگین شدم چشمانم به در خیره بود که ناگاه دیدم چهار بانوی گندمگون چون زنان بی هاشم وارد شدند و اطرافم را گرفتند ،هراسناک به آنان نگریستم. ندایی بلند شد :« ای خدیجه غمگین مباش ، ما خواهران تو و فرستاده های خدا هستیم . این منم ساره و این آسیه که در بهش همنشین تو خواهد بود . و آن دیگری مریم دخت عمران و دیگری کلثوم خواهر موسی ما برای یاری ات آمده ایم .

 

آنگاه یکی در سمت راست دیگری در سمت چپ و سومی در مقابل و آخرین در پشت سرم نشستند . لحظه موعود فرا رسید و قدوم مبارک مادر هستی زمین را شرافت بخشید و زمین تا ابد شرافتش را مدیون وجود نازنین اوست . به ناگاه نوری از او درخشید و تمام خانه های مکه را نور باران کرد.

 

مکه آن شب نور باران گشته بود                            نور حق آن دم نمایان گشته بود

منبع:سایت بیتوته




ازدواج عبدالله با آمنه پدر و مادر گرامی پیامبر

نویسنده :ع.ا نصر
تاریخ:دوشنبه نهم فروردین 1395-10:21 ق.ظ



ماجرای ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه به گونه های مختلفی نقل شده است. عالم فرزانه، مرحوم شیخ عباس قمی در این باره می گوید: «چون عبداللّه به سن شباب (=جوانی (رسید، نور نبوت از جبین (پیشانی) او ساطع بود. جمیع اکابر (بزرگان) و اشراف نواحی و اطراف، آرزو کردند که به او دختر دهند و نور او را بربایند زیرا که یگانه زمان بود در حسن و جمال.

و در روز بر هر که می گذشت، بوی مشک و عنبر از وی استشمام می کرد... و اهل مکه او را «مصباح حرم» می گفتند تا این که به تقدیر الهی، عبداللّه با صدفِ گوهرِ رسالت پناه یعنی آمنه دختر وهب بن عبدمناف بن زهرة بن کلاب بن مرّة جفت گردید...».[۱]

مسعودی درباره نحوه ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه می گوید: «در وقتی عبداللّه به پدرش عبدالمطلب گفت: پدر، در عالم رؤیا دیدم از «بطحاء» مکه خارج گشته، دیدم دو نور از پشتم خارج شد: یکی مشرق و دیگری مغرب را فراگرفت و آن دو نور با سرعتی زیاد بیش از زدن پلک چشم دایره وار در پشت من قرار گرفتند.

حضرت عبدالمطلب فرمود: اگر رؤیای تو صادق باشد، از تو بهترین موجود جهانیان خارج می گردد... پس از مدتی هفتاد تن از دانشمندان یهود با هم سوگند خوردند که از مکه خارج نشوند تا آن که عبداللّه را به قتل برسانند. در پی این تصمیم با هفتاد شمشیر زهرآلود از مکه خارج شدند. روزها در کمین و شب ها به حرکت پرداختند تا به منتهی الیه مکه رسیدند و در آنجا مستقر شدند. در یکی از آن ایام، حضرت عبداللّه در حالی که یکه و تنها بود، به قصد شکار از شهر مکه خارج گردید و به ناگاه با آن جمع برخورد کرد.

آنان او را محاصره کرده، در صدد کشتنش برآمدند. اما در همان حوالی پدر حضرت آمنه به نام وهب بن عبدمناف زهری حاضر بود. وقتی آن صحنه را دید، خشم و غیرت او را فراگرفته، با خود گفت: هفتاد مرد، شخصی از مکه را که یار و یاوری ندارد، محاصره کرده اند! حتما او را کمک خواهم کرد. و سپس برای یاری عبداللّه به طرف یهودیان حمله ور شد. اما با یک توجه از رفتن بازایستاد. دید مردانی که شبیه اهل دنیا نیستند، از آسمان به زمین آمده بر آن گروه حمله ور شدند و آنان را از بین بردند.

در پی آن ماجرا، وهب بن عبدمناف شتابان به سوی خانواده اش بازگشت و رویدادی را که مشاهده کرده بود، بازگو نمود و به همسرش گفت: نزد عبدالمطلب رفته و دخترت را برای فرزندش عرضه کن، مبادا پیش از ما افراد دیگری به این امر مبادرت کرده، موجب حسرتی بزرگ و اندوهی عظیم برای ما گردد.

وقتی همسر وهب به نام «برّه» نزد حضرت عبدالمطلب رفت و درخواستش را عرضه کرد، او فرمود: دختری را برای فرزندم عرضه نموده ای که در میان زنان جز او صلاحیت چنین مهمی را ندارد و سرانجام در مقابل صد شتر سرخ فام، آمنه خاتون به همسری عبداللّه درآمد.

گویند حضرت عبداللّه در حین ازدواج 25 یا 30 ساله بود.[۲]

نکته جالب توجه آن که حضرت آمنه از جمله دخترعموهای حضرت عبداللّه بود. به هر حال وقتی عروسی آن دو بزرگوار به پایان رسید، برخی دختران قریش مریض گشته و نیز عده ای از آنان و زنان قبایل دیگر از این که حضرت عبداللّه با آنان وصلت نکرده، از غصه و حسرت، جان دادند.[۳]

داستان علاقه فاطمه دختر مرة به عبدالله

بر طبق نقلى كه مرحوم ابن شهر آشوب و دیگران كرده اند.[۴]

در مكه زنى بود به نام: «فاطمه دختر مرة» كه كتاب ها خوانده و از اوضاع گذشته و آینده اطلاعاتى بدست آورده بود، آن زن روزى عبدالله را دیدار كرده بدو گفت: توئى آن پسرى كه پدرت صد شتر براى تو فدا كرد؟ عبدالله گفت: آرى.

فاطمه گفت: حاضرى یكبار با من هم بستر شوى و صد شتر بگیرى؟ عبدالله نگاهى بدو كرده گفت: اگر از راه حرام چنین درخواستى دارى كه مردن براى من آسانتر از این كار است و اگر از طریق حلال مى خواهى كه چنین طریقى هنوز فراهم نشده پس از چه راهى چنین درخواستى را مى كنى؟

عبدالله رفت و در همین خلال پدرش عبدالمطلب او را به ازدواج آمنه درآورد و پس از چندى آن زن را دیدار كرده و از روى آزمایش به دو گفت: آیا حاضرى اكنون به ازدواج من درآئى و آنچه را گفتى بدهى؟

فاطمه نگاهى به صورت عبدالله كرد و گفت: حالا نه، زیرا آن نورى كه در صورت داشتى رفته، سپس از او پرسید: پس از آن گفتگوى پیشین تو چه كردى؟

عبدالله داستان ازدواج خود را با آمنه براى او تعریف كرد، فاطمه گفت: من آن روز در چهره تو نور نبوت را مشاهده كردم و مشتاق بودم كه این نور در رحم من قرار گیرد ولى خدا نخواست و اراده فرمود آن را در جاى دیگرى بنهد و سپس چند شعر نیز به عنوان تاسف سرود.

پانویس


  • منتهی الآمال، ج1، ص41.

  • ر.ک: تنقیح المقال، ج3، قسم دوم، ص69 و 70.

  • ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص106 تا 107.

    1. مناقب آل ابیطالب - ط قم - ج 1، ص 26. و پاورقى سیره ابن هشام ج 1، ص 156.

    منابع

    • محمد اصغری نژاد، «حضرت آمنه؛ مادر هدایت و سعادت»، پیام زن، خرداد 1381، شماره 123.
    • سید هاشم رسولی محلاتی، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام، جلد اول، صفحه 99.



    شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-07:04 ق.ظ




    چهارشنبه سوری چیست

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:شنبه بیست و دوم اسفند 1394-06:21 ق.ظ

    چهارشنبه سوری
    جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است كه مانند بیشتر جشن های ایرانی كه به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است .

     در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و كبیسه پدید آورده و تاریخ كهن را درست و منظم كرده است (1).
    بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای كهن و باستانی در تاریخ این آب و خاك دارد ، و پر هجو نیست اگر بگوییم از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

    ازین رو شاید از آنچه كه بایسته این مناسبت تاریخی بوده كمتر به آن توجه شده !
    بر ماست كه دست كم در مورد بعضی نكات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم.
    جشن سوری تنها یك جشن ساده نیست ، جشن سوری یك یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاك است .

    جشن سوری یا چهار شنبه سوری

    در كتاب تاریخ بخارا(2) اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان سامانی در نیمه اول سده چهارم هجری این جشن را برگزار می كند كه موجب آتش سوزی در قصر او نیز می شود . :

    «..... و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان ، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوری چنانكه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند . پاره ای آتش به جست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت .....»

    آنچه از این بخش برداشت می شود این است كه بطور یقین این جشن در 350 هجری و در ماه شوال كه مصادف با پایان سال شمسی بوده توسط یكی از شاهان سامانی در بخارا و جوی مولیان برگزار شده است و آنجا كه نگارنده به «عادت قدیم است» اشاره میكند مشخص میشود كه این جشن از سالها و بلكه سده های پیش در ایران رایج بوده است.اما هیچ اشاره ای به روز آن نشده ، یعنی شب چهار شنبه سوری .

    امروزه ما مردم ایران هر ساله به شكل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را برگزار می كنیم ، در جای جای ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار می شود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد .

    در شهر های بزرگ به نظر می رسد كه رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان تبدیل شده یك فستیوال جدید است كه هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! ( البته باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های كوچك و روستا ها پیوند هایی بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهیم كرد ) .

    تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده است .

    آنچه مسلم است این است كه ممكن نیست در ایران باستان جشن سوری در یك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار می شده چرا كه تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است . روز شماری كه ما امروزه از آن استفاده میكنیم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتی كه هر بخش یك روز است و در كل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از ورود تازیان(اعراب) به ایران و از روزشمار آنان برداشت شده است.

    پیش از آن ماه های ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم می شده كه به هر یك پنجه می گفتند ،مثل تقسیمی كه در مصر باستان و بابل رایج بوده است(3) .
    تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده( سی روز بی كم و كاست و نه سی و یك روز ) و در سال كبیسه پنج روز با الهام از پنج نام گاثاها 4به سال اضافه می كردند ، این پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزدیه ، خمسه مسترقه ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهیزك و پنجه وِه می گفتند .

    بر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمی توانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار نبوده !

    خصوصیات شب چهار شنبه

    در روزشماری اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مباركی شمرده می شود ، یكی از دلایلی كه به نظر می رسد بعد ها جشن سوری به شب چهار شنبه منتقل شد همین است ، یعنی سعی می شده شب چهار شنبه را كه نحس و نا چهارشنبه سوری چیستمبارك بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خرید و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند به دلیل نحسی چهار شنبه هر معامله و كسبی كه در آن شب و روز نیز انجام شود نا مبارك خواهد بود ، جاحظ در تالیف خود به چهار شنبه یا یوم الرباع اشاره میكند و میگوید :
    « وَ الاِربَعاء یَوم ضنك و نَحس »(5)

    همچنین منوچهری دامغانی نیز در یكی از اشعار خود به نحسی این روز اشاره كرده و گفته : چهار شنبه كه روز بلاست باده بخور
    بسا تكین می خور تا به عافیت گذرد

    چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقویم تازی دارای خصوصیات منحوس بود.( مثل روز 13 فروردین )

    شاید به همین جهت بوده كه مردم سعی داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پایكوبی بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدین شكل از نحسی آن در امان باشند ! و جشن سوری بهترین بهانه برای برگزاری این فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سیزده فروردین انجام میدهند ، با این تفاوت كه جشن سوری دارای پیشینه بسیار غنی تاریخی و اعتقادی میباشد .
    پس شاید بعد ها به همین دلیل جشن سوری را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .

    ارتباط با قیام مختار

     یكی دیگر از حدس هایی كه برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه میتوان زد ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب است كه به خون خواهی شهدای كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر یزید  شهید شده بودند، قیام می كند .
    گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنكه از زندان آزاد می شود ، به خون خواهی شهدای كربلا بر می خیزد (6).

    آنگاه برای آنكه مخالف را از موافق تشخیص دهد و بر كفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .

    یكی از حدس ها نیز این است كه شاید به این دلیل بوده كه از آن پس مردم ایران كه دوستدار اهل بیت رسول اكرم (ص) و حضرت سید الشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، كه در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند .

    یك عقیده كهن ایرانی

    اعتقاد مردم باستان فروهر ها (7) به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی و آسمانی خود به شهر و دیار خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی می کنند . تا پیش از روز بیست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، یعنی شب بیست وششم فروهر ها فرود می آیند .

    در این روزها بازماندگان لباس نو تهیه می كنند و در اتاق ها به ویژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شیرینی و میوه و سبزی و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب های خوشبو در سفره می نهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف می كنند به‌آن امید كه چون روان درگذشتگان به میان آنان آمدند شاد و راضی باشند و به بازماندگان دعا و بركت عنایت كنند .

    در این شبها مردم بر سر بامها برای راهنمایی روان درگذشتگانشان آتش روشن میكردند تا در فروغ و روشنای آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنایی وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنین رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن میكردند خوراك های ویژه ای نیز قرار دهند .

    دلیل توجه به فروغ و روشن كردن‌ آتش

    نگویی كه آتش پرستان بَدند
     پرستندگان پاك یزدان بُدند                        
                               "فردوسی"

    فروغ به معنی نور و روشنایی است ، بر اساس تعلیمات زرتشت از آتش (8) كه یكی از مخلوقات اهورا مزدا میباشد نیز نشات می گیرد .بر خلاف یك تصور نا بجا تقدیس آتش نه به دلیل پرستش آن كه در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزدا میباشد و نقشی كنایه ای دارد .

    در زمان ایران باستان و همچنین پیروان امروزی آیین بهی(زردشتی) از آنجا كه برای اهورا خالق مطلق گیتی سمت و سویی جغرافیایی و مادی قائل نیستند هر جا كه فروغی دیده شود آن را نشانه ای صوری از وجود روشنایی و حقیقت و وجود اهورا مزدا می دانند ، از این روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز می گذارند .

    در تعلیمات آیین بهی انگره مینو ( از دو بخش انگره + مینو تشكیل میشود انگره به معنی فشرده و خلل رسانی است و مینو از «من» می آید كه در زبان سنسكریت به معنی دانش است ) سبب بدی و زشتی و پلیدی در تاریكیست و در نقطه مقابل آن سپنتا مینو * ( از دو بخش سپنتا + مینو تشكیل شده در اینجا سپنتا به معنای سود رسانی و مینو هم معنی قبل است ) قرار دارد كه سبب خیر و خوبی و نیكیست و در روشنایی و فروغ جاودان قرار دارد .

    همچنین آتش در زمان باستان دارای خاصیت ضد عفونی و در واقع از بین برنده بیماری و بدی بوده كه اینها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مینو تولید میشدند .
    از این جهت و دلایل دیگر برای تقدیس آتش است كه در آیین باستانی ایران آتش تقدیس میشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار میشده و می شود .
     
    البته دلیل دیگری نیز وجود دارد و آن آتشی است كه زرتشت با خود به همراه داشته و بی دود بوده ، بحث در مورد آن آتش از حوصله این نوشت خارج است ، برای مطالعه بیشتر رجوع شود به كتاب فروغ زردشتی .(9)

    سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

    به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه كوچك (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) (10)یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان ( شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز كبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) (11)قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است )(12) كه پنج روز كبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

    و یا در آخرین شب سال قرار دارد كه جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند كه بر اساس زندگی جوامع دامدار و كشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )(13)
    البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

    ( گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: میدیوزرم – Midyuzarm- 2: میدیوشم – Midyushcm 3: پیتی شهیم - Pityshahim 4 : ایاترم – Ayathcrm 5: میدیارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :
    1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه
    2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه
    3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه
    4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه
    5 : از ده تا چهار ده دی ماه
    6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

    گوشه ای از سنن مختلف ایرانی كه رو به فراموشی هستند


    یكی از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوری و


    ادامه مطلب


    انتخابات ایران و نتایجش

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:سه شنبه یازدهم اسفند 1394-06:01 ق.ظ

    election in iran

    از یک زاویه می‌توان اظهارنظر آقای مرعشی را به فال نیک گرفت بلکه بنشینیم و ببینیم «توسعه‌نیافته سیاسی» کیست. آیا چون اکثریت ملت ایران به نومحافظه‌کاران- که به غلط اصلاح‌طلب یا اعتدالی خوانده می‌شوند- رای ندادند، می‌توان ایشان را عقب‌مانده سیاسی خواند؟ و آیا چون مردم شمال تهران با استفاده از حضور نه‌چندان پررنگ پایین‌شهری‌ها، توانستند موجبات پیروزی نومحافظه‌کاران را فراهم کنند، دارای بلوغ سیاسی هستند؟ این یک نوع واکنش به پیروزی و شکست در انتخابات است، یک نوع هم آن است که ما از جناب زاکانی دیدیم. آنجا که در کنار 29 اصولگرای دیگر در تهران شکست خوردند اما هرگز این باخت را بهانه تمرد از اخلاق و ادب نکردند. آری! ثبت شد این جمله که ما رای مردم را به خوب و بد تقسیم نمی‌کنیم. حال کافی است نگاه‌ آقای مرعشی به شکست نومحافظه‌کاران در سراسر ایران را مقایسه کنیم با نگاه دوم.گمانم از ورای این قیاس، «عقب‌مانده سیاسی» خود به خود خودش را نشان می‌دهد. عقب‌مانده سیاسی، یعنی کسانی که مردم را تنها و تنها به شرط رای دادن به جماعت خود می‌خواهند. اگر مردم تهران 3 دوره متوالی رای به اصولگرایان دهند و ایشان را روانه بهارستان کنند، حتما از نظر سیاسی عقب‌مانده یا توسعه‌نیافته هستند لیکن کافی است چون 7 اسفندی، اسفند خود را به نفع نومحافظه‌کاران دود کنند.
    آنجا می‌شوند فهیم، دارای بلوغ سیاسی، محترم! روز اگر دوم خرداد باشد، همین مردم که اکنون توسط حضرات «عقب‌مانده سیاسی» خوانده می‌شوند، لابد باید «جلوداران عرصه سیاست» خطاب شوند اما خدا نکند همین مردم، آرای اکثریت را حکایت سال 88 رهسپار صندوق فلانی کنند؛ هم فتنه علیه کلیت آرا آزاد است، هم لگدپراندن به آرای اکثریت آزاد است، هم نشانه رفتن اصل نظام آزاد است، هم دمیدن در بوق سراسر دروغ تقلب آزاد است، هم بی‌احترامی به جمیع مقدسات آزاد است و هم همه چیز که حضرات نومحافظه‌کار می‌خواهند! لذا مصداق تام و تمام عقب‌مانده سیاسی، نه ملت سلحشور ایران که خاندان اشراف است. آنجا که سال 88 با نوشتن نامه سرگشاده علیه جمهور، فتنه علیه انتخابات را کلید زد و آنجا که حتی دست بردار از سر همین رئیس‌جمهور فعلی هم نیست! یک روز می‌گوید «روحانی 3 درصد بیشتر رای نداشت و با حمایت من رئیس‌جمهور شد» و دگر روز می‌گوید «اصلا فرد مدنظر من، نه روحانی که یکی دیگر بود»! اینها که برشمردم، هم مصداق عقب‌ماندگی سیاسی است، هم مصداق بی‌اخلاقی سیاسی و هم مصداق عدم تقوای سیاسی. لیکن اوج توسعه سیاسی- به معنای رعایت قواعد بازی سیاست- آنجا بود که سال 92، تنها یک اختلاف هفت دهم درصدی فرد پیروز را معین کرد اما نامزدهای جناح اصولگرا، اولین نفراتی بودند که به جناب روحانی تبریک گفتند. پس تصور کردن خود به عنوان محور حق و آنگاه سنجیدن خوب و بد ملت با این محور، در وهله نخست موید همین بلوغ‌نیافتگی در مقوله سیاست است! سیاست بی‌پدر و مادر،‌ از قضا همین است؛ همین که تو برداری شهرستانی‌ها را فاقد بلوغ سیاسی بخوانی به این جرم که اکثریت‌شان به جریان حضرت عالی نظر مساعد نشان نداده‌اند. باورم هست «فتنه» نشأت از همین نگاه متکبرانه می‌گیرد. تو با این نگاه لازم باشد این حق را هم به خود خواهی داد که علیه آرای عقب‌مانده‌های سیاسی(!) دست به شمشیر فتنه ببری، نه رای‌شان را قابل خواندن بخوانی، نه حتی خودشان را آدم بدانی! پرواضح است که «تهران» نام یکی از شهرهای «ایران» است! حضرات اما طوری علیه ساکنان سایر شهرها گارد گرفته‌اند کانه «ایران» نام یکی از شهرهای «تهران» است!
    مجلس خبرگان رهبری ایضا مجلس شورای اسلامی، مجالسی متعلق به همه مردم ایران هستند و صدالبته اگر افرادی، تنها ناظر بر رای مردم شریف و عزیز تهران- روی این «شریف و عزیز» تاکید مضاعف دارم- بخواهند برنده و بازنده انتخابات را معین کنند از جمله مصادیق «عقب‌مانده سیاسی» هستند.
    اما سخنی با گروه قلیلی از دوستان خودی. کوفه خواندن تهران، بی‌تعارف بیانگر نوعی «بی‌معرفتی سیاسی» است. یعنی چه این حرف‌ها؟ چطور مردم تهران وقتی 3 دوره مجلس را به افراد همسو با ما می‌سپارند، شهیدپرور و ولایی و اهل درد و با معرفت خوانده می‌شوند اما کافی است باری علیه من و ما رای بدهند!
    اگر به «تلک الایام نداولها بین الناس» ایمان داریم، ‌لاجرم باید اندکی تامل کنیم و بعد از سبک و سنگین کردن حرف مد نظر، تحلیل خود را به رشته تحریر درآوریم. لذا صمیمانه از این دوستان عزیز می‌خواهم که «صبوری» را هم به «بصیرت» خود اضافه کنند. اولا صبر و بصر همواره با هم آمده‌اند، ‌ثانیا بساط این انتخابات را نظام جمهوری اسلامی پهن کرده. اگر به بهانه رای شهرستانی‌ها به اصولگرایان حق نداریم ملت ایران را «عقب‌مانده سیاسی» بخوانیم، به بهانه رای تهرانی‌ها به گروه مخالف خود هم حق نداریم حرف‌های نازیبا بزنیم که دست آخر، جز به نتایجی زشت منجر نخواهد شد.
    این همه که نوشتم اما مقدمه‌ای بود برای این متن که در ادامه، خطاب به مولای‌مان امام خامنه‌ای خواهم نوشت.
    آقاجان! دشمن گمان می‌کرد بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 دیگر در این نظام الهی خبری از انتخابات نخواهد بود لیکن ایستادگی شما پای آن انتخابات، پای آن کلیت 40 میلیونی و پای آن اکثریت 24 میلیونی، باعث شد بعد از 88، این دومین انتخابات مجلس در نظام مردمی جمهوری اسلامی باشد. شما در پیام خود، از ما ملت، از وزارت کشور و از شورای نگهبان تشکر کردید، اما راستش را بخواهید «از بد حادثه می‌ترسیدیم! تو به ما جرأت توفان دادی!»
    آقاجان! اگر همه هم و غم دشمن بر این استوار شده که ما در راه دفاع از ولایت فقیه، خسته شویم، دشمن این را بداند که ما در این راه روح‌اللهی، از هیچ چیز خسته نخواهیم شد. شما آن روز، از همه ملت، حتی از زاویه‌داران با نظام خواستید بیایند و رای دهند اما حضرت آقا! تا در این مرز و بوم بسیجی هست، شما هرگز از داعیه‌داران دروغین «جانم فدای ایران» نخواهید خواست که حتی اگر نظام را قبول ندارند، یعنی فقط من‌باب ملی‌گرایی، بروند به میدان جنگ با لعین داعشی که چشم طمع دوخته به مرز مقدس ما.
    آقاجان! رای را آسان می‌توان داد، آنچه اما از این هم آسان‌تر است، این است که بسیجی به عشق امام خود، از زن و زندگی بگذرد و برود جبهه شام، تا دشمن را در همان بیرون مرزها نگه‌دارد. آقاجان! تاریخ خواهد نوشت که روز 7 اسفند شماری از بسیجیان شما، در خط مقدم جنگ با لعین داعشی، مجال شرکت در انتخابات پیدا نکردند تا حتی زاویه‌داران با نظام هم بروند و در نهایت امنیت، رای خود را درون صندوق بیندازند! بالاتر از این چه افتخاری یک نظام می‌تواند داشته باشد؟! راستی علمدار ولایت! بسیجیان فدایت ... فدای یک لبخند شما ای نایب بر حق مهدی موعود.
    منبع:حسین قدیانی وطن امروز



    شرایط و زمان آزمون تیزهوشان 96-95

    نویسنده :ع.ا نصر
    تاریخ:سه شنبه چهارم اسفند 1394-05:52 ق.ظ




    با اتکال به الطاف بیکران الهی و به منظور شرکت دانش‎آموزان پایه ششم و پایه نهم در آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان ، دستورالعمل آزمون ورودی دبیرستان‎های استعدادهای درخشان (دوره اول و دوره دوم متوسطه) با شماره 460/ 245740 مورخ 94/12/3 به ادارات کل آموزش و پرورش استان‎ها ابلاغ شد. علاقمندان و متقاضیان شرکت در آزمون مزبور می توانند جهت اطلاع از کیفیت اجرای آزمون و ثبت نام ، از تاریخ 94/12/8 به پایگاه اینترنتی www.sanaad.medu.ir مراجعه نمایند.

    آزمون ورودی پایه هفتم مدارس استعدادهای درخشان راس ساعت 9 صبح روز پنجشنبه مورخه 1395/02/23 همزمان در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
    آزمون ورودی پایه دهم دبیرستانهای استعدادهای درخشان راس ساعت 9 صبح جمعه 1395/02/24  در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
    کارت ورود به جلسه و اطلاعات در مورد محل آزمون از ده روز قبل از آزمون بهمراه نشانی دقیق حوزه برگزاری آزمون از طریق سامانه دانش آموزی به ادرسwww.sanaad.medu.ir در اختیار داوطلبین قرار خواهد گرفت.

    برای اطلاعات بیشتر بر روی جمله زیر کلیک کنید

    ثبت نام آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان سال تحصیلی 96-1395


    منبع : وبلاگ:معلم5 فتحی  





    • تعداد صفحات :177
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...